دبی رینولدز

Debbie Reynolds

مری فرانسیس رینولدز
عناوین شغلی : بازیگر
تولد : اِل پاسو، تگزاس، آمریکا - ۱ آوریل ۱۹۳۲
وفات : لوس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا - ۲۸ دسامبر ۲۰۱۶

در بربانک کالیفرنیا به دبیرستان می رفت. نخستین نقشش را در سال 1948 در فیلم «عروس ماه ژوئن» به دست آورد که منجر به بستن قرارداد با برادران وارنر شد. در 1950 به مترو گلدوین مابر رفت و آنجا در باقی طول دهه در رشته ای از موزیکال های این کمپانی ظاهر شد و با صدای گرمش آواز خواند. از 1961 در کاباره ها هم برنامه اجرا می کرد. نقش هایش در فیلم های جدی اغلب نمی توانستند موفقیت های گذشته را تجدید کنند. از 1969 تا 1970 در «برنامه تلویزیونی دبی رنولدز» ظاهر شد. در سال 1973 در برادوی ستاره ی نمایش «آیدین» بود. به خاطر فیلم «مالی براون پایدار» نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول بود. شوهر اولش، ادی فیشرِ خواننده بود که در 1955 با هم ازدواج کردند و در 1959 به دنبال جنجال رابطه ی فیشر با الیزابت تایلور از هم جدا شدند. خاطراتش را در کتابی با نام «دبی: زندگی من» (1988) نوشته است. فرزندانش از فیشر، کری، بازیگر و تاد، کارگردان تلویزیونی است.

رینولدز در 1948 عنوان "دوشیزه ی بربانک" را به دست آورد ولی کیفیت هایی که در همان سال در نخستین نقش سینمایی اش به نمایش گذاشت، بیشتر با روحیات یک پیک شادی سنخیت داشتند تا با چهره ی یک ملکه ی زیبایی. حالت دخترانه ی شاد و سرخوش او دقیقاً با حال و هوای موزیکال ها و کمدی هایی که بازی می کرد، جور درمی آمد و محبوبیتش چنان سریع بود که به رغم تازه کار بودنش، ستاره ی فیلم ها شد.

نقش های اولیه اش تنوع چندانی نداشتند، ولی جاذبه ی بی تلکلف حضورش برای تضمینِ سرگرم کننده بودنِ فیلم کافی می نمود. رقص و آوازش معمولی بود، با این حال مکرر در موزیکال ها به کار گرفته می شد، چرا که بهترین محمل عرضه ی شخصیت چابک و سرزنده ی او بودند. استعداد او در میمیک چهره را که بیشتر در نمایش های کاباره ای دوره ی متاخر کاری اش هویداست، می توان در فیلم مفرح و سرگرم کننده ای مثل «من ملوین را دوست دارم» هم دید؛ همینطور حس ذاتی او از زمان بندی کمدی و مهارت هایش در هجوپردازی و لودگی را در فیلم هایی مثل «ماجراهای دابی گیلیس» و «سوزان اینجا خوابید».

به مرور زمان حرارت و حدت او اندکی تحمیلی به نظر می رسید. با «تامی و آدم مجرد» احساساتی گری پیش پا افتاده ای وارد نقش هایش شد. حالت های بی روح نقش هایش در «آلاچیق»، «چگونه غرب تسخیر شد»، «مری» و به ویژه «مالی براون پایدار» توی چشم می زدند. با این حال استعدادش همچنان چشمگیر باقی ماند. در انتظار نقش های مناسب و چالش گری که از راه برسند مثل نقش عالی اش در «خداحافظ چارلی» یا همان نقشی که وقتی نوزده سال بیشتر نداشت، او را به تاریخ سینما سنجاق کرد: عشق جوان، معصوم، خوش رو، شاداب و "ستاره ی شانسِ" جین کلی در «آواز در باران با آرزوهای بزرگی برای ستاره شدن در سینما که فروتنانه می پذیرد تا برای موفقیت فیلمی در آستانه ی شکست، صدای خود را به تصویر زنی دیگر ببخشد. هرچند کلی در پایان فیلم با کنار کشیدن پرده ها به تماشاگران درون فیلم و بیرون از آن، نشان داد که ستاره ی واقعی کیست.


اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...