اینگرید برگمن
Ingrid Bergman
از پدری سوئدی و مادری آلمانی در استکهلم متولد شد. برگمن وقتی 3 ساله بود مادرش را از دست داد و در 13 سالگی نیز پدرش فوت کرد و پس از آن بستگانش از وی مراقبت میکردند. وی به زبانهای سوئدی، آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و ایتالیایی تسلط داشت.
پس از تحصیل در آکادمی هنرهای دراماتیک استکهلم بازی در فیلمهای سوئدی را آغاز کرد و نخستین بازی سینماییاش نقش کوچکی در فیلم «کنت شهر قدیمی» در سال 1935 بود. او در عرض یک سال به ستاره اول سینمای سوئد تبدیل شد. آخرین فیلم او در سوئد یعنی «اینترمتسو» مورد توجه دیوید سلزنیک تهیه کننده معروف هالیوود قرار گرفت و از او برای بازسازی دوباره این فیلم در آمریکا دعوت به عمل آورد. موفقیت دوباره این فیلم در آمریکا زمینه آغاز حضور دائمی برگمن در سینمای آمریکا را فراهم آورد. پس از ورود به هالیوود تیپ منحصربهفرد او که با تمام بازیگران زن آن زمان متفاوت بود به خصوص ویژگی طبیعی بودن (به دلیل عدم نیاز به چهره پردازی) و همچنین بازیهای هنرمندانه، او مورد توجه و استقبال گسترده ای قرار گرفت به طوری که روزنامهها در وصف او نوشتند "خانم برگمن نه تنها بازیگری واقعاً هنرمند است بلکه این قدر زیباست که خود نیز یک شاهکار هنری به شمار میآید".
استعدادی که او در فیلمهایش به نمایش گذاشت باعث شد که در عرض کمتر از سه سال به ستاره زن اول سینمای آمریکا مبدل شود. پس از بازی درخشان در فیلم «دکتر جکیل و مستر هاید» در سال 1941 برای ایفای نقش مقابل همفری بوگارت در فیلم «کازابلانکا» انتخاب شد که امروزه از آن به عنوان محبوبترین فیلم تاریخ سینمای آمریکا نام برده می شود.
وی در سال 1949 با روبرتو روسلینی، کارگردان ایتالیایی (یگی از بنیان گذاران سبک نئورئالیسم در سینما)، آشنا شد و به خاطر او همسر و تنها دخترش را ترک کرد و با روسلینی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج 3 فرزند بود یک پسر و 2 دختر که دوقلو بودند. بدین ترتیب اینگرید برگمن هفت سال به دور از هالیوود به همراه روبرتو روسلینی شروع به ساخت یک سری فیلمهای هنری کرد. اما سرانجام در سال 1957 از او نیز جدا شد.
پس از ورود مجدد به آمریکا او بیشتر در فیلم های خاصی که خود انتخاب میکرد و اکثراً هنری بودند بازی میکرد. چهرهای که اغلب برگمن در فیلمهایش بازی میکرد نشان دهنده زنی بود که
انگار برای زجر کشیدن آفریده شده بود؛ زنی که تحمل بالایی داشت و به جای
اینکه گلایهای داشته باشد فقط با نگاههایش حرف میزد. اغلب در جدال عشق
در برابر مرد مورد علاقهای شکست میخورد و یا به نوعی قربانی میشد.
|
|
|
|
|
|
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...