الیا کازان
Elia Kazan
در
چهار سالگی همراه با خانواده اش به آمريكا مهاجرت كرد. وی پس از پايان
دوران دبيرستان وارد دانشگاه ييل شده و در رشته درام نويسی به تحصيل
پرداخت. در دهه 1930 پس از فارغ التحصيلی، گروهی تئاتری را تشكيل داده و
نمايش های بسياری روی صحنه برد كه تعدادی از آنها مورد توجه بسيار قرار گرفت.
كازان در دهه 1940 وارد تئاتر برادوی شده و نمايش های مهمی را اجرا كرده و
زمينه را برای ورود خود به سينما فراهم نمود. «درختی كه در بروكلين می رويد»
نخستين كار بلند سينمايی اوست كه بر اساس رمانی به همين نام نوشته بتی
اسميت ساخته شده است. فيلم درباره خانواده اي اهل بروكلين در سال هاي
ابتدايی قرن بيستم با مايه های ملودرام است كه موفقيت خوبي را برای كازان
در پی داشت و قراردادی طولانی مدت با كمپانی فاكس قرن بيستم را برايش به
ارمغان آورد. دو سال بعد و در سال 1947 وی در تاسيس مدرسه بازيگری آكتورز
استوديو مشاركت كرده و نسل تازه ای از بازيگران سينما را تربيت كرد كه برخی
از آنها همچون: مارلون براندو به ستاره هايی بی بدیل و فراموش ناشدنی تبديل شدند.
در سال 1952 کازان، کمونیست سابق و امیدوار به ساخت فیلمهایی بیشتر، به
شدت از سوی کمیته فعالیتهای ضدکمونیستی تحت فشار قرار گرفت. در این
دوره عده زیادی به خاطر اتهاماتی که به آنها زده شد کار یا حتی زندگیشان
را در آمریکا ازدست داده و ناچار به مهاجرت شدند؛ اما کازان برای این
کمیته اهمیت زیادی داشت. به او گفته شد اگر همکاران کمونیستش را به این
کمیته اعلام نکند شاید دیگر امکان ساخت فیلم را پیدا نکند. کازان هم جزو
لیست سیاهی بود که هالیوود از کمیته دریافت کرده بود و کاری بهجز گردن
نهادن به دستور یا ترک استودیو نداشت. کازان تصمیم گرفت همکاری کند و از این اینجا به بعد و پس از انجام این
کار مورد نفرت دوستانش قرار گرفت و تا زمانی که زنده بود از زیر سایه
تبعات این کارش بیرون نیامد.
فارغ
از مسايل مربوط به دوره همكاری اش با كميسيون سناتور مک كارتی كه بخش مهمی
از دوران فيلمسازی اش را تحت الشعاع قرار داد، فيلمساز بزرگ و صاحب سبكی
است كه بسياری از فيلم هايش را گذر زمان هم نتوانسته از سكه بيندازد،
موضوعی كه در سينمای معاصر جهان كمتر رُخ داده و فيلم ها شباهت بسياری به
كالاهای مصرفی فروشگاه ها دارند.
|
|
|
|
|
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...