مصاحبه گاردین با اصغر فرهادی کارگردان فیلم «جدایی نادر از سیمین»

«جدایی نادر از سیمین» فیلمی ست که قصد ایجاد سئوال در ذهن بیننده دارد

یکشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۰


اصغر فرهادی با دریافت خرس طلای جشنواره بین المللی فیلم برلین 2011 ثابت کرد سینمای ایران هنوز هم می تواند در مجامع بین المللی بدرخشد و بار دیگر نام ایران را سربلند کند.

«جدایی نادر از سیمین» داستان زندگی سیمین (لیلا حاتمی) و همسرش نادر (پیمان معادی) است و اینکه این دو به مرحله ای از زندگی شان رسیده اند که جدایی را ترجیح می دهند؛ سیمین برای دست یافتن به زندگی ای بهتر در صدد است تا به خارج از کشور برود، درحالیکه نادر که مردی سنت گراست و می خواهد به خاطر پدر بیمار و سالخورده اش در ایران بماند و از او مراقبت کند. زمانی که سیمین به خانه ی پدری اش باز می گردد، نادر تصمیم می گیرد شخصی را برای انجام امور خانه به کار بگیرد. از این رو، راضیه (ساره بیات) را به عنوان پرستار استخدام می کند تا از پدرش مواظبت کند و کارهای خانه را در غیاب او انجام دهد. و از آن به بعد است که با رُخ دادن اتفاقاتی، پای دو خانواده به دادگاه کشیده شده و ....

«جدایی نادر از سیمین» از نگاهی دیگر؛ تصویری ست از ندگی ایرانِ امروز، با تمام پیچیدگی ها و مشکلات زندگی مدرن. فرهادی در بخشی از صحبت هایش در باره ی روند فیلمسازی اش می گوید: "اگر در جامعه ای دیگر به فیلمسازی مشغول بودم، باز هم همین روش را انتخاب می کردم، بدون در نظر گرفتن محدودیت ها و وضعیت حاکم. چرا که به نظر من این گونه فیلم ها به بیننده اجازه می دهند که خودش را کشف کند. مثل هنر مدرن؛ هنری که هنرمند به مخاطبش چیزی را تحمیل نمی کند و او را آزاد می گذارد تا خودش ببیند، فکر کند و تصمیم بگیرد..."

وی در ادامه می افزاید: "جامعه ای که در آن زندگی می کند؛ تقابل سنت و مدرنیته، فشار و استرس زندگی روزانه و بالاخره تضاد طبقاتی از عواملی هستند که بر وی تاثیر گذار بوده اند و همه ی اینها در فیلم کاملا ملموسند. و این که تلاش او این بوده که تصویرساز بخشی از جامعه ی امروز ایران باشد، نه این که کل جامعه را نشان دهد."

کارگردان فیلم علاوه بر پرداختن به رویارویی شخصیت ها، به رویارویی افراد با خودشان نیز توجه ویژه ای کرده و آن را به مراتب مهم تر از رابطه ی اشخاص با یکدیگر نشان داده است. وقتی ما درباره ی مواجه ی انسان با خودش صحبت می کنیم، منظور وجدان اخلاقی است.

در بخشی دیگر فرهادی اینگونه توضیح می دهد که "هدف او از ساختن فیلم، بیشتر ایجاد پرسش در ذهن بیننده بوده، تا اینکه پاسخ های تکراری را در ذهن او تداعی کند. و البته جواب ها را از او پنهان نمی کند، فقط آن ها را نمی دانم. اگر فیلمساز پاسخ فیلمش را مستقیما به بیننده اش بدهد، فیلمش به  پایان رسیده و دیگر هیچ حرفی باقی نمی ماند، اما در غیر این صورت فیلم شما پس از تماشا تازه شروع می شود. و این یعنی فیلم همچنان ادامه دارد...".

او در پایان می گوید: "مهم ترین مسئله این است که فکر کنیم و به بیننده فرصت تفکر بدهیم. در ایران، بیش از هر چیز مخاطبین سینما به تفکر در باره ی فیلمی که می بینند نیاز دارند."

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...