نیکلاس کیج

Nicolas Cage

نیکلاس کیم کاپولا
عناوین شغلی : دوبلور / صداپیشه - بازیگر
تولد : لانگ بیچ، کالیفرنیا، آمریکا - ۷ ژانویه ۱۹۶۴

برادرزاده ی فرانسیس فورد کاپولا، کارگردان نامدار است. تا دوازده سالگی را در کالیفرنیا گذراند و سپس همراه خانواده اش به سان فرانسیسکو رفت. در پانزده سالگی در کنسروانوار تئاتر آمریکا در سان فرانسیسکو ثبت نام کرد. در آنجا در نقش یک قهرمان بوکس در اجرایی از نمایشنامه «پسر طلایی» ظاهر شد. سپس به بورلی هیلز رفت و در کلاس های آموزش بازیگری شرکت کرد. از شاگردان استاد مشهور هنرهای نمایشی، پگی فوری بود که در سال 1985 در یک سانحه تصادف اتوموبیل درگذشت.

پدر کیج، آگوست کاپولا، رئیس واحد هنرهای خلاق دانشگاه سان فرانسیسکو، تاثیر زیادی روی او داشت. از جمله دیگر شخصیت هایی که در این دوره از آنها تاثیر پذیرفت می توان به مارلون براندو، جیمز دین و جری لوییس (به تعبیر خودِ کیج به خاطر "آزادی و دیوانگی هایش") اشاره کرد.

در سال 1981 با تلاش فراوان و با نیکلاس کاپولا در نخستین فیلمش که کاری تلویزیونی بود، «اوقات خوش در ریج مانت های»، بازی کرد. سپس بخت آن را یافت تا در ساخته عموی نامدارش، «ماهی مهاجم» در نقش یکی از اعضای گروه جوانان یاغی (در کنار بازیگرانی مثل میکی رورک و مت دیلون) نقشی را به عهده بگیرد. در این زمان بود که تصمیم گرفت نام خانوادگی اش را تغییر دهد. خودِ او دلیل اصلی این کار را تاثیرپذیری فراوانش از شخصیت پدرش دانسته که مانع از آن می شده  تا در مقام بازیگری مستقل به ارائه ی درکی شخصی اش از نقش ها بپردازد (به گفته خودش، این تاثیرپذیری تا حد زیادی در «ماهی مهاجم» مشهود است). با وجود تغییر نام، در دو ساخته ی دیگر عمویش هم ظاهر شد: در «کاتن کلاب» در نقش برادر کوچک تر ریچار گیر را ایفا کرد و در «پگی سو ازدواج کرد» نقش همر همسر کاتلین ترنر را بر عهده داشت.

در «بردی»، کنار ماتیو موداین در قالب دوست زخم خورده ی روانیِ بازگشته از جنگ ویتنام (اگرچه درخشش اصلی از آنِ موداین بود)، حضوری موثر داشت. در این دوره آرام آرام نقش های بااهمیت تری را پذیرا شد: «های مک دانا»، سارق سابفه دارِ راحت طلبی که با همکاری همسر سابقا پلیسش (هالی هانتر) تصمیم می گیرند یکی از نوزادهای پنج قلوی همسایه را بربایند چرا که نمی توانند بچه دار شوند، در کمدی «بزرگ کردن آریزونا» و «رانی کامارری»، نانوای یک دستِ خشن و ساده دل ایتالیایی الاصل یهودی که موفق به جلب نظر زن دلخواهش (آن شر) می شود در «ماه زده»ف همچنین می توان به حضورش در «وحشی در قلب»، در نقش همراه لارا درن، در قالب زوجی یاغی که دشت های آمریکا را در می نوردند، اشاره کرد.

در این زمان، حضور او در «پرندگان آتشین»، تقلیدی سطحی از «تاپ گان» (تونی اسکات – 1986)، در نقش یک خلبان بی باک هلی کوپتر، تا حد زیادی به موفقیت هنری او لطمه وارد کرد. با این همه در سال های دهه 1990، سرآغاز فصل تازه ای در کارنامه بازیگری او با نقش هایی متنوع و به یادماندنی بود؛ از جمله حضورش در دو نقش کمدی در فیلم های «ماه عسل در وگاس» و «حفاظت از تس»، که در این آخری نقش محافظ خشک و عبوس بیوه ی غرغرو و مزاحم یکی از روسای جمهور آمریکا (شرلی مک لین) را بر عهده داشت. همچنین حضورش در دو فیلم نوآر مدرن، «رد راک وست»، در نقش شخصیت اصلی قربانی تقدیری شوم و «بوسه مرگ» در نقش "لیتل جونیور"، سرکره ی سادیست یک دار و دسته ی گنگستری قابل ذکر است.

در «ترک کردن لاس وگاس» در نقش مردی الکلی، اجرایی متفاوت از این نقش تیپیک ارائه داد؛ اجرایی که با تصویر ثابت و کلیشه ای چنین نقشی در فیلم های آمریکایی، به عنوان "قربانی" الکلیسم که با تکیه بر نیروی عشق و وفاداری محبوبه اش، سعی در اصلاح خویش می کند، تفاوت بسیار داشت. در این فیلم شخصیتی الکلی را در واپسین روزهای زندگی اش تصویر کرد که این شیوه ی زندگی را به میل خود انتخاب کرده است. او حتی به این شخصیت (که سرنوشت محتومش را پذیرفته) ابعادی حماسی بخشید. بازی در این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول را نصیب کیج ساخت.

  • جو
  • 2013
  • -
  • جو رندسوم
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...