در یک کشتی خارجی که از بوشهر عازم ایتالیا است، پسربچه ای بندری پیدا می شود که غیرقانونی و پنهانی سوار کشتی شده است. یکی از مسافران کشتی، زنی روسی است که قبلا در بوشهر حضور داشته است. او برای ناخدای کشتی ماجرای پسربچه را که عبدالکریم نام دارد، تعریف می کند. در این سرگذشت، عبدالکریم که دوست دارد خود را "رنجرو" معرفی کند، به ماهی فروشی در محل زندگی کارکنان روس نیروگاه اتمی بوشهر مشغول است و در حین انجام کار، با اُلگ، فرزند یکی از کارکنان روس نیروگاه آشنا می شود. رنجرو که پسر خیالبافی است، شبی در تخیلات خود، بازماندن یک موجود فضایی از بشقاب پرنده اش و تبدیل آن به یک لاک پشت را می بیند. هیچکش حرف های رنجرو را باور نمی کند جز اُلگ که معتقد است اگر از لاک پشت تا هنگام بازگشت سفینه فضایی به خوبی نگهداری کنند، موجودات فضایی آرزوهایشان را برآورده خواهند ساخت. رنجرو و اُلگ، به رغم حساسیت اهالی منطقه، با هم صمیمی می شوند و از طریق ترجمه ی همان زن روس، با هم حرف می زنند. به موازات این ماجرا، مذاکرات ایران با کشورهای 1+5 بر سر مسائل هسته ای جریان دارد و دو پسربچه، با نگرانی از اینکه مبادا با تعطیلی نیروگاه از هم دور شوند، جریان مذاکرات را دنبال می کنند. سرانجام قدرت های بزرگ بسته پیشنهادی ایران را نمی پذیرند و با تعطیلی نیروگاه، اُلگ نیز به کشورش برمی گردد. رنجرو که دلتنگِ اُلگ شده، تصمیم می گیرد با کشتی به اروپا برود و پیام صلح خود را به گوش رهبران کشورهای قدرتمند برساند. ناخدای کشتی با شنیدن این سرگذشت، راغب می شود به رنجرو کمک کند. رنجرو به خارج می رسد و برای هم شاگردی هایش در بوشهر نامه ای می نویسد و در آن از دغدغه های صلح طلبانه اش سخن می گوید.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 101,700,000 تومان (تهران)
- شرکت تولید کننده :
- صدا و سیمای مركز بوشهر
- /
- شرکت پخش کننده :
- حوزه هنری
- /
- مکان فیلم برداری :
- جزیره شیف، استان بوشهر، ایران
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...