مصاحبه راجر ایبرت با اصغر فرهادی درباره ی «جدایی نادر از سیمین»

مردمِ خوب در برخورد با پرسش های غیرممکن

سه شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۲۲


پیش درآمد: راجر ایبرت - موفقیت فیلم ایرانی «جدایی نادر از سیمین» هم به نوبه ی خودش به اهمیت فیلم «هنرمند» (میشل هازاناویسیوس-2011) است. هردو فیلم مناسبِ مخاطب آمریکایی می رسند. یکی سیاه و سفید، و صامت است، و دیگری از کشوری می آید که در حال حاضر چندان مورد علاقه ما نیست. هردو به تازگی نامزد اسکار شده اند و در مراسم گلدن گلاب موفق بوده اند. «هنرمند» در 10 رشته نامزد شده و «جدایی نادر از سیمین» هم در کمال تعجب در دو رشته بهترین فیلم خارجی زبان و بهترین فیلمنامه ی غیراقتباسی اصغر فرهادی را نامزد کرده کرده است. نکته خارق العاده ی فیلمنامه «جدایی نادر از سیمین» این است که به شدت ما را درگیر می کند اما به ما نمی گوید که کدام شخصیت در اشتباه است یا مُحِق است. چطور می شود میان شوهر و همسر یکی را انتخاب کرد؟ همینطور بین پدر و همسر؟ اینجا یک سئوال قدیمیِ اخلاقی وجود دارد که در یک مکالمه ی اینترنتی با فرهادی در میان گذاشتم:


فرض کن مادر و همسرت در حال غرق شدن هستند، کادمشان را نجات میدهی؟ آیا اصلا این سئوال جوابِ درستی دارد؟

سعی می کنم هردو را نجات بدهم یا در حال نجاتشان بمیرم. می دانم که با این جواب، ئوال را نادیده گرفته ام اما درد و رنجی که هر تصمیمگیری به همراه می آورد نتیجه آزادیِ واقعی ست، و دردِ انتخاب انتخاب کردن نتیجه ی آزاد بودن برای انتخاب است. جبر و قدرت هردو در این مثال قدیمی وجود دارد. در فیلم، من هم سعی دارم تا همین سئوال را مطرح کنم. ترمه را که دختری نوجوان با آینده ای روشن است انتخاب می کنیم یا پیرمردی که زندگی اش را کرده و گذشته اش را پشت سر گذاشته؟ واضح است که هر دو را داشتن، ایده آل و مطلوب ماست؛ اما این کار در اینجا غیرممکن است. اینجا زمانِ تصمیمگیری ست و انتخاب مهم ترین چیز است. انتخاب بین ترمه و پدربزرگ، که انتخاب بین گذشته و آینده، و در سطح بالاتری، با درگیری دو گروه اجتماعیِ مختلفِ هم در فیلم جریان دارد. یکی چشم به آینده دارد و دیگری هنوز به ریشه ها و گذشته ها پایبند است. این درگیری گذشته و آینده است.


ما به طورِ کلی انتظار داشتیم تا فیلم منتقد جامعه ایرانی باشد. اگرچه حوادث فیلم در یم ایرانِ مدرن و امروزی اتفاق می افتد، اما من نمی توانم نظر و دیگاهِ فیلم را تشخیص دهم. آدم های بدی در فیلم وجود ندارند. اتفاقات درون فیلم مقصر خاصی ندارند. این ها آدم های خوبی هستند که با سئوای اساسی مواجه هستند. نظر اصغر فرهادی درباره ی این فیلمنامه ی نامزد اسکارش چیست؟

همیشه فکر می کردم که نگاه فیلمساز نسبت به موفقیت فیلم در درجه دوم اهمین قرار می گیرد. این درست همان چیزی ست که تماشاگران را با فیلم مرتبط می کند. تماشاگران یک سری تصاویر می بینند جذبش می شوند یا رهایش می کنند. برای من سینما همیشه مهم ترین امر بوده و چیزهایی مثل انتقاد کردن در درجات بعدی قرار داشته اند. انتقاد اجتماعی ارزش خاصی به فیلم اضافه نمی کند همانطور که انتخاب ژانر چنین نمی کند. به نظرم همه چیز به نوشتن به یک ساختار دقیق و محکم ختم می شود. دوست دارم به جای اصطلاحی مثل سینمای انتقادی از واژه ای مثل سینمای پرسشگر استفاده کنم. دوست دارم یک علامت سئوال اطراف مسائلی که نگرانشان هستم بگذارم. این راهی برای دعوت مخاطب به نقد است بدون اینکه نظراتم را به آنها تحمیل کنم. ترجیح می دهم علامت سئوال های زیادی اطراف مسائل مختلف بگذارم. به نظرم سینمایی که سئوال می کند بهتر از سینمایی ست که فُرمی انتقادی دارد.

جعفر پناهی، کارگردان ایرانی در زندان است. به گزارش رویتر جرم او بدون اجازه فیلم ساختن و تحریک جنبش مخالف انتخابات 2009 است. او به شش سال زندان و 20سال محرومیت از فیلمسازی، نوشتن یا هر گونه فعالیت هنری محکوم شده است. حالا که «جدایی نادر از سیمین» تا این اندازه موفق شده برخورد مقامات رسمی و مردم چگونه بوده است؟

اکثر مردم فیلم را دوست داشته اند و بحث های زیادی در رابطه با فیلم به وجود آمده است که دقیقا همان چیزی بود که آرزویش را داشتم. دیدن مردم که بعد از هر نمایش در گروه های کوچک جمع می شوند و درباره ی فیلم بحث می کنند؛ و این دقیقا همان چیزی ست که می خواستم و حسِ خیلی خوبی به من می دهد. فیلم مورد توجه منتقدهای ایران هم قرار گرفته، اما برخورد مقامات رسمی مختلف بوده است. نقطه ی اشتراک تمام عکس العمل های رسمی، محتاط بودن آنها درباره اظهارنظر در رابطه با فیلم است. مقامات رسمی عادت دارند تا فیلم و فیلمساز را با هم یکی بدانند و مورد قضاوت قرار دهند. آنها می دانند که من با آنها در مورد خیلی از مسائل اتفاق نظر ندارم. ما در این اصطلاحی در این مورد داریم: "یکی به میخ می زنند و یکی به نعل".


آیا زندانی شدن پناهی تاثیری روی ساختن فیلم ات در مورد یک فضای حساس دین و قانون داشت؟

اگر هم تاثیری بود موقع ساختن فیلم متوجهش نبودم. عموما اینگونه اتفاقات همان زمان تاثیرگذار نیستند بلکه در درازمدت فیلمساز کمی ناامید می کنند. وقتی شروع به نوشتن می کنم سعی می کنم اینگونه مسائل را از ذهنم خارج کنم تا افکارم محدود نشود. بعضی وقت ها موفق می شوم و بعضی مواقع هم نه. بدون شک اتمسفر حاکم آگاهانه یا غیرآگاهانه من را به سمت این گونه سینما (سینمای پرسشگر) کشانده است. اما جالا که به این سبک رسیده ام به نظرم درباره هر اتفاق ااجتماعی قابل انجام است. همانطور که می دانید این فیلم با این سبک در ایران ساخته و به نمایش درآمده است، و همین فیلم در کشورهایی هم نمایش داده شده که اتمسفر و وضعیت اجتماعی کاملا متفاوتی دارند. تماشاگران سایر کشورها می توانند با این سبک ارتباط برقرار کنند، سبکی که با آنها از سطحی بالاتر نگاه نمی کند و با آنها مثل مخاطبین منفعل یا مثل تماشاگران فوتبال مواجه نمی شود. پس حتی بدون تمام محدودیت ها این نوع سینما را بیشتر دوست دارم. بعضی از زاویه اخلاقی فیلم را می بینند، بعضی از زاویه اجتماعی، و بعضی هم از زاویه روانشناسی و فلسفی. همین اتفاق برای شخصیت های فیلم هم می افتد. بعضی فکر می کنند کارگردان حق را به سیمین می دهد، بعضی ها هم فکر می کنند طرف نادر را می گیرم، و بعضی ها هم فکر می کنند با خدمتکار احساس همدلی می کنم، و البته همه هم حق دارند. من، اینکه در واقعیت با بعضی از کاراکترها احساس نزدیکی بیشتری می کنم را رد نمی کنم. اما در فیلم سعی کرده ام هیچ قضاوتی نکنم و طوری کارگردانی کنم که همدردی من را با همه شخصیت ها نشان دهد.

ایده ی فیلم چطور به ذهنت رسید؟

من در ذهنم تصویری داشتم که بعدا متوجه شدم از چیزی که برادرم قبلا برایم تعریف کرده بود، می آمد. تصویر مرد میانسالی که پدر دچار آلزایمرش را حمام می کند. این تصویر مثل دگمه ای بود که مجبورم کرد تا برایش دنبال یک کُت بگردم. می خواستم بدانم: این مرد کیست؟ خانواده اش کجا هستند؟ چرا پدرش را در خانه نگه می دارد؟ چرا او مسئولیت شستن پدرش را بر عهده گرفته؟ آیا پدرش اصلا او را به یاد می آورد؟ و خیلی سئوالات دیگر. این باعث شد تا خیلی از مسائلِ دیگر فیلم برایم روشن شود.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...