پدر شاهرخ از فعالان استقلال هندوستان در پیشاور (پاکستان کنونی) بود که پیش از تقسیم هندوستان (جدایی پاکستان) به دهلی مهاجرت کرد. مادرش لطیف فاطمه هم دخترخوانده شاهنواز خان از فرماندهان ارتش هند و اهل راولپندی در پنجاب (پاکستان کنونی) بود. شاهرخ خان علاقهمند به تحصیل و ورزش روزی میرفت تا به عنوان یک ورزشکار حرفهای فعالیت کند و شاید کمتر کسی بداند او روزگاری کاپیتان تیم ملی کریکت هندوستان بود. اما به درخواست والدین خود در رشته اقتصاد و در دانشگاه هنسراج دهلینو به تحصیل پرداخت لیسانسش را گرفت و وارد رشته فیلمسازی شد و مدرک فوق لیسانس خود را در این رشته گرفت. یک شب به پیشنهاد یکی از دوستانش به یک مهمانی مفصل دعوت شد و در آنجا ستاره اقبالش در چشمان گوری چیبر دانش آموخته مدرناسکول، گره خورد این آشنایی در اندک زمانی به ازدواج ختم شد. گوری شدیدا یا بازیگری مخالف بود و اصلا دوست نداشت تا شاهرخ خان در سینما پا بگیرد اما او راه خود را یافته بود و بازی در سریال تلویزیونی را آغاز کرد.
شاهرخ بازیگری را زیر نظر بری جان کارگردان تئاتر، در دهلی در
تئاتر "تئاترگروه اکشن" آموخت. شاهرخ پیش از ورود به سینما وارد تلویزیون
شد. اولین نقش او در سریال تلویزیونی «دریا دل" به کارگردانی لک تاندون بود. شاهرخ خان در سال 1991، به بمبئی رفت و اولین پیشنهاد سینمایی اش را ازهما مالینی ستاره زن آن سالهای سینمای هند برای
فیلم «دل آشناهه» دریافت کرد و این آغاز موفقیت های او در سینما بود. شاهرخ در سال 1993 در کنار نقش قهرمانان بزن بهادر شروع به بازی در نقش های منفی کرد. از عمده دلایل موفقیت او در سینمای ستاره وحور هند باید به این موارد اشار کرد: او شخصیتی است بی اختیار، آسیب پذیر، مثل یک پسربچه و در عین حال موذی. به گفته خودش راز موفقیتش در این است که همیشه از ته قلبش بازی می کند.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...