دل تورو از بدو ورود به هالیوود به ساخت فیلمهای پرهزینه روی خوش نشان داد و همسو با تبدیل شدنش به مهرهای موثر در چرخه پولسازی هالیوود از ساخت فیلمهای معناگرایی که مثل کوارون و ایناریتو در توان وی نیز هست، پرهیز کرد. این به معنای تسلیم محض وی مقابل ایدهالهای فیلمسازی در هالیوود و تبدیل شدن وی به مهرههای ماشینی و فاقد احساسات شخصی و انتخابهای فردی در این پروسه نیست زیرا در فیلم «استخوان بندی شیطان» (2001) و «هزارتوی پن» (2006) دل تورو میتوان چیزهایی را یافت که حاکی از سینمای مستقل و از تمایل دل تورو برای قصه گویی در خط و حال و هوای خودش است اما همسو با آن وی فیلمهای هالیوودی و پرهزینهای چون «بلید 2» (2002)، «پسر جهنمی» (2004) و «پسر جهنمی 2» (2008) را نیز کارگردانی کرد و «حاشیه اقیانوس آرام» او چنان پر فروش بود که او موظف به ساخت قسمت دوم آن شده است.
عدهای روش کاری دل تورو را ایجاد یک پل ارتباطی بین فیلمهای گوتیک دلخواهش و آثار مرسوم و جاری و بدنه اصلی سینمای آمریکا میدانند ولی هر چه هست، دل تورو در کنار کارگردانی به امر تهیه گسترده فیلمها در هالیوود نیز اشتغال داشته است و همین مسئله و مشغولیت اضافی هم از دلایل دور ماندن وی از فیلمهای عمیقتر و معناگرایی بوده که باعث و بانی اصلی شهرت ایناریتو شده و وی را در جایگاهی رفیع نشاندهاند که برای دل تورو رسیدن به آن تقریباً غیرممکن است. دل تورو در سال 2015 فیلم «قله ای به رنگ خون» را نیز عرضه کرد.
او اکنون چند سالی است که در شهر کوچک اگوراهیلز در ایالت کالیفرنیای آمریکا زندگی میکند و ارتباط نزدیکش با استودیوهای هالیوودی پایه گذار استقرار او در این منطقه بوده است. دل تورو در نگارش متن داستان سه گانه «هابیت» نیز با پیتر جکسون همکاری داشته است.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...