مصاحبه با دین دبلوی کارگردان «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید 2»

همه‌چیز زیر سر "هیکاپ" است!

جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۸

  • نویسنده : ربکا موری
  • |
  • ترجمه : سارا جوادی
  • |
  • منبع : امپایر

پیش درآمد: سفر به دنیای افسانه‌ها همیشه هیجان‌انگیز بوده است؛ دنیایی متفاوت و سرشار از اتفاقات هیجان‌انگیز و پیش‌بینی نشده. دنیای مجموعه‌ کتاب های «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید»، از این نوع دنیاهای شگفت‌انگیز است. دنیایی که رابطه‌ انسان و اژدها را روایت می‌کند و سرشار از انواع و اقسام اژدهایان عجیب و غریب است.

دنیای مجموعه‌ کتاب های «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید» در سال 2003 با چاپ اولین کتاب این مجموعه آغاز شد. کِرِسیدا کاوِل، نویسنده‌ی انگلیسی این مجموعه در طول 10 سال، 11 جلد از این مجموعه را نوشت و این مجموعه را به یکی از پرطرفدارترین و پرفروش‌ترین رمان‌های نوجوان جهان تبدیل کرد. این مجموعه‌ کتاب های افسانه‌ای، خیلی زود جای خود را در دنیای انیمیشن هم پیدا کرد و در سال 2010 اولین انیمیشن بلند «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید» به کارگردانی کریس ساندرس و دین دبلوی ساخته شد که هرچند تفاوت‌های بسیاری با کتاب‌ داشت، اما مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و  بیش از 494 میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد.

حالا مدتی است که قسمت دوم این انیمیشن به کارگردانی دین دبلوی در سینماهای جهان اکران شده و یکی از پرفروش های امسال محسوب می شود. داستان «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید 2» پنج سال پس از فیلم اول روی می دهد. هیکاپ و اژدهای بی دندانش پس از موفقیت در اتحاد وایکینگها در جزیره برک، یک جفت جدایی ناپذیر در آسمان ها هستند. آنها همیشه در آسمان پرواز می‌کنند، در مناطق ناشناخته می‌گردند و دنیاهای جدید را کاووش می‌کنند. یکی از ماجراهای این دو به کشف یک غار یخی مخفی می‌انجامد که خانه ی صدها اژدهای وحشی است.

                                #######################################################


تو از همین حالا اعلام کرده‌ای که هواداران این مجموعه، منتظر قسمت سوم این انیمیشن هم باشند. از چه زمانی ایده‌ی ساخت این سه‌گانه به ذهنت خطور کرد؟ از همان ابتدا هم قصد داشتی این انیمیشن به‌ صورت سه‌گانه ساخته شود یا موفقیت فیلم اول، تو را سرِ شوق آورد تا دو قسمت دیگر هم به آن اضافه کنی؟

در زمان ساخت قسمت اول، به تنها چیزی که فکر می‌کردیم این بود که انیمیشن خوب و در عین حال جذابی بسازیم و تمام سعی‌ و تلاشمان را هم برای رسیدن به این هدف به کار بردیم. فکر نمی‌کنم هیچکدام از اعضای گروه کارگردانی این فیلم، در آن زمان، به ساخت ادامه‌ این انیمیشن فکر کرده باشد. اما بعد از اکران قسمت اول «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید» و بازخورد مثبت منتقدان و مخاطبان، به تدریج ایده‌ی ساخت قسمت دوم هم به ذهنمان رسید. در قسمت اول، همه‌چیز به خوبی و خوشی به پایان رسید، اما برای یک تماشاگر باهوش و پیگیر، هنوز سؤال‌های بی‌جوابی باقی مانده بود؛ مثلا اینکه زندگی مسالمت‌آمیز اژدها و انسان، چه شکلی خواهد داشت؟ یا حالا که وایکینگ‌ها با این همه اژدها دوست شده‌اند، از قدرتشان چه استفاده‌ای خواهند کرد؟


اما پنج سال از اکران قسمت اول می‌گذرد. فکر نمی‌کنی ساخت ادامه‌ این انیمیشن کمی طولانی شده باشد؟

نمی‌شود گفت که این مدت، زمان زیادی است. در پایان قسمت اول، هیکاپ، قهرمان داستان، به هر‌ چیزی که آرزویش را داشت، رسیده بود. حالا دیگر پدرش او را باور داشت و او احترام همشهریانش را نیز به‌دست آورده بود. علاوه بر همه اینها، دوستانش او را در جمع خود پذیرفته بودند و به او به چشم یک قهرمان نگاه می کردند. پس هیچ مشکل و چالشی برای هیکاپ وجود نداشت. برای شروع داستان دوم، ما به گذشت زمان نیاز داشتیم. زمان، قدرت عظیمی دارد. زمان می‌تواند چالش‌های جدیدی را در زندگی رقم بزند. در پایان قسمت اول، هیکاپ یک نوجوان حدودا 15‌ساله بود، اما در قسمت دوم، او جوانی 20 ساله است که از زندگی، چیزهای متفاوتی را می‌خواهد. آینده و سالهایی که به بلوغ منتهی می‌شوند، می‌توانند عناصر دلهره‌آوری باشند. در قسمت دوم می‌بینیم که او با آنچه که زمانه برایش در نظر گرفته، اختلاف نظر دارد. دیگران از او انتظار دارند که در آینده، جای پدرش را بگیرد و رئیس و بزرگ دهکده شود، مسئولیتی که به نظر هیکاپ، خسته‌کننده و کسالت‌بار است. پس او به دنبال چیزی می‌رود که بیشتر با روحیه‌اش سازگار باشد؛ یعنی ماجراجویی و کشف سرزمین‌های ناشناخته و البته اژدهایان جدید!

به نظر من، قسمت دوم، داستانِ بلندپروازی شخصیت‌هاست. با این نظر موافقی؟

بله، کاملا درست است. در قسمت دوم، شخصیت‌های جدیدی را می‌بینیم که پیچیدگی‌های خاص خود را دارند. دراگو، جنگجویی بسیار بلندپرواز است که می‌خواهد ارتشی را از اژدهایان پدید آورد. در آن سوی داستان، والکا که مادر هیکاپ است، زندگی‌اش را وقف حمایت و مراقبت از اژدهایان کرده و البته خود هیکاپ را هم فراموش نکنید. او وایکینگی نترس و ماجراجوست که می‌خواهد با سفر به گوشه و کنار دنیا، نقشه‌ جغرافیایی‌اش را کامل کند؛ در حالی‌که در طول این سفرها، تکه‌های گم شده‌ی زندگی خودش را پیدا می‌کند و حتی به بخش‌های تاریکی در گوشه ی ذهنش پی می‌برد. به نظر من هم قسمت دوم، داستان بلندپروازی شخصیت‌ها و بلوغ فکری‌شان است.


در قسمت اول، شرارت و وحشیگری مختص اژدهایان بود و انسان‌ها، همه خوب بودند. چه شد که در ادامه، ترجیح دادی که جای این دو را با هم عوض کنی و انسان‌های تبهکار و بد‌‌ذات را هم به داستان وارد کنی؟

در قسمت اول، این هیکاپ بود که پرده از راز اژدهایان برداشت و چهره‌‌ حقیقی آنها را به همه نشان داد. در حقیقت، اژدهایان هیچوقت بد نبودند. بلکه بر‌عکس چهره‌ی پُر‌هیبت و به ظاهر مخوفشان، قلبی مهربان و دوست‌داشتنی داشتند. ساکنان دهکده‌ برک در جزیره ی برک هم مردمی سختکوش بودند که برای سالها در صلح و صفا در کنار هم زندگی می‌کردند. پس اینکه انسان شروری را در بینشان نبینیم، منطقی به نظر می‌رسید. اما قسمت دوم، تنها داستان دهکده‌ کوچک برک نیست. ما دنیای داستان را بزرگ‌تر کرده‌ایم و بنابراین انسان‌های بیشتری با خصوصیت‌هایی تازه به داستان اضافه شده‌اند. به نظرم در دنیای واقعی، ما حیوان بد نداریم. این انسان است که گاهی به خاطر زیاده‌طلبی، حسادت و کینه‌ورزی چهره‌ شروری از خود به نمایش می‌گذارد. بنابراین تعمدی در کار نبود که در قسمت دوم، اژدهایان همه خوب باشند و آدم‌ها بد. بلکه قسمت دوم، از نظر من، قسمت واقعیت‌هاست. این‌که حیوانات مخلوقاتی هستند که در صورت توجه انسان‌ها، می‌توانند به دوستشان تبدیل شوند و انسان‌ها هم مخلوقاتی هستند که در صورت غلبه نکردن بر نیت‌های پلید و شیطانی‌شان، می‌توانند به موجوداتی خطرناک و شرور تبدیل شوند.


قسمت اول، فیلمی با حضور شخصیت‌های کودک و نوجوان بود. نگران این نبودی که در قسمت دوم، با به تصویرکشیدن دوران جوانی این شخصیت‌ها، بخشی از مخاطبان فیلمت را از دست بدهی؟

به هیچ‌ عنوان. من فکر می‌کنم این‌که تا نام انیمیشن به میان می‌آید، ما به مخاطب کودک و نوجوان فکر می‌کنیم، کمی ساده‌انگارانه است. انیمیشن از دیدگاه من، رسانه‌ای بسیار قدرتمند و تاثیرگذار است که می‌تواند با هر مخاطبی در هر رده‌ سنی، ارتباط برقرار کند. از سوی دیگر این اولین تجربه در زمینه‌ ساخت انیمیشن‌های دنباله‌دار نیست که شخصیت‌های آن، با گذشت زمان به همان اندازه بزرگ شده باشند. من یکی از طرفداران مجموعه‌ی فیلم‌های «جنگ ستارگان» هستم. این فیلم، وقتی 10 ساله بودم با من حرف می‌‍‍‌‌زد و 44 ساله هم که شدم همچنان قسمت‌های جدیدتر آن با من حرف می‌زنند. پس چرا بزرگ‌ شدن شخصیت‌ها باید مخاطب را از تماشای فیلم، دلزده کند؟ تماشاگرانِ پنج سال پیشِ ما، امروز هم تماشاگر و هوادار انیمیشن ما خواهند بود. علاوه بر این، داستان انیمیشن ما این قابلیت و ظرفیت را دارد که با مخاطب جدید کودک و نوجوان هم ارتباط برقرار کند و جهان افسانه‌ای جدیدی را به آنها نشان دهد.

در قسمت دوم، دو اتفاق مرا غافلگیر کرد. اول پیشرفتی بود که در دهکده‌ کوچک برک دیده می‌شود و دوم، تنوع فرم و حرکات اژدهایان. این تنوع فرم و فضا به دلیل پیشرفت نرم‌افزارهای انیمیشن است؟

درست زدی وسط خال! در طول پنج سال گذشته، نرم‌افزارهای ساخت انیمیشن، پیشرفت زیادی کرده‌اند و آزادی عمل بسیار زیادی به انیماتورها داده‌اند. در واقع انیماتورها دوباره قادر شده‌اند که با دست کار کنند. این خیلی مهم است که انیماتورها بتوانند از ابزار‌های کامپیوتری در تجسم‌بخشی ایده‌هایشان خوب استفاده کنند و خوشبختانه نبوغ متخصصان این امکان را برای آنها فراهم کرده است. قسمت دوم، از کلیه‌ی این پیشرفت‌های نرم‌افزاری استفاده کرده و برای همین است که شما انواع و اقسام اژدهایان را می‌بینید که با تنوع فرم، رنگ و حرکت‌هایشان شما را غافلگیر می‌کنند. در مورد پیشرفت دهکده‌ی برک هم بگذارید این طور بگویم که همه‌چیز زیر سر هیکاپ است! در قسمت اول دیدیم که هیکاپ شخصیتی خلاق است که به ساخت وسیله‌های جدید، علاقه‌ی زیادی دارد. برای این ویژگی خاص او بود که فکر کردیم در قسمت دوم، این خلاقیت باید از کارگاه کوچک هیکاپ بیرون بیاید و در کل دهکده دیده شود. نتیجه‌اش این شد که به‌جای برج‌های پرتاب آتش و وسایل جنگی، چیزهای به‌درد بخور به دهکده اضافه شد. مثل ایستگاه‌هایی برای پرواز، فرود و سوار‌کردن مسافران اژدها و یا وسایلی برای تیمار اژدهایان.


در آخر اینکه، شایعه شده بود که تو می‌خواستی خودت به‌جای هیکاپ حرف بزنی. در این مورد توضیحی داری؟

اول باید توضیح بدهم که من تنها کارگردان این مجموعه بوده‌ام و نه دوبلور و صداپیشه. البته اعتراف می‌کنم که غیر از کارگردانی، کارهای زیادی در این مجموعه کرده‌ام و به بخش‌های مختلف تولید سرک کشیده‌ام. اما در مورد موضوع خاصی که  اشاره کردی، باید این توضیح را بدهم که قبل از پیوستن جی باروچل، گوینده‌ی نقش هیکاپ، من فقط کمی به جای هیکاپ حرف زدم که فقط جنبه‌ شوخی داشت و البته هیچوقت به هیچکس اجازه نخواهم داد که نوار آن صدا را بشنود، چون بسیار خجالت‌آور است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...