کوئن ها با دست پر آمدند
سفری کابوسوار به جشنواره کن
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۰
«درون لوین دیویس» تازهترین ساخته جوئل و ایتن کوئن برای اولین بار در دنیا در شصت و ششمین جشنواره فیلم کن نمایش داده شد.به گزارش فیلم نگاه و به نقل از لوس آنجلس تایمز، برادران کوئن طی حدود سه دهه فعالیت در دنیای سینما جنبههای مختلفی از خود را به نمایش گذاشته بودند، اما با «درون لوین دیویس» که روز یکشنبه در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن روی پرده رفت، یک جنبه جدید به کار خود اضافه کردهاند.
جوئل کوئن در گفتوگویی که برادرش اتان هم در آن حضور دارد، درباره این فیلم میگوید: "در مقطعی به هم نگاه کردیم و گفتیم آیا چیزی نوشتهایم که اساسا قابل ساخت نباشد، چون نمیتوان برای آن بازیگر انتخاب کرد؟"
دغدغه برادران کوئن کاملا موجه بود. داستان «درون لوین دیویس» در دنیای کوچک و تودار موسیقی محلی در گرینوویچ ویلیج در نیویورک در دهه 1960 متمرکز است، پیش از آنکه باب دیلن بیاید و همه چیز را زیر و رو کند. به همین دلیل پروژه جدید برادران کوئن به یک بازیگر خاص برای حضور در نقش اصلی نیاز داشت.
جوئل ادامه میدهد: "او باید در مقام یک موزیسین باورپذیر میشد، چون «درون لوین دیویس» از آن فیلمهایی نیست که شما در آن کمی از یک ترانه را بشنوید. موسیقی در سراسر فیلم حضور دارد. شخصیت اصلی در تمام صحنهها حضور دارد. بنابراین بازیگری بسیار ماهر باید نقش او را بازی کند. پیدا کردن چنین بازیگری بسیار سخت بود. برای همین بسیار ناامید شده بودیم تا اینکه بالاخره اسکار آیزاک را پیدا کردیم.»
اتان هم اضافه میکند: "الان به نظر میرسد نقش شخصیت اصلی «درون لوین دیویس» کاملا برای اسکار نوشته شده، اما اگر او از در وارد نشده بود، حسابی گند میزدیم."
اسکار آیزاک که تماشاگران او را برای بازی در فیلمهایی چون «رابین هود»، «بران» و «میراث بورن» میشناسند، روح و قلب فیلم «درون لوئین دیویس» محسوب می شود که به زیبایی پرداخت شده است.
او در این فیلم نقش دیویس خواننده و ترانهسرای موسیقی محلی را بازی میکند که برای یک هفته درگیر سفری جهنموار میشود، سفری که هم بهیادماندنی و هم بامزه است.فیلم جدید برادران کوئن موسیقی را بسیار جدی میگیرد و به این شکل ادای دین خود را به آن نشان میدهند. هرچند سن و سال آنها در حدی نیست که دنیای موسیقی محلی در دهه 1960 را شخصا حس کرده باشند، اما حس موسیقی و حس صحنه در آن دوران را به خوبی منتقل میکنند.
جوئل میگوید: "نه تمایل داشتیم و نه علاقه داشتیم آن صحنه را مسخره کنیم. میخواستیم خیلی صریح به آن بپردازیم."
اتان هم صحبت های جوئل را اینگونه ادامه میدهد: "ما با باب دیلن بزرگ شدیم. تمام آن آهنگها هم بودند و بنابراین برای ما هم اهمیت داشت."
ایده اولیه «درون لوین دیویس» که در واقع اولین صحنه فیلم را شکل داد، این بود که فیلم با کتک خوردن یک موزیسن محلی بیرون کلوپی در ویلیج شروع شود.
جوئل در این رابطه میگوید: "دقیقا نمیدانستیم چطور باید آن را ادامه بدهیم."
و اتان حرفهای برادرش را این طور ادامه میدهد: "بنابراین تا مدتها که برایمان سالها طول کشید در همان نقطه آغازین ماندیم، تا اینکه داستان شکل گرفت."
هرچند صحنه موسیقی محلی در گرینوویچ ویلیج و ترانههایی که شخصیت اصلی فیلم میخواند، با الهام از دیو وان رانک موزیسین فقید نیویورکی و کتاب خاطرات او «شهردار خیابان مکداگال» شکل گرفته، اما آن کسانی که وان رانک را با ظاهری که شبیه خرس بود و صدای خیلی جدیاش، هنوز به یاد میآورند، خیلی زود متوجه میشوند دیویس یک شخصیت کاملا متفاوت است.
موسیقی یکی از عناصری است که «درون لوین دیویس» را به «ای برادر، کجایی؟» یکی از فیلمهای قبلی برادران کوئن پیوند میدهد. آن فیلم هم درباره سفری ادیسهوار است.جوئل میگوید: "از همان ابتدا که کار را شروع کردیم این را میدانستیم که فیلمنامه دور میزند و به نقطه آغارین بازمیگردد. همه چیز مانند یک حلقه است."
اتان هم درباره شخصیت اصلی میگوید: "او دائم سر جای اولش برمیگردد. سفری کابوسوار است. او به سختی میدود، اما به جایی نمیرسد."
اینجاست که این پرسش مطرح میشود، چرا در بسیاری از فیلمهای برادران کوئن شخصیتها با اتفاقات هولناک روبرو میشوند؟
اتان لبخندزنان پاسخ میدهد: "«نمیدانم یک داستان را باید به چه شکل دیگری تعریف کرد. اتفاق خوب برای یک شخصیت بیفتد؟ چرا باید این داستان را بگویی؟"
«درون لوین دیویس» یکی از 20 فیلم بخش مسابقه اصلی این دوره جشنواره کن است که 15 مه (25 اردیبهشت) با درام «گتسبی بزرگ» به کارگردانی باز لورمان آغاز شد و 26 مه (5 خرداد) با تریلر فرانسوی «زولو» ساخته ژروم سال به پایان میرسد.
روز دوشنبه همچنین فیلم «بورگمان» ساخته الکس فان وارمردام فیلمساز دانمارکی تولید مشترک هلند، بلژیک و دانمارک در بخش مسابقه اصلی به نمایش درآمد.
منبع :
فیلم نگاه
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...