گفت و گو با اما واتسون، بازیگر فیلم «دیو و دلبر»

زیبای سرکش و هیولای رام!

شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۹

  • نویسنده : کریستینا رادیش
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : نیویورک تایمز

پیش درآمد: اما واتسون، بازیگر 27 ساله ی انگلیسی، که با بازی در نقش هرمیون گرینجر در سری فیلم های «هری پاتر» به شهرت رسید، از یک نکته در رابطه با بازی در فیلم سینمایی زنده ی «دیو و دلبر» محصول کمپانی دیزنی دلخور است. به گفته واتسون، بازیگر نقش بِل در این فیلم، وقتی از او می پرسیدند که "پس قراره نقش یکی از پرنسس های دیزنی رو بازی کنی؟" ناراحت می شده و در جواب می گفته: "نه! افسانه «دیو و دلبر» که خیلی قدیمی است اما این فیلم قرار است سراغ مضامین عمیق تری نسبت به فیلم های قبلی برود و لایه های مختلفی را مورد بررسی قرار بدهد". حق با واتسون است چون ایده ی ساخت فیلم جدید «دیو و دلبر» همین بوده است. این فیلم قرار است از یک طرف اثری موزیکال و خانواده پسند باشد و سوی دیگر سراغ مضامینی برود که در نسخه های قبلی کمتر به آنها توجه شده است:

                                                                                   ############################


□ اِما، شخصیت بِل یک کتابخوان حرفه ای است. آیا تا به حال شده در زندگی مثل اتفاقاتی که که برای بِل می افتد تو را هم به خاطر این که خوره کتاب هستی، دست بیندازند؟

● من در مدرسه خیلی به چشم نمی آمدم اما یادم نمی آید که به خاطر کتابخوان بودن مسخره ام کرده باشند. عشق واقعی به کتاب مدتی بعد وارد زندگی ام شد. در مدرسه وقتی آدم را مجبور به خواندن بعضی مطالب می کنند کمی از لذت خواندن آن از بین می رود. وقتی مدرسه و دانشگاه تمام شد، میزان کتابخوانی و مطالعه ام بیشتر و بیشتر از قبل اشد. شاید به خاطر این که خیلی مبادی آداب بوده ام من را دست انداخته باشند اما هیچگاه به خاطر کتاب خواندن مورد تمسخر واقع نشده ام.



□ فیلم «دیو و دلبر» از این نظر که شخصیت اصلی اش عاشق کتاب و کتابخانه است، در زمانه ی ما که عصر تکنولوژی و فناوری است کمی کهنه به نظر می رسد...

● وقتی دختر کوچولویی بودم و «دیو و دلبر» را دیدم، اولین ایده هایی که به ذهنم خطور کرد این بود که "نمی خواهم تا 21 سالگی ازدواج کنم و دلم نمی خواهد حلقه ی نامزدی دستم کنند؛ دلم می خواهد کسی برایم کتابخانه ای دوطبقه بسازد که بتوانم نردبانی در آن بگذارم و در آن این طرف و آن طرف بروم." ما در عصر و زمانه ای زندگی می کنیم که مملو از آیفون و فناوری های جدید است و به سرعت در حال جلو رفتن است... این تغییر چه معنا و مفهومی برای آینده ی صنعت چاپ و کتاب و رسانه دارد؟ من که به شخصه فکر می کنم ما در نهایت کتاب را حفظ خواهیم کرد چون با وجود این که آیفون ها عالی اند اما هیچگاه نمی توانند جای نوشته های کاغذی را بیرند. نوشته های مکتوب، مقدس اند.

□ تماشای فیلم «دیو و دلبر» و بخصوص شخصیت بِل چه پیامی می تواند برای دختران نوجوان و جوان داشته باشد؟

● من فقط می توانم از دیدگاه شخصی ام به این سئوال پاسخ بدهم و باید بگویم که وقتی با شخصیت بِل آشنا شدم مدتی بود که متوجه شده بودم که با دختر بودنم در جامعه مثل یک نقطه ضعف برخورد می شود و حس بی عدالتی درباره دختران و زنان کم کم داشت برایم آشکار می شد. من در مدرسه خیلی اهل ورزش بودم و یکی از جمله هایی که خیلی حالم را بد می کرد این بود که به من می گفتند: "مثل دخترا پرتابش کن، یا مثل دخترا بندازش!" به همین خاطر وقتی دیدم که بِل روی پرده سینما در ترانه ای با عصبانیت می خواند: "من بیشتر از این می خواهم" و "نمی خواهم با این مرد ازدواج کنم، می خواهم برای خودم بیشتر به دست بیاورم" پیش خودم احساس می کردم چنین حسی هم در من تقویت شده است و من جای خودم را در این دنیا پیدا کرده ام. اگر من کار خودم را خوب جواب بدهم، می توانم امیدوار باشم که زن های جوان دیگر هم کار من را ببینند و الهام بگیرند.



□ یکی از پخش کننده های فیلم در مصاحبه ای گفته است که او واقعاً از فیلم «دیو و دلبر» خوش اش می آید اما به نظرش این فیلم بیشتر برای دخترها ساخته شده است. آیا وقتی مردم و حتی برخی از عوامل فیلم چنین تمایزی بین مخاطبان دختر و پسر یا زن و مرد قائل می شوند، ناراحت کننده است؟ چگونه می توانیم چنین روندی را تغییر بدهیم؟

● من در نوجوانی اغلب می دیدم که فیلم های مخصوص کودکان و نوجوانان و رمان ها و کتاب های مخصوص نوجوانان شخصیت های پسر و مرد افرادی الهام بخش بودند اما به ندرت شنیدم و دیدم که برادرهایم یا دوستانم بگویند از شخصیت های دختر و زن الهام گرفته اند یا حتی دلشان می خواهد شبیه فلان شخصیت مونث باشند. این خیلی آزاردهنده است. شاید راه حل این معضل این باشد که فیلم های بیشتری با برابری جنسیتی بسازیم.

□ شخصیت بِل هم که دختری است با حالت ها و کمی ویژگی های پسرانه....

● آره. شخصیت بِل با بازی من شخصیتی کاملاً انسانی است....

□ اِما، طراحی صحنه این فیلم و تصویرسازی کامپیوتری آن شگفت انگیز است. اِما تو بیشتر از بقیه بازیگران فیلم بخصوص بازیگر نقش مقابلت دن استیونز با این نوع فیلمسازی آشنایی داری. آشنا بودن تو با این مدل فیلمسازی چه نکته مثبت یا منفی برای بازیگران مقابلت داشت؟

● من می دانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد و به خوبی می دانستم که فیلمسازی به این سبک و سیاق آسان نیست و سختی ها و مشکلات خاص خودش را دارد. در شرایطی که بازیگران مقابلم بخصوص دن صبر و شکیبایی بیشتری داشتند و بیشتر کنجکاو و شگفت زده بودند. من می گفتم: "وای خدای من، 4 ساعت طول می کشد تا شمعدانی جان بگیرد" و دن می گفت: "اون، شمعدانی!" و من می گفتم: گتو که نمی دانی چقدر طول می کشد، مثل یک کابوس می ماند" (می خندد).



□ «دیو و دلبر» فیلمی شاد و رمانتیک است اما درباره ی آزادی و ترس از دیگران هم حرف هایی برای گفتن دارد که از جمله مسائلی هستند که این روزها زیاد به آنها پرداخته می شود...

● دقیقاً حق با توست. من از همین ویژگی بِل خوشم می آید که در وجود او خبری از تعصب های رایج و قضاوت های عجولانه نیست. او ذاتاً کنجکاو است و می تواند نگاهی همه جانبه به مسائل داشته باشد و سپس درباره ی آنها تصمیم بگیرد. او از آن دسته آدم هایی نیست که به راحتی تحت تاثیر دیگران قرار بگیرد.

□ اِما، یکی از بحث هایی که درباره ی فیلم به راه افتاده این است که بِل در واقع به اصطلاح دچار سندروم استکهلم می شود و رابطه ای عاطفی با فردی برقرار می کند که او را زندانی کرده است. نظرت درباره این موضوع چیست؟

● به نظرم این موضوع دست کم درباره ی اقتباس ما صِدق نمی کند. البته من خودم هم در ابتدای کار درگیر این مساله بودم اما سندروم استکهلم وقتی رُخ می دهد که زندانی جدب ویژگی های فردی شود که او را اسیر کرده است و عاشق اش شود. اما بِل مدام با دیو جر و بحث می کند و او را به چالش می کشد. بِل هیچ یک از ویژگی های افراد مبتلا به سندروم استکهلم را ندارد چون او استقلال و آزادی اندیشه اش را حفظ می کند. بِل هیچگاه اسارت را نمی پذیرد و مدام سعی می کند از قصر فرار کند و به نظرم وقتی هم که تصمیم می گیرد در قصر بماند، تصمیمی آزادانه می گیرد. حتی عاشق شدن آنها هم با روند متفاوتی از عشق در نگاه اول شکل می گیرد. بِل و دیو در ابتدا مدام سر به سر یکدیگر می گذارند و از هم خوش شان نمی آید. آرام آرام و به تدریج است که دوستی ای بین آنها شکل می گیرد و بعد این دوستی به عشق تبدیل می شود. آنها هیچ توهمی درباره ی یکدیگر ندارند. آنها به خوبی نکات منفی یکدیگر را می دانند و به همین خاطر باعث شکوفا شدن نکات مثبت یکدیگر می شوند.



□ در این فیلم تغییرات جالبی در شخصیت های اصلی داستان داده شده است و نکته های جدیدی به داستان زندگی آنها اضافه شده است. آیا در بین نقش هایی که تا به امروز بازی کرده ای، شخصیتی وجود دارد که دوست داشته باشی برگردی و دوباره در همان نقش بازی کنی و چیزهایی به آن شخص اضافه کنی؟

● من دلم می خواهد دوباره نقش نیکی مور شخصیت فیلم «حلقه بلینگ» (2013) را بازی کنم، منتهی بعد از آن که از زندان آزاد می شود.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

نوژن لوایی
  •  3
  • |
  •  8
  • |

    دختر زرنگ و باهوشیه. از همون نقش هرمیون گرینجر و بازی هاش توی "هری پاتر"ها معلوم بود که آینده خوبی در انتظارشه.