گفت و گو با کریستین بیل بازیگر “بتمن” در «شوالیه تاریکی»

با بازی در «شوالیه تاریکی» دوباره به اصل و ریشه ام بازگشتم!

دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۵۰


پیش درآمد: ما قدم به قدم پشت سرِ کریستین بیل آمده ایم تا بتوانیم با او صحبت کنیم! بیل بار دیگر در نقش معروف اش ظاهر شده است. او که پیش از این باعنوان بروس وِین در «بتمن می آغازد» بازی کرده بود، بار دیگر در تازه ترین اثر کریستوفرنولان تحت عنوان «شوالیه تاریکی» به ایفای نقش پرداخته است. «بتمن می آغازد» فصل جدیدی را در مجموعه فیلم های «بتمن» ایجاد کرد. این فیلم درباره شخصیتی افسانه ای بود که سعی داشت با بازگشت به اصل خود به مقابله با جنایت و ظلم برخیزد و او کسی نبود جز پسر میلیاردیِ گاتهام سیتی به اسم بروس وین. شخصیتی که در فیلم «شوالیه تاریکی» نیز به طور کامل شکل گرفته است. بیل در این باره می گوید: "من معتقدم که بروس به طور کامل نقش و وظیفه خود را درک کرده است و با الهام درونی اش سعی در نجات گاتهام سیتی دارد. او سرانجام به شخصیتی می رسد که برای خودش قابل قبول است. اما او هنوز برای دانستن و درک کامل به تلاش بیشتری نیاز دارد." او در حال حاضر دشمنان جدیدتری دارد که بایستی از شهر در مقابل آنها حفاظت کند. او در این میان از کمک جیم گوردون (گری اولدمن) و یک وکیل مدافع به اسم هری دِنت (آرون اِکهارت) نیز استفاده می کند. هیت لجر در نقش جوکر سعی دارد تا به هر شکل ممکن گاتهام سیتی را به تسخیر در آورد و جدال او با "شوالیه تاریکی" نیز در همین راستا ست. مایکل کین در نقش آلفرد و مورگان فریمن در نقش لوسیوس که در «بتمن می آغازد» نیز حضور داشتند به همراه مگی گیلنهال در نقش راشل داوز او را همراهی می کنند. کریستین بیل نقشی ترسناک دارد که با آن لباس سیاه و خفاش مانند از خود نقشی به یاد ماندنی به یادگار گذاشته است. با هم گفتگوی شیلا رابرتز در مووی آنلاین با کریستین بیل را می خوانیم:


□ نظرت در مورد چنین شخصیتی و این نوع آزادی ها چیست؟

● در این رابطه سؤالهای متعددی به ذهنم می رسید. در ابتدا تصور کردم این همان بازگشت به فیلم «بتمن می آغازد» است. ما سعی کرده ایم در فیلم جدیدمان، تا حد زیادی به داستان و سبک فیلم قبلی وفادار بمانیم و به جز در یکی یا دو مورد خلاقیت و ابتکار جدیدی نداشته باشیم. من پس از یک مدت به خود قبولاندم که می توانم دوباره در این نقش ظاهر شوم. چرا که در قبال آن احساس مسئولیت می کردم و می خواستم به هدفم برسم.

□ در «شوالیه تاریکی» به نظر می رسد که تصمیم گرفته ای پا را کمی فراتر از دستورات یا خط مستقیم کار قرار داده و کمی متفاوت تر از «بتمن می آغازد» شوی. در این باره توضیح بده!

● بله، دقیقاً. من کریس - کارگردان – را ملاقات کردم و درباره فرانک میلر در «بتمن می آغازد» نیز مطالعه کردم. من حتی در مورد شخصیت "بتمن" نیز مطالعه کرده و چند رمان مصور خواندم و سپس آنها را برای کریس توضیح دادم. او هم به من می گفت که از این شخصیت چه توقع و انتظاری دارد. با بازی در «شوالیه تاریکی» به نظر می رسد که دوباره به اصل و ریشه ام بازگشته ام. من حتی در این باره با دوستان و خانواده ام نیزمشورت کردم، چرا که "بتمن" شخصیتی چندگانه و مبهم دارد.

□ برخی از صحنه ها نشان می دهند که بتمن و جوکر هر دو تا حدی عصبی بوده و حالتی روانی دارن.

● دقیقاً درست است.


□ در «شوالیه تاریکی» به نظر می رسد که نظم روانی بیشتری باشد و سعی شده تنها در قالب دستور و قانون عمل شود.

● بله، من فکر می کردم که در طول فیلم بتمن دارای شخصیتی ست که در نهایت خودش نظم و انضباط را به وجود آورده و حفظ نماید و به نوعی خودش قانون وضع کند. چرا که او مجبور است به نوعی با خشونت و قانون شکنی مقابله کند. او سایه ای از مرگ والدینش را بر روی زندگی اش احساس می کند و در صدد انتقام است. خلق و آفرینش چنین شخصیتی تنها برای زندگی شخصی اش نیست. او کسی است قدرت و توان بالایی دارد و نمی خواهد قانونی را نقض کند. او سعی دارد روی خط قانون قدم برداشته و قانون شکنی نکند. هرچند که در برخی موارد به یک حالت هایی از تناقض نیز می رسد و با خودش درگیر می شود. شخصیت بعدی جوکر است. کسی که اخلاق و راه و روش خاص خودش را داشته و علاقه فراوانی به نقض قانون دارد. او فردی خودخواه است که می خواهد دنیا را بر اساس اصول و مبانی خودش اداره کند و در این راه از هیچ کاری ترس و ابایی به خود راه نمی دهد و در نتیجه با «شوالیه تاریکی» در گیر می شود.

□ چه ویژگی خاصی در بتمن وجود داشت که دوباره به سوی او جلب شدی؟

● خُب، من از کریس - کارگردان – در «بتمن می آغازد» خوشم آمد و عقاید و سلایقش را به کامل پذیرفتم . بنابراین برای ایفای نقش بروس وین در «شوالیه تاریکی» آزادتر و راحت تر بودم. این سومین همکاری من و کریس بود. در «شوالیه تاریکی» من و او توانستیم تا حد امکان نقاط ضعف کارمان را بر طرف و سطح کار را بهبود بخشیم. من به خانه کریس می رفتم و برای دور ماندن فیلم از کلیشه و تکراری شدن ساعتها بحث و گفتگو می کردیم. ما نمی خواستیم که «شوالیه تاریکی» فقط یک فیلم اکشن و حادثه ای شود. ما پا به پای هم کار کردیم و نظر دادیم. این فیلم اگرچه پر از صحنه های انفجار و زد و خورد و تعقیب و گریز است، اما صرفاً درژانر  اکشن و حادثه ای قرار نمی گیرد.

□ چرا در بسیاری از صحنه های جدال و درگیری ترجیح داده ای، صورتت پنهان بماند؟

● فکر می کنم در «شوالیه تاریکی» عمده ی کاربرد زبان گفتاری باشد نه بدن. زمانی که لباس مخصوص را می پوشد و نقاب سیاه را می زند به یک حالتی از آزادی عمل کامل می رسد. او این لباس را می پوشد و ماسک می زند تا در سایه و ناشناسی کامل اهدافش را دنبال کند و کسی نتواند خشم و ناراحتی اش را متوجه شود که این موضوع جالبی است. معتقدم که هر کسی یک سایه و بخش مبهمی در زندگی اش دارد که آن را پوشیده نگه می دارد. هر کسی با هر جامعه ای برای خود یک سری قوانین و مقرراتی دارد که در صورت نقض آنها توسط دیگران چندان خوشایند نیست و او به نوعی خود را با این موضوعات درگیر می کند.

□ آیا خودت برای خشونت، فساد و جنایت در اجتماع راه حلی هم داری؟

● خُب، این بستگی به شرایط دارد. همانطور که «شوالیه تاریکی» می بینیم، اگر افرادی که از حمایت قانون برخوردارند مثل هارویدنت که یک مقام رسمی ست و می تواند با اختیارات خود عمل کند، کار برای بتمن راحت تر شده و واضح است که فقط او نیست که می تواند با این گونه مسائل روبرو شود. اما نکته مهم در اینجاست که سیستم و دستگاه دولتی در کاتهام سیتی نیز دچار مشکل شده و قانون را نقض می کنند.

□ آیا در چنین سیستم و محیطی زندگی کرده ای ؟

● خب، هر کسی بنا بر موقعیت خود در یک سیستم یا مجموعه ای زندگی می کند و دوست دارد که بتواند اثر مثبتی در آن جمع داشته باشد و مفید واقع شود، نه آنکه بی استفاده و بیهوده باشد. بدون شک هر فردی به یک سری چیزها علاقه دارد و از آنها نیز دفاع می کند و حفاظت به عمل می آورد و همین علاقه، میل به حفاظت و نگهداری و برقراری نظم و قانون باعث می شود تا یکسری تصادف ها و درگیری هایی میان چنین افراد و کسانی نقض قانون می کنند، پیش آید. چرا که آنها سعی در نادیده گرفتن حق و حقوق سایر افراد را دارند. ما که مورچه نیستیم، ما همه انسانیم و هر کدام حق و حقوقیم داریم که باید به آنها توجه شود، ضمن آنکه نباید حق و حقوق سایر افراد را نیز تضییع کنیم.


□ گفته بودی که قهرمان و الگوی تو پدرت بوده است!

● من در طول زندگی ام به هیچکس به اندازه پدرم جذب نشدم. او جذابیت و گیرایی خاصی برای من داشت. بالاخره هر کسی در زندگی از کسی خط و الگو می گیرد. من افراد زیادی را در طول زندگی ام دیده ام که جالب بوده اند، اما شخصیت پدرم نوع خاصی بود. او کسی بود که یک زندگی واقعی داشت و چه کسی بهتر از او می توانست سرمشق و الگوی من باشد.

□ کار با هیت لجر چگونه بود؟ دو شخصیت متضاد و مختلف مرد روبروی هم! او واقعاً مناسب با سن و سال خود بازی می کرد؟

● دقیقاً!

□ چطور فیلم تو را تحت تأثیر قرار داد؟

● خُب، جالب است که مردم این تشخیص را داده اند. من این حقیقت را دوست دارم . بتمن یک ابَر قهرمان است – حال با هر تغییر یا نگرشی – است که سعی در نجات مردم دارد. از طرفی هیت وجود دارد که سعی دارد در کارش اختلال به جود آورد. جوکر یک تنه این کار را بر عهده می گیرد. کار با کریس رضایت بخش است. او دقیقا ً می داند که چه کاری باید انجام گیرد. کار کردن با او واقعاً لذت بخش است. ما با هم قدم می زدیم و در مورد صحنه های فیلم بحث و تبادل نظر می کردیم و فکر می کنم در آینده نیز بتوانم در کارهای دیگر کریس نیز بازی کنم. «شوالیه تاریکی» را باید نقطه عطفِ استعدادها و همکاری دو جانبه ما دانست و جشن گرفت. او کارگردان بسیار قابلی ست که استعداد شگرفی دارد. من بسیار خوش شانس بودم که با او در چند کار همکاری داشته ام و همین زندگی ام را متحول کرده است.

□ در طول فیلم، صحنه های خشونت آمیز نه چندان خوشایندی در رابطه با جوکر داشتی. چگونه با لجر و نقش او در غالب جوکر کنار آمدی؟

● فیلم مملو از صحنه های رویاروییِ ماست و برای تمامی این صحنه ها نیز تمامی عوامل زحمت زیادی کشیده اند به ویژه صحنه ای که فقط آینه و شیشه اطراف ما دو نفر را گرفته و ما تمامی حرکات یکدیگر را زیر نظر داریم. این صحنه بسیار جذاب و دیدنی از کار در آمده و اینجاست که قهرمان در می یابد که این بار با یک دشمن معمولی سروکار ندارد . هر چقدر که او جوکر را بیشتر کتک می زند، لبخند روی صورت وی گسترده تر می شود و این بدان معناست که از این کار لذت می برد و احساس رضایت می کند. هیت فردی ست که از حمایت و پشتیبانی گروه های جنایتکار قدرتمندی برخوردار است که برای رسیدن به اهداف پلیدش او را یاری می دهند. صحنه رویارویی خیر و شر همیشه دیدنی است.

□ آیا کار با چنین فردی تو را در رسیدن به هدفت یا بردن بازی تأثیر داشته است؟

● بله کاملا. در غیر این صورت کار و زندگی مسخره و بی معنی خواهد بود. من معتقدم نباید در یک نقش به حالت اغراق آمیزی بسیار خوب یا بسیار بد باشد. چرا که حالتی از تناقض را به وجود می آورد. هیت نیز چنین شخصیتی دارد. نشستن مقابل او و خیره شدن در صورتش نوعی احساس رضایت را در هر دوی ما به وجود می آورد. ما هر دو به این موضوع رسیده بودیم که بازی طرف مقابل، طرف دیگر را کاملاً راضی کرده است و چنین حالتی سبب خلق صحنه های بزرگ و تأثیر گذاری شده اند.

کریستو فرنولان چه نوع فضایی برای کار انتخاب کرده بود تا بازیگرش در آن بازی کند؟

● ما تا به حال در سه فیلم با هم همکاری داشته ایم و تا حدود زیادی از نظرات، سلیقه و روحیه یکدیگر باخبریم. من به استعداد و توانایی او در کارگردانی ایمان کامل دارم. او در ساخت فیلم بسیار زیرکانه ، هوشمندانه و ترغیب کننده عمل می کند و جای هیچ سؤالی باقی نمی گذارد. او می داند که من بازیگری هستم که در این فضا احساس راحتی و آزادی عمل می کنم و فضا را برایم مهیا می سازد. چنین فضا و محیطی دیگر نمی تواند یک جهنم و محیط ناراحت کننده ای باشد. من دوست دارم که کریس همچنان به من اعتماد و اطمینان داشته باشد و بداند که هر کاری را برایش انجام می دهم.


□ فکر می کنی در سومین قسمت از این مجموعه هم حضور داشته باشی؟

● این به خود کریس و وضعیت مالی اش بستگی دارد. من خودم بدهی های زیادی دارم که باید بپردازم و این ربطی به کریس و تمایل او برای شروع کار جدید یا عدم تمایلش ندارد. به هر حال من هم باید زندگی ام را بگذرانم. اما دلایل و انگیزه های کافی برای ادامه همکاری با نولان در صورتِ شروع کار بعدی دارم. من تا به حال سعی کرده ام در فیلم هایش بهترین باشم. او هم ماهرانه کارگردانی کرده است. چه کسی می شناسید که شخصیتی مثل هیت را به وجود آورد که ابَر قهرمان شر و خیانت باشد؟

□ آیا شخصاً به ابهاماتی که در این فیلم همچنان باقی ست علاقه مندید؟

● من همیشه این ابهام را دوست دارم. دوست دارم وقتی که صحنه را ترک می کنم تماشاگران همچنان سؤالاتی در ذهن داشته باشند. من هر نوع فیلمی که مرا به پرسش کردن وا دارد و مبهم باشد را دوست دارم. کریس و جانانان نولان در مرموزانه کردن بخشی از فیلم مهارت و شگفتی خاصی دارند و من این گونه شیطنت ها را دوست دارم.

□ گفتی که دوست داری دوباره با «کریس همکاری داشته باشی اما این را نگفتی که حاضری قسمت بعدی «بتمن» با کارگردان دیگری کار کنی یا نه؟

● من تصور نمی کنم که بتوانم این کار را با شخص دیگری غیر از کریس ادامه دهم . چرا که خودِ او خالق و به وجود آورنده اثر است. اهمیتی ندارد که بازی بازیگران چگونه بوده یا چه هزینه ای صرف شده، همه چیز به شخصِ کارگردان بر می گردد. اوست که بازیگر را در جای درست خود هدایت کرده و قرار می دهد. او برای تمامی کارها مسئول است. اوست که تمامی تصمیمات مهم را می گیرد و قطعاتِ پازل یک فیلم را کنار هم می چیند. اگر اشتباهی صورت گیرد اول از همه اوست که مورد سرزنش قرار می گیرد.

□ اولین فیلم «بتمن» در دهه هشتاد ساخته شد. نظرت در رابطه با فیلم چیست؟

● اولین فیلم «بتمن» نه در دهه هشتاد بلکه در سال 1939 ساخته شده است. این فیلم در زمان خود شاهکار و اثر جذابی بوده است و آدام وِست واقعاً عالی کارش را انجام داده است. من معتقدم که آنچه منظور اصلی باب کین در آن به خوبی انجام گرفته است. تیم برتون هم که کارگردان خارق العاده ای ست. کوششِ وی سببِ خلقِ شخصیتی سیاهپوش در قالب "خفاش" شده است. شخصیتی که من پیش از این در هیچ فیلمی ندیده بودم. فیلم «بتمن می آغازد» فیلمی که تا مدت ها مردم درباره اش حرف می زدند. در این فیلم جنبه های تاریک زندگی بروس وِین، جدال و کشمکش قهرمان با نیروهای درونی اش، انگیزه کافی اش برای مقابله با بدی ها و شرارت به طور کامل نشان داده می شوند و صرفاً یک فیلم سرگرم کننده نیست. من احساس می کنم در این فیلم به حالتی از "تجدید حیات" یا "ابداع" می رسیم که فیلم های قبلی فاقد آن است. «شوالیه تاریکی» هم تمام این ویژگی ها را حفظ نموده و فیلم بی نهایت تأثیرگذاری ست.

□ آیا هنوز جنبه های پنهان دیگری از این شخصیت باقی مانده که بخواهی آن را بازی کنی؟

● بطور حتم. باز هم تکرار می کنم که این به تصمیم گیری نولان بستگی دارد. من بازی در این فیلم را به پایان رسانده ام و منتظر می مانم که ببینم چه اتفاقی می افتد. این کاملاً به تصمیم نولان بستگی دارد که آیا دوباره این ابَر قهرمان باز می گردد یا نه!

□ آیا در تقلید صدای بتمن گلویت دچار مشکل نشد؟

● نه چندان! من سعی کردم تا حد زیادی با این روش حرف زدن آشنا شوم . این کار مثل دوچرخه سواری بود که باید با تمرین، پیشرفت کند. برای بارِ دوم ، کار دیگر راحت تر شده بود و من هر زمانی می توانستم تکرارش کنم.

□ آیا لباس بتمن را هم دوست داشتی؟

● نسبت به قبل خیلی راحت تر و بهتر بود و احساس راحتی می کردم و هنگامی که می پوشیدمش مثل دفعه اول، حالتی از عصبانیت و خشم به من دست می داد که نقش را بهتر بازی می کردم. حتی نفس کشیدنم را هم بهتر کرده بود و در صحنه های مبارزه و زد و خورد هم راحت تر عمل می کردم.

□ احتمالاً مربی ها و تمرین دهنده هایت روزی 2-3 ساعت با تو تمرین می کردند!

● کار چندان دشواری نبود ، اما به هر حال دشواری خاص خود را داشت.

□ منظور من تمرین حرکات به سبک هنرهای رزمی بود.

● بله درست است.

□ در جریان تمرین ها، دوست نداشتی یا وسوسه نمی شدی که استراحت کنی؟

● گاهی وسوسه می شدم که نقشی را داشته باشم که در جایی بنشینم، نوشیدنی، پیتزا و شیرینی بخورم و راحت تر باشم. اما به خاطر شرایط و فیزیک بدنی باید مراقب باشم. من هم اکنون در آستانه 30 سالگی ام و بایستی مراقب خودم باشم. من کار کردن در چنین نقش هایی را خیلی دوست دارم ، از چیزی که بیشترین تنفر را دارم این است که منتظر بمانم. انتظار، انتظار و انتظار بی هدف و بیهوده.

□ چگونه بر روی لبه برج sears می ایستادی؟

● من هیچگاه به کسی توصیه نمی کنم که چنین کاری انجام دهد.

□ چه ترسناک! آیا دوست داشتی فقط لباس بتمن بپوشی و آنجا بمانی؟ از چیزی نمی ترسی؟

● نه، من از ارتفاع نمی ترسم! ایستادن بر لبه برج 110 طبقه sears به عنوان بتمن خیلی جالب و هیجان انگیز است و من از خدا می خواهم که دوباره اتفاق بیفتد.

□ چگونه به چنین احساسی رسیدی؟

● من این لحظات را دقیقاً یک تجربه و رخداد جدید در زندگی ام می دانم. هیچ راهی غیر از ایستادن بر بالای برج عظیم و غول آسا نبود. به من یک رشته سیم وصل بود که می توانستم از آن بالا به پایین پرواز کنم و تعجب و حیرت همه را بر انگیزم.


□ آیا در هنگ کنگ هم بودی یا باز سازی شد؟

● من این صحنه را با مورگان فریمن بازی کردم. البته از برج IFC هم بالا رفتم. من همانطورکه از بلندترین برج شیکاگو بالا رفتم، از برج عظیم هنگ کنگ هم بالا رفتم و بر لبه آن ایستادم. همه اش واقعی بود. من تمام این صحنه ها را هرچند کوتاه انجام دادم.

□ آیا هنگ کنگ را هم دوست داشتی؟

● هنگ کنگ از آن شهرهایی ست که همیشه دوست داشتم چیزهای بیشتری درباره اش یاد بگیرم. من و همسرم بارها در سطح شهر گم شدیم. شهر جالبی ست. این شهر چند لایه و تو در تو را باید در آنجا باشی و کشف کنی.

□ قصد داری تا ماه آینده در سان دیه گو بمانی؟

● نه، دوست ندارم.

□آیا شهرت و محبوبیت زیاد باعث شده که دوست نداری آنجا بمانی؟

● بله، بخاطر بازی در «شوالیه تاریکی» ست.

□ در مورد «کشتن پابلو» توضیح بده. آیا بازی در فیلم «دشمنان مردم» را به پایان رسانده ای؟

● ما «کشتن پابلو» را هنوز شروع نکرده ایم، اما «دشمنان مردم» تمام شده است.

□ چه چیز جالبی درباره مجریان قانون دریافتی؟

● نیروی اجرایی خاصی در مقابل جنایتکاران وجود ندارد. داستان فیلم آخرم در وهله اول یک داستان قوی ست که با شخصیت ملوین پریس در «دشمنان مردم» ظهور پیدا کرد. او شخصیت جالبی ست. آنقدر جالب که شما می توانید فیلم هایی را درباره زندگی اش بسازید. فکر می کنم یکی از کسانی که می تواند به خوبی از پس این کار بر بیاید مایکل مان است. کارگردانِ شگفت آور و قهاری که به خوبی می داند چطور و چگونه چنین اثر ظریفی بسازد. به طور قطع یقین، این اثر چیزی بیش از یک فیلم جذاب درباره قانون است.

□ تو در حال حاضر مشغول بازی در «رستگاری نابودگر» هستی؟

● بله!

□ چه عاملی باعث شد تا چنین شخصیت مهم و محبوبی مثل "ترمیناتور" را انتخاب کنی؟

● در واقع من انتخاب شدم. من برای پذیرش این نقش چندین و چند بار کار را از ابتدا تا آخر مرور کردم. زمانی که خوب فکر کردم و به درجه ای از اطمینان رسیدم که می توانم، آن را پذیرفتم. من افسانه شدن و افسانه ای کار کردن را از قبل قبول کرده بودم چیزی شبیه بازی در «بتمن می آغازد». من حس کردم که می توانم بصورت بالقوه در فضای جدیدی کار کنم.

□ کار در «نابودگر» چطور پیش می رود؟

● خوب، بسیار خوب. این از آن کارهایی ست که فعالیت و زحمت بسیار زیادی می طلبد. من به تازگی کار را شروع کرده ام چرا که تازه چند هفته است که کار بر روی «دشمنان مردم» را به پایان رسانده ام. آنها چند هفته ست که کار را شروع کرده اند ولی من نزدیک دو هفته است که وارد گروه شده ام و کار را شروع کرده ام.

□ در مورد شکل و مدلِ ریش و اصلاح صورتت بگو. آیا این نوع ریش گذاشتن تنها برای «نابودگر» است یا تو آنقدر تنبل هستی که اصلاح نمی کنی؟

● نه، این نوع ریش فقط پیشنهاد است و تنها مخصوص شخصیتِ "ترمیناتور است. من حداقل هفته ای یکبار اصلاح می کنم!

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...