کن لوچ

Ken Loach

کنت لوچ
عناوین شغلی : کارگردان
تولد : نانیتون، وارویک شایر، انگلیس - ۱۷ ژوئن ۱۹۳۶

شروع به کار لوچ در 24 سالگی و با تلویزیون بود. او از سال 1962 مجموعه‌های مستند برای بی بی سی می‌ساخت و از همان سالهای جوانی به فیلمسازی جنجالی تبدیل شد که درام‌های اجتماعی‌اش بر مبنای حقیقت شکل می‌گرفتند. برای مثال همکاری او با تونی گرانت در مجموعه مستند اجتماعی تولید بی بی سی در سال 1965 که به موضوع بی‌خانمان‌های بریتانیایی می‌پرداخت چنان جنجال برانگیز شد که که مجلس عوام این کشور ساختار اصلاحی برای این مورد اجتماعی در نظر‌گرفت.

کن لوچ لوچ همواره "رئالیسم اجتماعی" در ژانر درام اجتماعی را در فیلم‌هایش نشان داده و همچنین مضامین چپگرایانه در آثار او به وفور دیده می‌شوند.در 1968 او  اولین فیلم داستانی خود به نام «گاو بیچاره» را ساخت. تاثیر این فیلم بر خودِ لوچ چنان عمیق بود که پس از این خودش بارها اعتراف کرد که اگر «گاو بیچاره» را نمی‌ساخت به فیلمسازی سفارشی بدل می‌شد. دو سال بعد اما اتفاقی مهم در زندگی سینمایی لوچ روی داد. سال 1970 یکی از بهترین فیلم‌های مستقل بریتانیایی توسط او ساخته شد. این فیلم با نام «قوش» یک رئالیسم اجتماعی واقعی و حقیقی و سرشار از سکانس‌ها‌ی ناب بود. داستان «قوش» در باره نوجوان بی‌قراری است که با پیرامونش مشکل داشته و از مدرسه و خانه فرار می‌کند. پسرک یک قوش وحشی می‌یابد که با تمرین دست آموز می‌شود و همین روند باعث تغییر زندگی‌اش می‌گردد.

بین 1970 تا 1990 معلوم نیست که چه بلایی سر لوچ آمده بوده که هرچه ساخت یا افتضاح از آب درآمد و یا این که با تصمیم های غلط در توزیع و اکران فیلم با شکست کاری مواجه می‌شد. حتی آثار تلویزیونی او نیز عمدتاً متوسط یا معمولی از کار درآمدند. با این همه کن لوچ در آستانه دهه 90 دوباره به اوج رسید و فیلم‌های مستقل او مورد توجه منتقدان و جشنواره ها قرار گرفتند. او با ساخت «رویای پنهان» محصول 1990 غوغا کرد. فیلم سیاسی و با مضامین چپگرایانه‌ی او در باره وقایع ایرلند شمالی به مذاق خود انگلیسی‌ها خوش نیامد اما این اثر در کن 90 درخشید و جایزه ویژه هیات داوران را تصاحب کرد. از آن به بعد گویی هرچه کن لوچ پا به سن می‌گذاشت بیشتر و بهتر آثاری در سبک رئالیسم اجتماعی می‌ساخت. «ریف راف» (1993)؛ «لیدی برد» (1994)4 دیگر آثار وی بودند که در این سالها با استقبال روبرو شدند.

کن لوچ سرانجام با فیلم «بادی که در مرغزار می‌وزد» (2006) به نخل طلای کن رسید. بسیاری؛ اکثر فیلم‌های این فیلمساز انگلیسی را سیاسی می‌دانند و یا به او کارگردانی می‌گویند که با گرایش‌های سوسیالیستی‌اش جز حرافی ندارد. با این همه باید گفت کن لوچ در ساخت درام‌های رئالیستی تقریبا بی بدیل است.

آخرین حضور لوچ به کنِ 67 برمی گردد. او با فیلم «تالار جیمی» در بخش مسابقه این دوره حضور داشتند. فیلم او باز هم به سبک و سیاق قبلی؛ یک اثر تقریباً سیاسی با مضامین سوسیالیستی است و درباره کارگری است که بعد از دو دهه به میهن بر می‌گردد و در صدد بهینه سازی زمین پدری است.


برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...