مصاحبه با ریوبرتو کاستاندا کارگردان فیلم ترسناک «کیلومتر 31»

آغاز یک موج مکزیکی

پنج شنبه ۵ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰


پیش درآمد: با موفقیت جهانی کارگردانانی چون گیلرمو دل تورو («هزاری توی پن»)، آلفونسو کوارون و آلخاندرو گونزالس ایناریتو («بابل» و «عشق سگی») ممکن است به عنوان یک غافلگیری به گوش برسد که مکزیک برای دو دهه فیلم ترسناک تولید نکرده است. تنها فیلمی که به این ژانر نزدیک شد «کرنوس» دل تورو بود، با وجود اینکه کارگردان می­ گوید شبیه یک درام است تا وحشتِ ناب. این فقط یکی از دلایلی است که ریوبرتو کاستاندا برای موفقیت عظیم اولین فیلم بلندش «کیلومتر 31»، در زادگاهش استاناد می­ کند.

                                               *************************************

"درست اکنون، بعد از «کیلومتر 31» - که در مکزیک بسیار موفق­ تر بود، سومین فیلم پرفروش همه دوران را ساخت- فکر می­ کنم، شش فیلم ترسناک در مرحله تولید وجود دارد. اکنون هدف مهمی وجود دارد و امیدوارم به جای مدتی کوتاه برای همیشه دوام داشته باشد".

کاستاندا به روشنی بابت موفقیت داستانش درمورد قتلگاه تصادف با رگه ­های مافوق طبیعی خرسند است.


"البته، معتقدم خیلی بد نیست." وی می­ گوید "ولی از همه جهت در این لحظه، ما مسیر بسیار پرهیاهویی از فیلمسازی مکزیکی داریم- آلفونسو کوارون، گونزالس ایناریتو، گیلرمو دل تورو - بنابراین میزان زیادی اطمینان در فیلمسازان مکزیکی وجود دارد. درست اکنون مکزیکی و فیلمساز بودن کمی شبیه برزیلی و فوتبالیست بودن است- بنابراین من خوش­ شانسم".

کاستاندا می­ گوید انتخاب محتوای موضوعش نیز در کسب موقعیت مجاز تماشاگران وطنی کمک کرد. وی به شدت به افسانه لالورانا (زن گریان) دل بسته است. با وجود اینکه، همراه با تمام آداب و سنن خوب، اسطوره چند تفاوت دارد، همیشه به یک زن با چند بچه مربوط می­ شود که پس از آنکه توسط عاشق طرد می­ شود کودکانش را به عنوان یک عمل تلافی جویانه خفه می کند. در شب ماه کامل – یا خیلی محتمل هر زمانی که شما بخواهید تا ترساننده ­ها را در مورد کودکانتان بیان کنید- گفته می­ شود صدای او را در حال ضجه زدن برای کوکانش می­ توان شنید.

"علت دیگری است که چرا مطمئن بودم فیلم قرار است یک موفقیت باشد". وی می­ گوید: "این افسانه در مکزیک بسیار مشهور است. یک افسانه سنتی شفاهی بسیار کهن مربوط به ورود اسپانیایی­ ها به مکزیک است. همه این داستان را می ­شناسند. مادربزرگ ­های پیر این داستان را برای نوه­ های کوچکشان نقل می­ کنند، بنابراین آنها درست رفتار خواهند کرد- بنابراین هرکسی آن را می­ شناسد. "

"چیزی که فکر می­ کردم تبدیل به فیلم مشابه آن نشد همان طور که در گذشته صورت گرفته است. اولین بار در دهه سی بود و سپس در طول دهه چهل و پنجاه و فیلم دیگری در دهه هفتاد وجود دارد. همه آنها مشی و سبکی کودکانه داشتند، می­ خواستم تا داستان مشابه ­ای به شیوه مدرن به دست گیرم، تا به اندازه کافی برای لمس حساسیت کودک در حال رشد یا کوچک ترسناک باشد. فکر می­ کنم که یکی از چیزهایی است که در فیلم بسیار خوب عمل کرد. تماشاگر کشف می­ کند که در مورد این افسانه مکزیکی قدیمی به واسطه خشونت فیلم است و در مورد آن بسیار دستخوش هیجان است. "

این مساله شاید به این دلیل باشد که فیلم از اسطوره لالورانا بدون وابستگی مطلق به آن برداشت شد که فیلم هنوز برای تماشاگران غیرمکزیکی بسیار قابل فهم است. در واقع با مجازهای تریلر سبک ­تری شروع می­ شود، پس از آنکه زنی در مسیر رانندگی به خانه با کودکی تصادف می­ کند. هنگام مشغول بودن به کمک، آگاتا (ایلیانا فاکس) به وسیله ماشین دیگری تصادف می ­کند و در کما فرو می ­رود. قُلِ دیگرش (با بازی خودِ فاکس) بطور فزاینده­ای خواهرش را متقاعد می­ کند برای کمک از فرایند تله ­پاتی بهره ببرد، و به سمت کشف آن برود که نقطه کیلومتر 31 در جاده یک راز مافوق طبیعی و مرگباری را مخفی می­ کند.


پژواکی با فیلم­ های ترسناک ژاپنی همانند «حلقه» و «کینه»، در اتفاقات بی­ رمق این داستان ارواح وجود دارد. اما کاستاندا اصرار دارد که این مطلقاً تصادفی است.

"در موردش بسیار سئوال کردم. این فیلمنامه را سا­ها پیش نوشتم. پیش از «حلقه» و «کینه». وقتی آنها را دیدم، ما حول اقدام به خودکشی بودیم، ولی این کار را نکردیم، خُب، اتفاقات لعنتی، نه؟"

"با وجود آنکه تمام بود، یک تصویر برای دیگری، تصیم گرفتیم که این سنت مکزیکی بسیار کهن است و نمی­ توانیم آن را تغییر دهیم فقط چون شخص دیگری افسانه و سنت بسیار مشابه ­ای دارد، خوب تصمیم گرفتیم تا با آن بازی کنیم. این نوع کار در تاریخ سینما بسیار رُخ داده است. "

شباهتش در تم ­ها، یقیناً در مسیر موفقیت فیلم نبوده است- این سومین فیلم موفق تجاری همه دروان مکزیک است- یا کاستاندا را در ساخت بیشتر این گونه آثار به تعویق می­ اندازد.

"ژانرهای اصلی و مورد علاقه ی من ژانر وحشت و تریلر هستند. آنها را در تمام زندگی ام به کار خواهم بست. البته، چیزی دیگری هم برای انجام دادن دوست دارم، مانند علمی- تخیلی و فانتزی، ولی ساخت علمی- تخیلی خیلی مشکل است. برای مثال، شما نیاز به کارهای پشت صحنه زیادی دارید. اگر یک فیلم ترسناک یک سال وقت شما را بگیرد، فیلم علمی-تخیلی احتمالاً قرار است پنج سال وقت شما را بگیرد. بنابراین بسیار مشکل­ تر است، بسیار دردناک­تر است، همزمان بسیار ارزش ­تر. اما می­ دانم قرار نیست بتوانم همه مدت انجامش دهم".

سپس، فیلم بعدی او «قطع کامل برق» خواهد بود- تریلری تنگ و تاریک درباره سه نفر که در یک آسانسور حبس شده­ اند، با بازی آمبر تامبلین و آیدن ژیلن.

کاستاندا می­ گوید: " «قطع کامل برق» یک تریلر روانشناسانه است، که در آن به «کیلومتر 31» نزدیک می­ شویم، که یک فیلم ترسناک روانشناسانه است- با هیاهوی آثار اسلشر بازی نمی کنیم، ولی با حالت روانشناسانه کار می­ کنیم، با حرکت دوربین، رنگ­ ها در فیلمبرداری، شیوه داستان­گویی بسیار کلاسیک است. "

"جلوه­ های ویژه به داستان خدمت می­ کند به جای آنکه داستان به بینایی خدمت کند. فکر می کنم هیچکاک عاشق آن می­شد چنین فیلمی بسازد، زیرا مرا بسیار به یاد «طناب» و «قایق نجات» می­ اندازد".

"فیلم درباره سه شخصیت است که 20 ساعت در یک آسانسور حبس می ­شوند. حدود هفتاد درصد فیلم درون آسانسور می­ گذرد".


به طور واضح هنوز برای تالیف مشتاق نیست، «قطع کامل برق» توسط تازه وارد دیگری به نام اِد داگرتی نوشته شده. بنابراین درخواست متفاوتی انجام می­ گیرد؟

"فیلمنامه ای برای «کیلومتر 31» بین 5 تا 7 سال نوشتیم و داستان درون دنیایی خارجی می دانستم". وی ادامه می دهد: "وقتی فیلمنامه ای داری که شخص دیگری نوشته، مجبوری یک کار تفسیری بسازی. گاهی اوقات مطمئن نبودم که چه دلایل پشت فیلمنامه باشد. زمانی وجود داشت که فیلمنامه نویس را صدا می­ زدم و می­ گفتم ׳تو می­ دونی این چیه؟ قرار نیست ازت چیز بیشتری بخوام׳ فکر می­ کنم این تفسیری استعاری هست و همین هم هست. مثل این هست اگر شاعری غزلی بسراید سپس خواننده ناچاراً تفسیری از آن را اجرا می کند- یکی از چیزهای خوب در مورد این تفسیر کردن کار شخص دیگری است."

و کاستاندا هم اکنون حرفه آینده ­اش را طرح ­ریزی می­ کند، به طوری که- همانند بسیاری از هم وطنانش- می­ تواند بین مکزیک و بقیه دنیا کارش را تقسیم کند.

"نظرم بر این هست که هر چیزی می ­نویسم قرار هست در مکزیک تولید کنم و هر چیزی که توسط دیگری نوشته می­ شود در آمریکا یا اروپا انجام خواهم داد. این یک ایده هست، به هر حال، اما در این لحظه یک کار علمی تخیلی می­ نویسم که شاید قرار باشد برای فیلمبرداری در مکزیک مشکل باشد- اما خواهید دید چه رُخ می ­دهد. "

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

پیام دانایی فرد
  •  11
  • |
  •  26
  • |

    سینمای مکزیک در این چند سال اخیر خیلی پیشرفت کرده و تا حالا به تعداد انگشت های دو دستم فیلم خوب از فیلمسازان مکزیکی دیدم.