گریس کلی

Grace Kelly

گریس پاتریشیا کلی
عناوین شغلی : بازیگر
تولد : فیلادلفیا، پنسیلوانیا، آمریکا - ۱۲ نوامبر ۱۹۲۹
وفات : موناکو، فرانسه - ۱۴ سپتامبر ۱۰۸۲

در خانواده ای ثروتمند پرورش یافت. از ده سالگی روی صحنه می رفت. تحصیلاتش را در آکادمی راوین هال و مدرسه استیونز، هر دو در فیلادلفیا، و سپس آکادمی هنرهای دراماتیک در نیویورک به پایان برد. میان سالهای 1947 تا 1949 در فیلم های تبلیغاتی/تجارتی تلویزیون بازی کرد. در 1949 کارش را در تئاتر با بازی در نمایشنامه ای که عمویش جورج کلی نوشته بوذ، آغاز کرد و در برادوی نیز روی صحنه رفت.

در 1951 با «چهارده ساعت» وارد سینما شد. سال بعد نخستین نقش برجسته اش را «صلات ظهر» یا «ماجرای نیمروز»، کناری گری کوپر، ایفا کرد. در 1952 قرارداد هفت ساله ای با مترو گلوین مایر بست. در 1954، آلفرد هیچکاک او را برای بازی در «اِم را برای قتل بگیر» از مترو گلدوین مایر امانت گرفت (هیچکاک و کلی در مجموع در سه فیلم همکاری کردند). در 1954، وقتی مشغول بازی در «دستگیری دزد» بود، در ریویرای فرانسه با پرنسس رنیه سوم، حکمران موناکو آشنا شد و این آشنایی در 1956 به لزدواج انجامید (1956 تا زمان مرگ کلی)؛ او از آن پس از سینما کناره گرفت.

اگرچه دوران بازیگری گریس کلی در سینما خیلی کوتاه بود، اما با این حال با ملاحت و ذکاوتش توانست توجه همگان را به خود جلب کند. نقش هایی که کلی بازی می کرد، بیشتر بر مبنای بروز علاقه و هیجانی نهفته و شدید پس از تغییر شکل چهره ی سرد و "اخلاقی"اش بود. پیش از اینکه در زندگی واقعی به دربار برسد، در فیلم هایش نیز رفتاری اگر نه سلطنتی اما اشرافی و متفاوت با دیگران داشت، که معمولا در ارتباط عاطفی با مردانی که از نظر اجتماعی از خودش پایین تر بودند به رفتاری گرم و احساساتی تغییر می یافت. این تغییر رفتار در برخی فیلم هایش پاسخ به تماشاگرانی بود که از طرفی شیفته ی رفتار، لباس پوشیدن و طرز حرف زدن اعیان و اشراف بودند و از سوی دیگر نیز به برابری اجتماعی گرایش داشتند.

هیچکاک، او را در فیلم هایش به مثابه یک قهرمان پاک و معصوم، قربانی ملیحِ خشونتی بی رحمانه یا همراه مردی که در موقعیت تعقیبی خطرناک بود استفاده کرد. در «پنجره عقبی» - که بهترین فیلم کلی با هیچکاک است - یکی از موقعیت های مهم هیچکاکی - شخصیت مرد بی عاطفه ی فیلم در وضعیتی خطرناک و زمانی که تقریبا هیچ کاری از عهده اش بر نمی آید، پی می برد که به محبوبه اش علاقه دارد - با کمک ذکاوت و جذابیت کلی، استوار و پُرکشش می شود. ماهرانه ترین نقش آفرینی او که توانایی اش را در ایفای نقش های پیچیده تر و غیرمعمول تیپ های همیشگی اش نشان داد، در «دختر روستایی» بود. او در این فیلم در نقش زنی بدگمان و ستیزه جو که از وقت پیر شده بود کنار بینگ کرازبی - که آخرین شانس بازیگری اش را امتحان می کرد - ظاهر شد و بر خلاف همیشه لباس هایش از مُد افتاده بود، عینک به چشم داشت و نگاه هایش بی حالت و مات می نمود. اما متاسفانه مترو گلدوین مایر دیگر هیچگاه امکان ایفای چنین نقش هایی را برایش فراهم نکرد.

او بر اثر یک سانحه ی اتوموبیل در مونته کارلو درگذشت.


اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...