دونالد ساترلند

Donald Sutherland

دونالد مک نیکول ساترلند
عناوین شغلی : بازیگر
تولد : سنت جان، نیوبرانزویک، کانادا - ۱۷ ژوئیه ۱۹۳۵

تحصیلاتش را در دانشگاه تورنتو به پایان برد. در چهارده سالگی در یک ایستگاه رادیویی مسئول پخش موسیقی بود. طی دوران دانشگاه، بازیگری را همراه با گروه های محلی آغاز کرد. پس از فارغ التحصیل شدن در سال 1956، به انگلستان رفت تا در آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی لندن تحصیل کند. در لندن چندین بازی تئاتری داشت تا این که در 1964 در نخستین نقش سینمایی اش – نقشی دوگانه در یک فیلم ترسناک ایتالیایی – ظاهر شد. او که قامتی بلند و حالتی مسلط دارد، نقش هایی فرعی و حاشیه ای با تنوعی شگفت آور در رشته ای از فیلم های آمریکایی و انگلیسی بازی کرد و سپس قوت شخصیت پردازی اش در نقش جراح بی ملاحظه ی ارتش، هاکی «مش» او را به یک ستاره بدل ساخت. تا سالها یکی از مقبول ترین شخصیت های سینما باقی ماند. او که اهل فعالیت های سیاسی است، زمانی همکار نزدیک جین فاندا و عضو برجسته ی گروه نمایشی ضدجنگ "فاندا" بود. همسرانش هر دو بازیگر بودند: لوییس می هاردویک (1959) و شرلی جین داگلاس (از 1969). پسرس کیفر – به یاد وارن کیفر فیلمنامه نویس اولین فیلم ساترلند – نیز بازیگر است.

ساترلند چند سال در نقش های کوچک این در و آن در می زد تا این که در نقش آدم روان پریش گروه در «دوازده مرد خبیث» نشان داد که چطور یک نسل قبل تر تنها او را به دیده ی آدمی مشئوم می نگرد. سپس در «بدون من انقلاب را شرع کن» دو نقش بازی کرد. همراه با الیوت گولد، تنها نشانه های اعتدال متزلزل در دنیای «مش» را داشتند. هرچند این فیلم ذزباره ی اقدامات دسته جمعی بود و چندان نشانی از ماهیت واقعی ساترلند به دست نمی داد. با این حال این نقش قهرمانِ باری به هر جهت و ولنگار، راه را برای نقش های بسیار بزرگ تر باز کرد. هیپی در «قهرمانان کِلِی»، کارگردان سینما در «آلیس در سرزمین عجایب»، مسیح در «جانی سلاح خود را برداشت»، نقش برجسته جان کلوت، کارآگاهی که چندان مثبت یا ثابت قدم نیست در «کلوت»، جان باکستر در «حالا نگاه نکن» و بار دیگر با گولد در «جاسوس ها». هیچکدام از این فیلم ها را ساترلند به تنهایی به دوش نمی کشید. او بیشتر به خاطر حضور بلندقامت، آشفتگی برانگیز و آشفته ی خود در فیلم ها مفید به نظر می رسید. هومرِ خبیث در «روز ملخ»، آتیلای فاشیستِ دیوسیرت در «1900»، لیام دِولینِ ایرلندی در «عقاب فرود آمد» و نقش درخشان و دشوار هوسبازی نحیف و رنگ پریده، بدون این که لذتی از کارش ببرد یا هدف مشخصی را دنبال کند، در «کازانووا».

او در زادگاهش کانادا نیز در دو فیلم بازی کرد: «همبستگی خونی» و «ناپدید شدن». در اوج پرکاری اش در نقش یک قربانی عصبی و پارانویایی در «حمله ربایندگان جسد» ظاهر شد. از آغاز دهه ی 1980 به این سو، او نه تنها در انتخاب هایش متنوع و پیش بینی ناپذیر عمل کرد، که حتی می توان گفت تقریباً غریب و غیرمعقول به نظر می رسید. در «مردم عادی» در نقش پدر، بهترین بازی را داشت. در «سوراخ سوزن» ماموری آلمانی بود، پل گوگن در «گرگ کنار دریا»، رییس زندانی سادیست در «زندان»، و شخصیتی از همه جا باخبر و دیوانه نما در «جی اف کی» از جمله نقش های این دوره ی او هستند.


  • عقاب
  • 2011
  • -
  • عموی مارکوس فلاویوس
  • متخصص
  • 2011
  • -
  • هری مک کِنا / مربی
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...