حسرت این روزهای پسرعمه زا

شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۸:۳۳

محمدرضا هدایتی، صداپیشه پسرعمه زا در مجموعه «کلاه قرمزی» از روستاها و زندگی و فرهنگی با حسرت یاد می‌کند که دیگر وجود ندارند.

به گزارش فیلم نگاه و به نقل از خبرگزاری مهر؛ محمدرضا هدایتی که خود اهل زابل بوده و در جوانی به تهران آمده است، علاوه بر بازی در نقش‌های متفاوت آثار سینمایی و تلویزیونی، این سالها صداپیشه یکی از شخصیت‌های ثابت «کلاه قرمزی» با نام پسرعمه زا هم بوده است؛ عروسکی که تکه کلامش "ها" گفتن است، از روستا آمده و هر از گاهی به همه حرف‌های جدی و مهم آقای مجری و دیگران می‌خندد.


او درباره پسرعمه زا می‌گوید:

- سعی کرده‌ام لهجه پسرعمه زا شبیه مکان یا فرهنگ خاصی در ایران نباشد. زمانی که صداپیشگی این عروسک را به من پیشنهاد دادند، گفتند پسرعمه زا از روستا آمده است و وقتی سخن می‌گوید کسی متوجه نمی‌شود. در واقعیت هم وقتی پسرعمه زا تند تند سخن می‌گوید کسی متوجه واژه‌ها و عباراتش نمی‌شود.

- پسرعمه زا پسری است که از روستا آمده است و تمام مناسبات شهری برایش خنده‌دار است. او بسیاری از این مناسبات را متوجه نمی‌شود و حتی می‌بینیم گاهی آقای مجری حرف مهمی می‌زند و او باز هم می‌خندد چون این مناسبات برایش اهمیتی ندارد و خنده‌دار است، او عاشق طبیعت و حیوان‌ها است. پسرعمه زا نماینده‌ای از روستایی است که همه چیزهایی که برایش مهم است، درباره روستا است.

- این روزها هیچ کودک و نوجوان روستایی نمی‌تواند با او همذات پنداری کند، من اخیرا که به روستا رفته‌ام، می‌بینم که روستاها شبیه شهر شده‌اند. مردم روستا از وسایل ارتباطی شهری استفاده می‌کنند و تقریبا مثل همین مردم زندگی می‌کنند و چون معمولا آب نیست، کسی کشاورزی هم نمی‌کند، بنابراین در روستا همه شبیه شهری‌ها هستند و شاید تنها تفاوتش این است که در محیط کوچک‌تری زندگی می‌کنند.

- من خودم در کودکی در روستا بودم و حتی زمان‌هایی را به خاطر دارم که برق و آب هم در روستا نبوده است. من بذر پاشیده و محصول درو کرده‌ام، کشاورزی و چوپانی کرده‌ام و روستاهای واقعی را دیده‌ام اما اخیرا که به روستاهای زابل رفته‌ام، دیده ام که آنها از ماهواره گرفته تا اینترنت همه چیز دارند و کشاورزی تعطیل شده است و اتفاقا من باید برای آنها تعریف کنم که در روستاهای قدیم چه اتفاقاتی رُخ می‌داد. اینکه به طور مثال بذری بود، می‌پاشیدیم و بعد درو می‌کردیم یا مامان بزرگ من شیر گوسفندان را می‎دوشید و ...

- پسرعمه زا می‌تواند روستاهای قدیم را برای کسانی که آن را دیده‌اند به یاد بیندازد. نسل‌های جدید هیچ ذهنیتی از روستا ندارند چون دیگر روستایی وجود ندارد. ما ایرانی‌ها هم کلا خاطره‌باز و نوستالژِی باز هستیم و دل‌مان همیشه برای گذشته تنگ می‌شود. من خاطرم هست ترانه‌هایی در زمان قدیم وجود داشت که مردم هنگام درو کردن محصول می‌خواندند و زمانی‌که کمباین آمد همه آن ترانه‌ها از بین رفت. اگرچه من هم مخالف پیشرفت نیستم ولی بیشتر دوست داشتم ایران هم مثل ژاپن باشد که با آمدن تکنولوژی یک سری از سنت‌ها حفظ شد. ژاپنی‌ها سراغ تکنولوژی رفتند و در عین حال کیمونو و بعضی لباس‌های سنتی خود را حفظ کردند و یا احترام و آداب و اصول‌شان را از دست ندادند. 
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...