جودی فاستر

Jodie Foster

آلیشیا کریستین فاستر
عناوین شغلی : بازیگر - کارگردان
تولد : لوس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا - ۱۹ نوامبر ۱۹۶۲

پدرش زمانی که هنوز جودی به دنیا نیامده بود خانواده را ترک کرد. در سه سالگی خواندن را یاد گرفت و در شش سالگی برای نخستین بار مقابل دوربین مجموعه ی تلویزیونی «میبری، آر. اف. دی» قرار گرفت. پس از بازی در یک مجموعه ی دیگر، نخستین نقش سینمایی اش را در «ناپلئون و سامانتا» ایفا کرد. در دهه ی 1970 از مهم ترین بازیگران نوجوان و از اواخر دهه ی 1980 و تمام دهه ی 1990 ستاره ی متفاوت سینمای جریان اصلی آمریکا بود.

زندگی حرفه ای اش را نقش "آیریس" در «راننده تاکسی» مارتین اسکورسیزی متحول کرد و سبب شد برای نخستین بار برای دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش دوم نامزد شود. هرچند این نقش بعدها و پس از حادثه ی سوءِقصد به رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت که تحت تاثیر فیلم اسکورسیزی انجام شد، یک افسردگی مقطعی هم برای فاستر به ارمغان آورد.

در ابتدای دهه ی 1980 ابتدا تحصیل در زبان فرانسه را به پایان برد و بعد در دانشگاه ییل ادبیات انگلیسی خواند. دومین اتفاق مهم در کارنامه ی بازیگر فاستر،  «متهم» جاناتان کاپلان بود، فیلمی که چندان جدی گرفته نشد اما در تنها رشته ی نامزدی اش در اسکار، مجسمه ی طلایی را برای جودی فاستر به همراه داشت. فاستر پس از «متهم» در جایگاه تازه ای قرار گرفت. در ابتدای دهه ی 1990 کمپانی اگ پیکچرز را تاسیس کرد و همزمان با بازی در «سکوت بره ها»، نخستین فیلم بلندش، «کوچک مرد تیت» را کارگردانی کرد. اگرچه بازتاب های نخستین فیلم بلند فاستر آنقدرها مثبت نبود اما در عوض نقشِ کلاریس استارلینگِ «سکوت بره ها» به فاصله ی سه سال سبب شد دومین اسکار کارنامه اش را به دست آورد. او نقشی را ایفا می کرد که پیشتر بازیگران مطرحی مثل میشل فایفر آن را رد کرده بودند.

پس از دومین اسکار، فاستر تا حدی گزیده کار شد. هرچند این گزیده کاری حاصل چندان درخشانی هم نداشت. در این مدت تمام کارهایش را برای نمایش در فرانسه دوبله می کرد. در 1993 برای بازی در «سامرزبی» سوارکاری را با تمام جزئیات آموخت و 1994 به دلیل علاقه به تجربه ی فیلمی در فضای وسترن و کمدی بازی در «ماوریک» را پذیرفت. این یکی نقشی بود که پیشتر مگ رایان آن را رد کرده بود. در همان سال، نخستین فیلم کمپانی اش با نام «نِل» ساخته شد و خودش هم در آن بازی کرد که یک نامزدی اسکار دیگر حاصل بازی در نقش "نل" بود. عمده وقتش در سال بعد صرف کارگردانی دومبن فیلمش، «خانه برای تعطیلات» کرد و این بار در فیلم هم بازی نداشت. در 1997 برای بازی در «تماس» به کارگردانی رابرت زمِکیس دستمزدش را از پنج میلیون به نُه میلیون دلار افزایش داد و بعدتر دستمزد بهانه ای شد تا گزیده تر از قبل کار کند. در همین زمان دو دکترای افتخاری هنر گرفت. یکی از داشنگاه خودش، ییل که رشته ی ادبیات انگلیسی را در آن به پایان رسانده بود و یکی از کالج اسمیت در نورتمپتون ماساچوست. تنها کارش تا پایان دهه ی 1990، «آنا و سلطان»، بازسازی فیلم کلاسیک «سلطان و من» (والتر لانگ، 1956) بود که برایش پانزده میلیون دلار دستمزد گرفت. این دستمزد در شرایطی به فاستر داده شد که در 1997 از سوی مجله انگلیسی "امپایر" هجدهمین بازیگر بزرگ تاریخ سینما معرفی شده بود.

شاید در تمام این سالها هیچ بازیگری به اندازه ی فاستر سعی در ازبین بردن موقعیت برتر خودش نداشته است. فاستر دقیقاً در سالهایی که می توانست بزرگ ترین بازیگر و ستاره ی سینمای چند دهه ی اخیر شود آگاهانه خود را از هیاهوی هالیوود بیرون کشید و جا را برای ستارگان عامه پسندتر مثل جولیا رابرتز باز کرد. فاستر در تمام سالهای بازیگری اش به هرچه می خواسته رسیده: او جوان ترین ستاره ای بوده که تا 1975 مقابل دوربین برنامه ی «نمایش زنده ی شنبه شب» نشسته، اصلی ترین نقش های تین ایجری دهه های 1970 و 1980 برای او بوده، در نوجوانی نامزد دریافت اسکار شده و به فاصله ی سه سال دو اسکار نقش اصلی را دریافت کرده است. این جدا از موقعیت های مختلفی است که در سالهای مختلف از دست داده؛ موقعیت هایی مثل عدم بازی در نقش "پرنسس لیا" در «جنگ ستارگان» (جورج لوکاس، 1977) که به دلیل قراردادش در دهه ی 1970 با کمپانی دیزنی بوده است و یا حضور نیافتن در هیات داوری جشنواره کن به خاطر بازی در فیلمی تازه در آغاز هزاره ی جدید.

فاستر از نیمه های دهه ی 1990 یک بازیگر کاملاً انتخاب گر است. او شاخص ترین چهره ی زن در جریان اصلی کارخانه ی رویاسازی است که مقابل کمپانی ها ایستاد و دستمزدی بالا برای زنان طلب کرد. اتفاقی که با پافشاری فاستر افتاد و حال بازیگران زن هم می توانند عضو باشگاه بیست میلیون دلاری ها باشند. تنها نکته ی تاریک در کارنامه ی فاستر فقط یک چیز است و آن انتخاب های متوسط برای بازی است. گزیده کاری او همیشه توقعی بالا از فیلم های تازه اش ایجاد کرده که نمایش فیلم ها این توقعات را برآورده نکرده است. هرچه باشد او کسی است که به یکی از مهم ترین شخصیت های سینمای معاصر آمریکا جان بخشیده است: کلاریس استارلینگ در «سکوت بره ها».


  • کشتار
  • 2011
  • -
  • پنه لوپه لانگستریت
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...