دنزل واشنگتن

Denzel Washington

دنزل هِیر واشنگتن جونیور
عناوین شغلی : بازیگر - کارگردان - تهیه کننده
تولد : مونت ورنون، نیویورک، آمریکا - ۲۸ دسامبر ۱۹۵۴

پدرش کشیش و مادرش آرایشگر بود. به احترام دکتری که او را به دنیا آورد (دکتر دنزل) پدرش نام او را دنزل گذاشت. پدرش یکی از کشیش های معروف نیویورک و همچنین صاحب دو کلیسا بود، مادرش نیز فردی مذهبی و بسیار سخت گیر بود. در چهارده سالگی و در زمانی که مادر و پدرش از یکدیگر جدا شدند، مادرش او را به مدرسه ای در اوکلند نیویورک فرستاد. وی یک دوران موفق تحصیلی را در آنجا گذراند و فارغ التحصیل شد و پس از آنجا وارد دانشگاه فوردهام شد. در همان سال اول ورودش به دانشگاه موفق شد تا توانایی هایش را به عنوان بازیگر نقش اول در چند کار دانشجویی از جمله «اوتللو» شکسپیر نشان بدهد.

پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه فوردهام، به سانفرانسیسکو رفت و در هنرستان هنرهای زیبای این شهر مشغول گذراندن دوره های بازیگری در تئاتر شد. سپس پس از یک سال برای ورود به عرصه بازیگری به زادگاهش نیویورک بازگشت. وی در آن دوره برای تامین نیازهای زندگی اش به کار در کارخانه، تعمیرگاه های ماشین و شیفت های نگهبانی شب مشغول به کار شد. در همان سال او برای اولین بار روی صفحه تلویزیون رفت و در سریالی در رابطه با زندگی ویلما رادولف (دونده ای که سه مدال طلای المپیک دریافت کرده بود) به عنوان یکی از دوستان ویلما ایفای نقش کرد. او در همین سریال با همسرش پائولتا که در آن زمان بازیگر بود، آشنا شد. (پنج سال بعد آنها با یکدیگر ازدواج کردند). بعد از بازی در آن سریال تلویزیونی نوبت به فیلمی رسید که او را رسما به دنیای حرفه ای بازیگری وارد کرد. فیلمی کمدی به نام  «کپی کاربنی» که در مورد زندگی مردی اروپایی بود که فرزندش سیاهپوست به دنیا آمده بود. حوادث خنده داری که در این راستا برای این پدر و پسر اتفاق می افتد هسته اصلی فیلم را تشکیل می دهد، دنزل در این فیلم نقش پسر سیاهپوست را بازی می کرد. جوزف پاپ استعداد او را در زمینه ی بازیگری دید و تصمیم گرفت از او برای ایفای یکی از نقش های نمایش اش استفاده کند. دنزل در این نمایش موفق به کسب جایزه ابی که اولین جایزه رسمی او به حساب می آمد، شد. او این جایزه را برای بازی در نمایش «داستان یک سرباز» به دست آورد. پس از دریافت این جایزه بود که نگاه کارگردان های شبکه NBC به او جلب شد و او تابستان همان سال به لوس آنجلس رفت و به مدت شش سال در نقش دکتر فیلیپ چندلر در سریال «در جایی دیگر» ایفای نقش کرد. هر قسمت از این سریال به حوادثی که در طی یک روز در بیمارستان سنت الیجیس اتفاق می افتاد، میپرداخت و بینندگاه بسیاری را به خود جلب کرد. بعد از این سریال تلویزیونی او با فیلم «قدرت» دوباره به سینما برگشت. وی در فیلم «آزادی را فریاد بزن» نقش استو بیکو، مبارز معروف اهل آفریقای جنوبی را بازی کرد و اولین نامزدی اسکار خود را به خاطر بازی در این فیلم دریافت نمود. هرچند اسکار آن سال به شون کانری برای بازی در فیلم دست نیافتنی ها رسید، اما این فیلم شروعی بود برای بازی های فوق العاده و تاثیرگذار دنزل واشنگتن در سینما. او سال بعد در فیلم «ملکه و کشور» در نقش یک سرباز بازنشسته انگلیسی ظاهر شد، سربازی که در سالهای پس از جنگ به دنبال شغلی آبرومند بود. سپس نوبت به فیلمی رسید که اسکار را برای دنزل به ارمغان آورد ، فیلم «افتخار» داستان اولین داوطلبان سیاهپوست تاریخ ارتش آمریکا در دوران جنگ داخلی آن کشور است، سربازانی که هم از طرف شورشی ها و هم از طرف ائتلاف مورد حمله قرار می گرفتند و حوادث مختلفی برای آنها پیش می آمد. دنزل واشنگتن به اندازه ای در این فیلم درخشید که کارگردان فیلم ادوارد زوئیک پس از پایان فیلمبرداری گفت : "دوربین من بیشتر از هر بازیگر دیگری به دنزل علاقه مند است" و در نهایت با دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در نقش سرباز تریپ، این نقش برای همیشه در خاطره ها ماند.

در «فیلادلفیا»، در نقش وکیل مدافعِ یک وکیلِ از کار بر کنار شده به ایفای نقش پرداخت. او در این فیلم با تام هنکس همبازی بود و تام هنکس درباره این تجربه چنین گفته است: "بازی کردن در کنار دنزل برای من مانند یک کلاس آموزش بازیگری بود. من از نگاه کردن و حرکات او در جلوی دوربین، بازیگری آموختم" . سپس دنزل یک بار دیگر یونفیرم رسمی به تن کرد و در فیلم «جزر و مد سرخ» نقش رئیس یک تاسیسات هسته ای در دوران جنگ سرد را به عهده گرفت که در پی جلوگیری از بمباران هسته ای روسیه توسط ژنرال جین هاکمن و آغاز جنگ جهانی سوم است. خود دنزل اعتقاد دارد لباس رسمی سفید بسیار به او می آید! شاید تنها نقطه مشترکی که بین نقش هایش دارد همین لباس رسمی سفید یا تی-شرت سفید باشد! در هنگام فیلمبرداری این فیلم کوئنتین تارانتینو برای بازدید به محل فیلمبرداری رفته بود، در حالی که دنزل پیش از این به خاطر برخی از رفتار های نژاد پرستانه در فیلم های تارنتینو از وی انتقاد کرده بود. فیلم بعدی او «شیطان در لباس آبی» است، در این فیلم دنزل نقش یک کارآگاه خصوصی را در دوران پس از جنگ جهانی دوم ایفا می کند. او برای بازی در این فیلم، پیشنهاد بازی در فیلم «هفت» دیوید فینچر را رد کرد. فینچر برای هر دو نقش اصلی این فیلم به او پیشنهاد بازی داده بود. دنزل اخیرا عنوان کرد که هنوز هم به خاطر آن اشتباهش ناراحت است.

او برای فیلم های «مالکوم ایکس» و «هاریکین» هم بار دیگر نامزد اسکار شد ولی این بار برای نقش های اصلی. بازی او در «روز تمرین» مورد توجه فراوان قرار گرفت و او موفق شد با شکست رقبایی نظیر راسل کرو  به دومین اسکار خود دست یابد.


اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...