گفت و گو با پل تیبیت کارگردان انیمیشن «فیلم باب اسفنجی: اسفنج بیرون از آب»

می خواستیم تماشاگران را غافلگیر کنیم!

شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱:۵

  • نویسنده : ربکا موری
  • |
  • ترجمه : سارا جوادی
  • |
  • منبع : امپایر

پیش درآمد:  16 سال است که سروکله اش پیدا شده و همه او را دوست دارند. اسمش هم مثل خودش بامزه و خنده دار است: "باب اسفنجیِ شلوار مکعبی". او که یکی از محبوب ترین و پرطرفدارترین شخصیت های کارتونی در تمام دنیاست این بار در انیمیشن سینمایی «فیلم باب اسفنجی: اسفنج بیرون از آب» ماجراهای تازه و جذابی را پیش می آورد. به بهانه ی این انیمیشن تازه که مدتی ست اکران جهانی آن آغاز شده، گفت و گویی با پل تیبیت نویسنده کارگردان این انیمیشن را برای شما انتخاب کرده ایم:

                                                                                ####################


همیشه عادت داریم باب اسفنجی و داستان هایش را در زیر آب دنبال کنیم؛ چه در مجموعه ی تلویزیونی و چه در انیمیشن سینمایی قبلی. چه شد که این بار، او و دوستانش را به دنیای بیرون آب آوردی؟

وقتی تصمیم گرفتیم که انیمیشن بلند دیگری از باب اسفنجی بسازیم، اولین چیزی که برایمان قطعی بود، همین تفاوتی ست که به آن اشاره کردی. کمی به دور و برتان نگاه کنید. دنیای امروز پر از سرگرمی و تفریح است و تنوع سرگرمی ها و تعداد فیلم های روی پرده ی سینما آنقدر زیاد است که گاهی ترسناک به نظر می رسد! درباره ی انیمیشن «باب اسفنجی» ما به اثری فکر می کردیم که در این رقابت فشرده و تنگاتنگ برنده از میدان خارج شود، و خانواده ها آن را برای زمان سینما رفتن شان انتخاب کنند. ما به یک خبر و اتفاق پر سروصدا احتیاج داشتیم و کجا پر سر و صداتر از دنیای بیرون از آب برای ماجراجویی باب اسفنجی و دوستانش!



یکی از ویژگی های مجموعه ی تلویزیونی «باب اسفنجی»، فضاسازی دنیای زیرآب و تکنیک گرافیک اجرایی اش بود. چه شد که در این انیمیشن، از انیمیشن کامپیوتری یا سی جی آی (CGI) استفاده کردی؟

من دانش آموخته ی رشته ی انیمیشن از موسسه ی هنرهای زیبای کالیفرنیا هستم و این یعنی این که بسیار سنتی ام و سنتی کار می کنم. برای سالها به تکنیک اجرایی مجموعه ی تلویزیونی «باب اسفنجی شلوار مکعبی»، وفادار بودم اما وقتی صحبت از ساخت یک انیمیشن بلند شد، فکر کردم کمی تغییر... چرا که نه؟ در این سالها فناوری، پیشرفت زیادی داشته و امتحان خود را به خوبی در دنیای انیمیشن پس داده است. من از تماشای فیلم «یخ زده» (2013) بسیار لذت بردم. این انیمیشن با استفاده از کامپیوتر، فضاسازی خارق العاده ای داشت. در عین حال برخی صحنه ها همچنان به تکنیک "انیمیشن سِل" (انیمیشن کلاسیک یا انیمیشن دستی) شبیه مانده بودند و یادآور سیالیت و طراوت انیمیشینی مثل «سیندرلا» (1950) بود. برای همین وقتی می خواستم انیمیشن بلندی از باب اسفنجی و دوست هایش بسازم با اطمینان از نتیجه ی کار، به کامپیوترها لبخند زدم!

این که از دنیای انیمیشن سنتی پا به دنیای انیمیشن کامپیوتری گذاشتی برایت سخت و گیج کننده نبود؟

مثل تجربه کردن هرچیز نو و تازه ای، جهان انیمیشن کامپیوتری هم برای من حسی آمیخته از پیچیدگی، رمزآلودی و در عین حال نوآوری و تازگی داشت. ممکن است در ابتدا کمی گیج شده باشم، اما با مطالعه و دقت بیشتر متوجه شدم که انیمیشن کامپیوتری و انیمیشن سنتی هر دو از یک ساختار پیروی می کنند. مثلا تصور کنید ما می خواهیم شخصیت از نقطه ی "الف" به نقطه ی "ب" برود. چگونگی این حرکت در انیمیشن سنتی و انیمیشن کامپیوتری با هم تفاوت دارد، اما نتیجه ی هردو یکسان است.

از همان ابتدا در نظر داشتی بازیگران در این انیمیشن حضور پیدا کنند؟

ایده ی اصلی و ابتدایی ما در این فیلم بر کار گروهی متمرکز بود. در مجموعه ی تلویزیونی، علاقه مندان باب اسفنجی معمولا شاهد کشمکش و درگیری او و شخصیت "پلانکتون" بودند. اما در این انیمیشن با کار تیمی در جهت رسیدن به یک هدف، برای پی رنگ داستان فکر کردیم. این جایی بود که داستان در ذهن مان شکل گرفت. در ادامه ی نگارش فیلمنامه، فکر کردیم حضور یک راوی که خودش بخشی از داستان باشد می تواند به جذابیت آن کمک کند. این شخصیت تازه، فرمول "همبرگر خرچنگی" را می دزدد و باب اسفنجی و دوستانش برای پس گرفتن آن به سرزمین او می روند. برای همین باید بگویم که استفاده از بازیگر، چیزی بود که کمی بعدتر به داستان اضافه شد. در هرحال برای ما روشن بود که برای داشتن داستانی تازه و غیرمنتظره باید شخصیت های تازه و ناآشنا را به داستان وارد کنیم تا بتوانیم تماشاگران را غافلگیر کنیم.


و این شخصیت تازه، ناآشنا و البته بسیار جذاب، کسی نیست جز آنتونیو باندراس. چه شد که به سراغ او رفتی؟

خُب، ابتدا این شخصیت در داستان شکل گرفت و بعد تازه فکر کردیم که چه کسی مناسب آن است. این طور نبود که که شخصیت دزد دریایی را بر اساس آنتونیو باندراس بنویسیم. ما بازیگری می خواستیم که به طور همزمان بتواند خشونت و بامزگی را در خود داشته باشد و از فیزیک بدنی مناسب و خوبی هم برخوردار باشد. تصمیم گرفتیم یک دزد دریایی تازه را که شبیه بقیه ی دزد دریایی های هالیوودی نباشد معرفی کنیم. ما واقعا خوش شانس بودیم که آنتونیو باندراس وقتش برای همکاری با ما آزاد بود و به ما جواب مثبت داد.

در این انیمیشن، صحنه هایی هست که با دنیا و ماجراجویی های قبلی باب اسفنجی تفاون دارد. مثل صحنه های آغازین انیمیشن که ما را به یاد سری فیلم های «ایندیانا جونز» می اندازد یا صحنه ی مسافرت دلفین ها یا حتی نیرد پایانی فیلم. تصمیم داشتی با استفاده از صحنه های ماندگار دیگر فیلم ها، جذابیت انیمشن را بالا ببری؟

سیستم کار من در این انیمیشن این طور بود که داستان را بارها می خواندم و سپس صحنه ها را در ذهنم تصور می کردم. آیا این صحنه خوب درمی آید؟ آیا به این شکل درست است؟ اگر جواب مثبت بود در داستان باقی می ماند و گرنه خط می خورد. این که صحنه هایی از فیلم هایی خاص را به نوعی در قصه ی «باب اسفنحی» بازسازی کنم، فقط برای شیرین شدن و افزایش جذابیت آن بود. گاهی یادآوری برخی صحنه های خاطره انگیز از یک فیلم با قهرمانی تازه، می تواند حسِ خوب و شیرینی در مخاطب ایجاد کند.


دوست داری مخاطبان قدیمی یا تازه ی «باب اسفنجی»، چه برداشتی از این انیمیشن داشته باشند؟

بعد از 16سال همراه بودن با این قهرمان دوست داشتنی، راستش هنوز هم نمی دانم باید انتظار چه بازخوردی از سوی تماشاگران  داشته باشم. صادقانه بگویم که گوشزد کردن اهمیت کار گروهی به تماشاگران، برای من خیلی بیشتر از خنداندن و سرگرم کردن آنها اهمیت دارد. کار تیمی، همیشه برای من بسیار اهمیت داشته است. ایمان و اعتقاد راسخی دارم که همه ی کارها اگر گروهی و در کنار هم انجام شود، پایانی جز موفقیت نخواهد داشت. البته تعریف موفقیت، حتما بنا به شرایط و موقعیت متفاوت خواهد بود. اما این در کنار هم بودن، تقسیم کار کردن، و از همه مهم تر اعتماد به یکدیگر، چیزی است که بسیار بر آن تاکید دارم. حالا اگر تماشاگران در کنار همه ی اینها از تماشای فیلم لذت ببرند و شاد باشند و بخندند که چه بهتر. من خود را کارگردان خوشبختی می دانم چون «باب اسفنجی» قلب ها را در تمام جهان به تسخیر خود درآورده است. «باب اسفنجی» توانسته از مرزها و فرهنگ ها عبور کند و به شخصیت محبوب همه ی مردم دنیا بدل شود. پس چه بهتر که این شخصیت جهانی، پیامی جهانی برای مخاطبانش داشته باشد که آن همراهی و اعتماد به یکدیگر است.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...