هارولد لوید

Harold Lloyd

هارولد کلایتون لوید
عناوین شغلی : بازیگر - تهیه کننده - طراح لباس
تولد : بورچارد، نبراسکا، آمریکا - ۲۰ آوریل ۱۸۹۳
وفات : بورلی هیلز، لوس آنجلس، آمریکا - ۸ مارس ۱۹۷۱

در مذرسه هنرهای دراماتیک سن دیه گو درس بازیگری خواند. فعالیتش را از سال 1906 آغاز کرد. از 1913 به عنوان سیاهی لشکر در کمپانی های ادیسون و یونیورسال کار کرد. در 1914 چند کمدی با شخصیتی ابداعی به نام "ویلی وورک" برای هال روچ ساخت. در سالهای 1915-1917 سری کمدی هایی با دومین شخصیت ابداعی اش، "لوک تنها" با همکاری بی بی دانیلز و اسناپ پولارد ساخت. از سالهای 1915-1917 اغلب با همکاری میلدرد دیویس (که 1923 تا آخر عمر او، 1969، همسرش بود) یک سری کمدی ساخت. از 1922 منحصراً به ساخت فیلم های بلند روی آورد و یک سال بعد شرکت فیلمسازی خودش را تاسیس کرد. در دهه ی 1960 از گردآوری فیلم های کوتاهش، دو فیلمِ "مجموعه ای" تهیه کرد.

لوید پس از حدود صد فیلم یک حلقه ای، با حضور شخصیت خانه به دوش و غریبی به نام "لوک تنها"، دست به ارائه شخصیت جدیدی زد که موفقیت فراوانی برای او به همراه آورد. این شخصیت، جوانی خجول با لباس مرتب، کلاه حصیری، عینک و لبخندی آرامش بخش بود؛ شخصیتی که نمایانگر طبقه ی متوسط آمریکاست: جوان، شاداب، با اعتماد به نفس و لاجرم موفق! در صحنه ای از فیلم «هرگز سست نشو»، نامزدش می گوید: "او در هر کاری که سعی می کند، موفق می شود." این عبارت مایه ی اصلی فیلم های لوید است. یکی از دلایل موفقیت او (که پس از چارلی چاپلین و باستر کیتون محبوب ترین کمدین سینمای صامت است) مهارتش در تلفیق مناسبِ "نزاکت" (یکی از صفات اصلی شخصیت ابداعی اش) با سنت بزن بکوبِ سینمای کمدی صامت است.

لوید به جز بازیگری، در کارگردانی هم مهارت داشت و اگرچه در فیلم های یک حلقه ای، ظاهراً فقط جنبه های تولیدی را مد نظر داشت، اما با نخستین فیلم بلندش، «عزیزِ مادربزرگ» (با همکاری فرد نیومایر) این مهارت را به اثبات رساند. مشخصه ی صحنه های اصلی فیلم های لوید، تنوع شخصیت هایی مهیج است که از درون یک موقعیت می جوشد. هر بخش از فیلم، عملی دراماتیک را بسط و گسترش می دهد و آرام آرام خنده ی بیشتری تولید می کند. لوید در خلق و به کارگیری صحنه های اوج گیرنده در آثارش مهارت فراوانی داشت. بهترین نمونه های آن صحنه ی مشهور بالا رفتن او از یک آسمانخراش در «ایمنی، آخر از همه»، «پاها به جلو» و «چهارشنبه ی جنون آمیز» است.

کلید درک شخصیت لوید در "اشتیاق" او است. هیچکدام از دیگر بزرگان کمدی هرگز چنین ویژگی و خصلتی را به تصویر نکشیده یا از خود بروز نداده اند. برخی از بهترین لحظات کمدی فیلم هایش هنگامی رُخ می دهد که اشتیاق، او را به موقعیت هایی می کشاند که نتیجه ی عکس می دهد. به عنوان مثال در «ایمنی، آخر از همه» او مجبور است دو نقش را بازی کند: برای محبوبه اش مردی موفق می نماید ولی در واقع فروشنده ی جزء یک فروشگاه است. در سرتاسرِ فیلم «سال اولی» نیز موقعیت ها بر مبنای اشتیاق لوید برای پذیرش از سوی جامعه (و احمق جلوه کردنش نزد مردمی که او سعی می کند برای این پذیرش آنها را تحت تاثیر قرار دهد) بنا شده است. البته در تمام موارد، نقص یا اشتباه این شخصیت (که به وجود آورنده ی خنده است) بدل به مزیتی می شود که در نهایت برای او پیروزی و موفقیت را به ارمغان می آورد.

البته همواره با کمک اقبال مناسب، لوید بی هیچ شک و تردیدی در میان سلاطین کمدی (صامت) قرار می گیرد. اسکار افتخاری او در 1952 نیز همین عنوان را بر خود داشت. فیلم های دوره ی ناطق او از قبیل «دیوانه ی فیلم»، «راه شیری» و «پروفسور مواظب باش» اگرچه کمتر مورد توجه قرار گرفته اند اما در دهه ی 1930 با بسیاری از بهترین کمدی های سینمای آمریکا برابری می کردند. از شانس و خوشبختی لوید بود که وقتی نظام تحول یافته ی فیلمسازی آمریکا دیگر تاب تحمل سلاطین سابق کمدی را نداشت؛ او بازنشسته شده بود!


اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...