سیلوستر استالون

Sylvester Stallone

سیلوستر گاردنز استالون
عناوین شغلی : بازیگر - دوبلور / صداپیشه - نویسنده فیلمنامه - تهیه کننده
تولد : نیویورک، آمریکا - ۶ جولای ۱۹۴۶

در محله ی "آشپزخانه ی شیطان" نیویورک، سیلور اسپرینگ مریلند و محله ای کثیف در فیلادلفیا، به عنوان پسرخوانده، بزرگ شد. طی یازده سال از چهارده مدرسه اخراج شد، اما به خاطر هیکل عضلانی با یک بورس ورزشی به کالج آمریکایی سوییس راه یافت. مدتی نیز در واحد نمایش دانشگاه میامی مشغول تحصیل بود.

پس از پایان تحصیلاتش راهی نیویورک شد. در آنجا چند سالی به نویسندگی پرداخت. در حالی که برای گذران زندگی به انواع حرفه ها (از جمله به عنوان آشپز، کنترلچی سینما، راننده ی کامیون و متصدی باغ وحش) متوسل شد، در برخی فیلم ها نیز ایفای نقش هایی کوتاه را به عهده گرفت. در سال 1974 یکی از نقش های اصلی فیلم کم هزینه و در نیویورک ساخته شده ی «باشگاه لردز او فلانبوش» را بازی کرد و سال بعد در فیلم های هالیوودی مثل «مسابقه مرگ 2000»، «کاپون» و «بدرود، محبوب من» ظاهر شد. با این همه فعالیت هایش را به بن بست رسیده می دید. تقریباً ورشکسته بود و همسر اولش نیز دوران بارداری را می گذراند. پس تصمیم گرفت موقعیت پیشرفت را خودش فراهم بیاورد. طی سه روز طرح اولیه ی فیلمنامه ی «راکی» را نوشت و آن را قبال مبلغ کمی به اروین وینکلر و رابرت چارتوفِ تهیه کننده فروخت، با این شرط که در سود فیلم شریک باشد و نقش اول آن را خود بازی کند.

با «راکی» معجزه اتفاق افتاد و استالون به شهرت بین المللی رسید. اما چند سال بعد و با «اولین خون» بود که تبدیل به پدیده ی فرهنگی/سیاسی عصر رونالد ریگان شد. ایفای نقش "جان رمبو" مسیر زندگی اش را عوض کرد. فروش بالای فیلم و در مقابل، عدم استقبال از «راکی 3»، منجر به ورودش به دنیایی تازه شد. دنیای فیلم های پُرزدوخورد و اکشن که در سالهای بعد، همراه با آرنولد شوارتزنگر و بروس ویلیس، از پایه گذاران اصلی اش لقب گرفت و فروش بالای «کُبرا»، قسمت های بعدی «رمبو» و اکشن های در ادامه ی «راکی»، سبب شد در همین جایگاه تثبیت شود.

با آغاز دهه ی 1990 همراه با قراردادهای بیست میلیون دلاری که برای فیلم های اکشنِ خود می بست، سعی کرد چهره ی پرخشونتش را با بازی در یکی دو کمدی اندکی تعدیل کند. اما شکست هایی مثل «ایست! وگرنه مادرم شلیک خواهد کرد» باعث شد در کوران خون و خونریزی باقی بماند. از نیمه ی دوم دهه ی 1990 با افول محبوبیت فیلم های اکشن، محبوبیت او نیز کاهش یافت و فاجعه ی فروش «قاضی دِرِد»، هم کمپانی و هم تماشاگران را ناامید کرد.

استالون وجه های "محترم"ی نیز دارد؛ از جمله آثار هنری جمع آوری می کند، قهرمان شخصی اش لئوناردو داوینچی است و خود نقاشی سورئالیست به شمار می آید! در 1985 پس از یازده سال زندگی مشترک با بازیگر/مُدلی به نام بریجیت نیلسون با او ازدواج کرد. این ازدواج دو سال بیشتر دوام نیاورد. برادرش، فرانک استالون، بازیگر/خواننده است.

هیچکس نمی تواند به صراحت بگوید بر سر آن چهره ی دوست داشتنی "راکی بالبوآ" در نخستین «راکی» چه آمد؛ چهره ای که همذات پنداری هر تماشاگری را برمی انگیخت، در اکشن های نیمه ی دوم دهه ی 1980 و نیمه ی اول دهه ی 1990 تبدیل به چهره ای سخت و سنگی شد که به زحمت می شد آن را به جا آورد. استالون در تمام این مدت، البته سعی و تلاش فراوانی کرد تا آن موقعیت دوست داشتنی «راکی» را حفظ کند اما سرنوشت درباره ی او گویی به کونه ای دیگر رقم خورده بود. برای همین، همه ی آن تلاش ها تبدیل به شکست هایی شدند که او را در ژانری که چندان هم دوست نداشت، نگه می داشت. تقریباً مصاحبه ای نبوده که استالون در اوج فروش اکشن هایش، در آن از وضعیت خود گله نکند و تقریباً، همه رویکردِ او به ژانرهای مختلف برای گریز از کلیشه شدن را دیده اند اما به هرحال تصویر ماندگار او در اذهان عمومی، خصوصاً در کشورهای در حال توسعه، تصویر قهرمانی دست نیافتنی است که با اسلحه اش، می تواند یک تنه همه ی شرارت ها و پلیدی ها را ازبین ببرد.


اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد!
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...