رابرت دووال
Robert Duvall
پدرش فرمانده نیروی دریایی بود. تحصیلاتش را در کالج پرینسیپیای ایلینوی به پایان برد. در دهه ی 1950، طی جنگ کره، در خدمت ارتش (از 1953 تا 1954) بود. سپس در تماشاخانه ی نیبرهودِ نیویورک، زیر نظر سنفورد مایستر، آموزش بازیگری دید. خیلی زود به طور حرفه ای، روی صحنه رفت. با ایفای نقش همسایه ی عقب افتاده ی گریگوری پک در «کشتن مرغ مقلد» وارد سینما شد. تا چند دهه بعد از سرشناس ترین بازیگران نقش های دوم در سینمای آمریکا به شمار می آمد. برای «پدرخوانده» (نقش دوم)، «اینک آخرالزمان» (نقش دوم)، «سانتینی بزرگ» (نقش اول)، «کشیش» (نقش اول) و «یک دادخواهی مدنی» (نقش دوم) نامزد دریافت اسکار بود و این جایزه را برای «بخشایش مهرآمیز» (نقش اول) برنده شد. برای «سانتینی بزرگ» از جشنواره مونترال، و «اعترافات حقیقی» و «کشتی چراغ دریایی» از جشنواره ونیز برنده ی جایزه شد. در تلویزیون نیز (از جمله در نقش "رییس جمهور دوایت آیزنهاور" در مجموعه ی «آیک: سالهای جنگ» - 1978) فعالیت داشت. نخستین فیلم داستانی خود، «آنجلو، عشق من» را در 1983 کارگردانی کرد. همسر دومش، گیل یانگز (از 1982 تا 1986)، نیز بازیگر است.
دووال به رغم ایفای نقش های اول همیشه یک "بازیگر نقش مکمل" یا "بازیگر نقش دوم" است و بی تردید یکی از بهترین ها. او قادر است کاری کند که مخاطب هنگام تماشای نقشش به کلی فراموش کند بازیگر آن کیست. هرگز نه پرسونای سینمایی برای خود خلق کرده و نه شخصیت واقعی اش را روی پرده برده است. نخستین بازی اش در «کشتن مرغ مقلد»، نوید استعدادی درخشان را می داد، که با بازی در نقش وکیل خانواده ی "کورلئونه" در «پدرخوانده» این استعداد را به خوبی عرضه کرد. او در این فیلم توانست پیچیدگی و ظرافت های شخصیت "تام هیگِن" را بدون تحمیل خود به فیلم یا مخاطب کاملاً منتقل کند و توجه مخاطب را به سوی خود معطوف سازد.
روش بازیگر ی دووال از نقشی به نقش دیگر تغییر می کند. او درباره ی روشمند بودن بازیگران گفته است: "وقتی می توانی روی پاهایت راه بروی نباید از چوب زیر بغل استفاده کنی." ایفای نقش سرهنگ دوم بیل کیلگورِ دیوانه در «اینک آخرالزمان»، و مدیر شبکه ی تلویزیونیِ فرصت طلب در «شبکه» نشان داد که در نقش های منفی نیز می تواند پرقدرت و تاثیرگذار باشد. دووال در حیطه ی کارگردانی – چه مستند و چه داستانی – نیز کاملاً موفق بوده است.
پدرش فرمانده نیروی دریایی بود. تحصیلاتش را در کالج پرینسیپیای ایلینوی به پایان برد. در دهه ی 1950، طی جنگ کره، در خدمت ارتش (از 1953 تا 1954) بود. سپس در تماشاخانه ی نیبرهودِ نیویورک، زیر نظر سنفورد مایستر، آموزش بازیگری دید. خیلی زود به طور حرفه ای، روی صحنه رفت. با ایفای نقش همسایه ی عقب افتاده ی گریگوری پک در «کشتن مرغ مقلد» وارد سینما شد. تا چند دهه بعد از سرشناس ترین بازیگران نقش های دوم در سینمای آمریکا به شمار می آمد. برای «پدرخوانده» (نقش دوم)، «اینک آخرالزمان» (نقش دوم)، «سانتینی بزرگ» (نقش اول)، «کشیش» (نقش اول) و «یک دادخواهی مدنی» (نقش دوم) نامزد دریافت اسکار بود و این جایزه را برای «بخشایش مهرآمیز» (نقش اول) برنده شد. برای «سانتینی بزرگ» از جشنواره مونترال، و «اعترافات حقیقی» و «کشتی چراغ دریایی» از جشنواره ونیز برنده ی جایزه شد. در تلویزیون نیز (از جمله در نقش "رییس جمهور دوایت آیزنهاور" در مجموعه ی «آیک: سالهای جنگ» - 1978) فعالیت داشت. نخستین فیلم داستانی خود، «آنجلو، عشق من» را در 1983 کارگردانی کرد. همسر دومش، گیل یانگز (از 1982 تا 1986)، نیز بازیگر است.
دووال به رغم ایفای نقش های اول همیشه یک "بازیگر نقش مکمل" یا "بازیگر نقش دوم" است و بی تردید یکی از بهترین ها. او قادر است کاری کند که مخاطب هنگام تماشای نقشش به کلی فراموش کند بازیگر آن کیست. هرگز نه پرسونای سینمایی برای خود خلق کرده و نه شخصیت واقعی اش را روی پرده برده است. نخستین بازی اش در «کشتن مرغ مقلد»، نوید استعدادی درخشان را می داد، که با بازی در نقش وکیل خانواده ی "کورلئونه" در «پدرخوانده» این استعداد را به خوبی عرضه کرد. او در این فیلم توانست پیچیدگی و ظرافت های شخصیت "تام هیگِن" را بدون تحمیل خود به فیلم یا مخاطب کاملاً منتقل کند و توجه مخاطب را به سوی خود معطوف سازد.
روش بازیگری دووال از نقشی به نقش دیگر تغییر می کند. او درباره ی روشمند بودن بازیگران گفته است: "وقتی می توانی روی پاهایت راه بروی نباید از چوب زیر بغل استفاده کنی." ایفای نقش سرهنگ دوم بیل کیلگورِ دیوانه در «اینک آخرالزمان»، و مدیر شبکه ی تلویزیونیِ فرصت طلب در «شبکه» نشان داد که در نقش های منفی نیز می تواند پرقدرت و تاثیرگذار باشد. دووال در حیطه ی کارگردانی – چه مستند و چه داستانی – نیز کاملاً موفق بوده است.
|
|
|
|
|
|
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...