چارلز برانسون

Charles Bronson

چارلز دنیس بوچینسکی
عناوین شغلی : بازیگر
تولد : اِرِنفِلد، پنسیلوانیا، آمریکا - ۳ نوامبر ۱۹۲۱
وفات : لوس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا - ۳۰ اوت ۲۰۰۳

یکی از پانزده فرزند یک معدنچی اهل لیتوانی بود. از شانزده سالگی، مثل برادرانش، به کار در معدن مشغول شد. اما تنها کسی در خانواده بود که تحصیلاتش را در دبیرستان به پایان برد. طی جنگ جهانی دوم در ارتش خدمت کرد. پس از جنگ در فیلادلفیا هنر خواند و به عنوان طراح صحنه و بازیگر به یک گروه تئاتری پیوست. در سال 1949 در تماشاخانه ی پاسادنا پذیرفته شد و خیلی زود به بازی در نقش های دوم فیلم های هالیوودی و محصولات تلویزیونی پرداخت.

تا سالها، به خاطر ظاهر خشنی که داشت، نقش های منفی و اغلب سرخپوستان را بر عهده می گرفت. از سال 1954 با نام چارلز برانسون در فیلم ها ظاهر شد و در چهار سال بعد نخستین نقش اصلی خود را در «کلی مسلسلی» راجر کورمن به عهده گرفت. در این سالها، همچنین در مجموعه تلویزیونی «مردی با دوربین» (1958 تا 1960) خوش درخشید. با این همه پیشرفتی در کارش حاصل نشد و در سال 1968 به اروپا رفت. در آنجا یک شبه به شهرت رسید و در پاریس، رُم و مادرید و دیگر پایتخت های اروپایی، تماشاگران، خشونت و "جاذبه ی حیوانی" او را بسیار پسندیدند. در پنجاه سالگی، به عنوان ستاره ای بین المللی که فیلم های موفقی، مثل «روزی روزگاری در غرب» سرجیو لئونه را در کارنامه دارد، به آمریکا بازگشت. در آمریکا از او استقبال شد و به خصوص با سری فیلم های «آرزوی مرگ» بسیار مورد توجه قرار گرفت. اوج کارش تا اوایل دهه ی 1980 بود و سپس آرام آرام از سینما کناره گرفت. با همسر دومش، جیل آیرلند (1968 تا 1990)، در پانزده فیلم همبازی بود. همسر سومش، کیم ویکس (از 1998 تا زمان مرگ برانسون)، نیز بازیگر بود.

فرانسوی ها برانسون را "غول مقدس" لقب داده بودند، این عنوان ترکیب مناسبی است برگرفته از ظاهر برانسون و پرسونای سینمایی اش. او چون دو هم نسل دیگرش، کلینت ایستوود و برت رینولدز، مردی کم حرف و قدرتمند بود، آنچنان که به عنوان مرد عمل شناخته می شد. اما بر خلاف این دو ستاره، برانسون از ظاهری که باب طبع مخاطب آمریکایی باشد، برخوردار نبود. چین های عمیق صورتش از همان دوران جوانی، برای آمریکایی ها بیشتر تداعی گر سگ های "بولداگ" بود تا ستاره ی سینما! عضلانی بودن اندامش نیز شکوه مورد نظر آنها را نداشت و در شخصیت او نیز یک رگه پنهان "خطرناک بودن" احساس می شد. لذا برانسون طی یک دهه کار در هالیوود به شهرت کافی دست نیافت. اما طی دهه ی 1970 پس از آن که توسط فرانسوی ها کشف شد، در زمره ی پولسازترین ستارگان هالیوودی درآمد.

او با فیلم اروپایی «روزی روزگاری در غرب» استعداد خود را به عنوان یک بازیگر به اثبات رسانید و در نقش فردی انتقام جو، صریح و خشن کاملاً موفق بود. نقشی که کمابیش در دیگر فیلم هایش نیز تکرار کرد. در اعلب آثارش مردی بود آرام و خونسرد که خیانت و دورویی اطرافیان او را خشمگین و بی رحم می سازد (دو نمونه ی مشخص این نقش را می توان در فیلم های «متخصص» و «آرزوی مرگ» بررسی کرد). برانسون با اکشن سازهای بزرگی مثل جان استروجس و دان سیگل کار کرد و همواره نیز موفق بود.

او در دهه ی 1980، عمدتاً در کنار همسرش، آیرلند، بازی کرد، اما به دلیل بالا رفتن سن هرگز نتوانست قدرت و توانایی خود را در دهه ی 1970 تکرار کند و به این ترتیب دوران ستاره بودن او بیش از یک دهه به درازا نینجامید.


اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...