گزارش دو روز آغازين جشنواره فيلم فجر در شيراز: ضيافت رنگها
فیلم نگاه – گزارش اختصاصی – ساسان دُسی: هرچند كه با گذشت تنها دو روز از آغاز جشنواره فيلم فجر در شيراز قضاوت كردن در باره كم و كيف چگونگي برگزاري جشنواره و يا ارزشگذاري فيلم ها كمي زود هنگام است اما به قول ظريفي كه مي گفت سالي كه نكوست از بهارش پيداست مي توان تا حدودي فضاي جشنواره و فيلم ها را حدس زد . براي مثال بسياري پس از ديدن فيلم «خانه امن است» اين سئوال را مطرح مي كردند كه به راستي اين فيلم چگونه به بخش مسابقه جشنواره راه پيدا كرده است؟ و آيا فيلم هاي مطرح ديگري چون فيلم هاي جيراني يا كاهاني كم ارزش تر از اين فيلم بوده اند؟ و يا چگونه است كه جشنواره فيلم فجر در تهران به درست يا به غلط بخش نمايش فيلم هاي كوتاه را حذف مي كند اما در شيراز يك سانس را در سينما شيراز اختصاص به نمايش فيلم هاي كوتاه مي دهند كه اين سئوال را ايجاد مي كند كه چگونه پس از حذف بخش كوتاه در تهران مسؤلين محترم برگزاركننده جشنواره در شيراز به ياد اعاده حيثيت و يا شايد هم حمايت از فيلم كوتاه بر آمدند؟!! كيفيت پايين تصوير و صدا در بعضي از سينماهاي شيراز هم كه حديث بارها گفته شده اي هست كه ظاهرا حل نشده باقي مانده و اميدي هم به حل آن نبايد داشته باشيم
به هر حال جشنواره در شيراز با 4 روز تاخير و در روز چهارشنبه آغاز كرد. دبير دهمين جشنواره فيلم فجر در شيراز اميدوار است كه جشنواره فيلم فجر در شيراز بتواند مردم را با سالن هاي سينما آشتي دهد. هرچند كه حضور تعداد نه چندان زياد تماشاگر در سالن هاي نمايش دهنده (به خصوص زمان نمايش فيلم هاي كوتاه كه تعداد تماشاگر 27 نفر اعلام شد) چندان اميدي به برقراري اين آشتي را ايجاد نمي كند اما در صورت برقراري آشتي در روزهاي آينده به شخصه كه هيچ اميدي به تداوم اين آشتي در روزهاي عادي غير جشنواره اي ندارم و همچنان بحران تماشاگر در سالن هاي سينما يكي از بزرگترين معضلات سينماي ايران به شمار مي رود.
سه سينماي ايران، سعدي و شيراز با اختصاص سه سانس از روز چهار شنبه 20 بهمن ماه نمايش فيلم هاي جشنواره را آغاز كردند و قرار است كه هر فيلم ايراني در سه نوبت در اين سه سينما نمايش داده شوند. سينما شيراز نوبت اول نمايش خود را اختصاص به فيلم هاي كوتاه ايران وجهان داده است و بي آنكه نام فيلم ها اعلام شود با تماشاگراني اندك نمايش فيلم ها در اين دوروز انجام شد. فيلم هاي «آقا يوسف» (علي رفيعي)، «برف روي شيرواني داغ» (محمد هادي كريمي)، «خانه امن است» (ناصر رفايي)، «سفر سرخ» (حميد فرخ نژاد) و انيميشن «قلب سيمرغ» (وحيد نصيريان) فيلم هاي ايراني بودند كه در كنار فيلم هاي خارجي «تخم مرغ» (سميح كاپلان اوغلو- تركيه) و «چگونه اين تابستان را به پايان رساندم» (الكسي پو پو گرسكي-روسيه) به نمايش در آمدند.
«خانه امن است» بيشترين واكنش منفي را ميان تماشاگران جشنواره برانگيخت و بسياري آن را در حد و حدود يك فيلم تلويزيوني ارزيابي كردند واز راه يابي آن به بخش مسابقه جشنواره اظهار تعجب مي كردند.
«آقا
يوسف» دومين ساخته علي رفيعي پس از «ماهي ها عاشق مي شوند» فيلمي بود كه
بيشترين كنجكاوي را در ميان تماشاگران ايجاد كرده بود؛ تماشاگراني كه مشتاق
بودند
ببينند كارگردان باسواد عرصه تئاتر در دومين فيلمش چگونه عمل كرده
است؛ هرچند كه بسياري پس از ديدن فيلم تنها مجذوب رنگ بندي تصاوير و صحنه
آرايي و همچنين طراحي لباس آن شدند و راضي از سالن خارج نشدند. شروع دير
هنگام داستان و روايت در فيلم «آقا يوسف» (آنگونه كه در 35 دقيقه ابتدايي
فيلم فيلمساز تنها به توصيف شخصيت آقا يوسف مي پردازد و هيچ اتفاق خاصي در
فيلم روي نمي دهد). فيلم از دقيقه 35 و هنگامي كه يوسف صداي دخترش را از
تلفن دكتر مي شنود داستان شروع مي شود. در نيمه هاي فيلم نيز با تكرار
موتيف هاي روايتي از كار كردن آقا يوسف در خانه هاي متعدد باز پيشرفت
داستان متوقف مي شود شايد لازم باشد كه فيلم پس از جشنواره تدوين مجدد شود.
پلات فرعي داستان يعني ارتباط شاهرخ فروتنيان و دخترش (پگاه آهنگراني) نيز
ارتباط منطقي با خط اصلي داستان پيدا نمي كند. بهره گيري از نام فاميل
يوسف و يا نام كلانتري (يوسف آباد)استفاده
هاي نه چندان مطلوب و تكراري از نام ها است كه ديگر دفرمه و مضحك جلوه مي
كند. رفيعي در كارگرداني نيز در بسياري از موارد به كليشه ها پناه مي برد
براي مثال توجه كنيد به صحنه اي كه مهدي هاشمي پس از شنيدن صداي دخترش از
تلفن به اتاق مي رود و شيشه را مي شكند. هرجند كه در پاره اي از لحظات
رفيعي در مقام كار گردان موفق عمل مي كند صحنه پاياني فيلم و قاب بندي
زيباي آن و يا در صحنه اي كه دوربين با يك تراك مناسب آكواريوم را در پيش
زمينه تصوير قرار مي دهد و تصوير آقا يوسف در عمق تصوير به خوبي حس شخصيت
اصلي به بيننده منتقل مي شود. شخصيت خوب پرداخت نشده ی دختر قرمز پوش (لادن
مستوفي) نيز از ضعف هاي ديگر فيلم است كه بسيار به چشم مي آيد. با وجود
تمام نقاط قوت و ضعف فيل آقا يوسف رفيعي توانسته است در دومين فيلمش ضيافتي
از رنگ را براي تماشاكرانش رقم زند كه حداقل آن حظي بصري است.
«برف
روي شيرواني داغ» با تك لوكيشن خود و آدمهاي بي شناسنامه كه در هيات
شاگردان استاد ظاهر مي شوند و همچنين ريتم كند و كشدار نتوانست تماشاگران
شيرازي را راضي از سالن ها بيرون بفرستد. البته «برف روي شيرواني داغ»
شباهت هاي اندكي به فيلم «همشهري كين» دارد (شباهت كلمه رز باد و آخرين شعر
استاد) اما حس تعليق موجود در فيلم «همشهري كين» در شناختن راز كلمه جاي
خود را به كسالت و تكرار داده است.البته نبايد از دايره انصاف خارج شد.
فيلم لحظات زيبايي دارد از جمله كادر بندي زيباي قدم زدن استاد در باغ كه
در زمينه آتشگردان را مي بينيم و يا صحنه پاياني و آتشي كه از اتاق استاد
به چشم مي خورد و به نوعي تاكيد بر زنده بودن آتش عشق استاد دارد. صداي خاص
فرخ نعمتي و دكوپاژ مناسب كريمي از ديگر امتيازات فيلم است كه نبايد از
نظر دور داشت.
تماشاگران شيرازي دو روز از جشنواره را پشت سر گذا شتند در حالي كه چندان راضي نبودند و فيلم ها نتوانسته بودند از سرماي بهمن ماه بكاهند ؛ جمعه را مسؤلين جشنواره تعطيل اعلام كردند هر چند كه خبرهايي مبني بر عدم نمايش آخرين فيلم فرهادي در شيراز موجب شده است عده اي ترجيح دهند قيد ادامه جشنواره را بزنند اما از سوي ديگر عده اي اميدوارند كه نمايش فيلم هايي چون «سفر سرخ» بتوانند يخ جشنواره را بشكنند....
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...