استفان اودران
Stéphane Audran
تئاتر را زیر نظر استادانی مثل شارل دولن، میشل ویتولد و رنه سیمون آموخت. از سال 1955 روی صحنه می رفت. در 1957، برای نخستین بار جلوی دوربین ظاهر شد. دو سال بعد با فیلم «پسرعموها» آغاز به همکاری با کلود شابرول کرد که تا چند دهه ادامه پیدا کرد. با «ماده آهوان» به شهرت بین المللی رسید. تا اوایل دهه ی 1990 از ستارگان سینمای اروپا به شمار می آمد. در تلویزیون نیز (از جمله در «قطار سریع السیر شرق»، 1970) فعالیت داشت. برای «ماده آهوان» از جشنواره برلین و «قصاب» از جشنواره سن سباستیان برنده جایزه شد. همسرانش، ژان لویی ترنتینیانِ بازیگر و کلود شابرولِ کارگردان (از 1964 تا زمان مرگ شابرول) بودند. پسرش، توما شابرول نیز بازیگر است.
کارنامه اودران و شابرول همان قدر به هم گره خورده که به دوران موج نو. آنها بیست و سه فیلم با هم کار کرده اند و اودران در هیچ فیلم دیگری (جز «افسون آرام بورژوازی» و «ضیافت بابت») به اندازه آثار شابرول درخشش نداشته است. با این همه حتی در فیلم های شابرول نیز تا پیش از «ماده آهوان» تنها چهره ملیحش جلب نظر می کرد. اما با این فیلم استعداد بازیگری اش را ثابت کرد. سردی آمیخته به خشونت چهره و رفتار و راه رفتن به خصوص، تصویر بازیگری مرموز و پیچیده را در ذهن به جای می گذاشت. به طوری که گاه او را با گرتا گاربو و مارلن دیتریش، مقایسه کرده اند. اما به طور قطع یقین او با آن دو یک تفاوت عمده دارد و آن این که بر خلاف گاربو و دیتریش، سینما برای اودران صرفا محملی برای جلوه گری هایش نبود، بلکه او همواره در خدمت سینما بوده است. از جمله بازی اش در «زن بی وفا»، از یاد نرفتنی است. او در این فیلم در نقش زن بی وفایی – که مثل اغلب نقش هایی که ایفا کرده "هلن" نام دارد – ظاهر می شود و به طرز حیرت انگیزی بدون رد و بدل کردن گفت و گوهای معنادار، توانست درگیری درونی میان خود و شوهرش را به تصویر کشد. مثل اغلب ستارگان غیرآمریکایی، او هرگز در فیلم های هالیوودی به موفقیت فیلم های فرانسوی خود دست نیافت. از اواخر دهه ی 1980 عمدتا در نقش های دوم ظاهر شد و در بیشتر آنها، بدون به رُخ کشیدن جذابیت های ظاهری، موفق بوده است.
در کلکسیون جوایز سینمایی او جایزه سزار که به اسکار فرانسه معروف است، هم دیده میشود. او برای بازی در فیلم دیگری از کلود شابرول با عنوان «ویولت نوزیر» برنده این جایزه شد.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...