گفت و گو با مت ديمون بازیگر فیلم «منطقه سبز»
نمی توانم شانس کار کردن با کارگردان های بزرگ را از دست دهم
- ترجمه : سارا ترابی
- |
- منبع : پرمیه / تهران امروز
پیش درآمد: مت ديمون درباره ي برخي از چالش هايش در ساخت فيلم «منطقه ي سبز» صحبت كرده، تريلري درباره ي روزهاي اول جنگ در عراق و اينكه چرا استفاده از حرف هاي سربازان واقعي كمك كرده تا نمايش شخصيت شان اثر گذارتر باشد. او همچنين درباره ي اينكه چرا اين روزها تا اين اندازه پركار است و كمي هم درباره ي فيلم جديدش «استقامت حقيقي» گفته است.
● آيا پيشنهاد بازي در «منطقه سبز» سريع نظر شما را جلب كرد يا احتياج به بررسي بيشتري داشتيد؟
◄ نه به هيچ وجه احتياج نبود چيز بيشتري از آن بدانم. از نظر من موضوع خوبي براي ساخت يك فيلم بود. با وجود داشتن كتاب "راجيو" با حجم زياد مطالبش، حتي اگر هنوز فيلمنامه هم كاملا مشخص نبود، باز هم مطمئن بودم كه چيزهاي واقعا جذابي براي به تصوير درآمدن وجود دارد. چالش اصلي ما فقط ساخت فيلمي بود كه تماشاگر را جذب كند و اتفاق خوبي كه رخ داد اين بود كه مخاطبين فيلم هاي سه گانه ي «بورن» به ديدن اين فيلم روي آوردند. مثل اين بود كه شخصيت داستاني شان را در دنياي واقعي ببينند، به جاي اينكه شخصيت داستاني را در دنياي داستاني.
● من متوجه شدم كه شما ميان سربازها تحقيقاتي انجام داده ايد. آنها چه چيزهايي درباره ي تجربياتشان به شما گفته اند؟ آيا اين حس در آنها وجود داشت كه اعتقادي به درستي كارشان نداشته باشند؟
◄مونتي پسري كه مشاور تكنيكي ما بود و شخصيتِ ميلر بر اساس آن شكل گرفته است، نه آن گونه كه در فيلم است بلكه شخصيت واقعي اش بله همين طور است. مونتي گروهي را براي يافتن سلاح هاي كشتار جمعي هدايت مي كند، گروهي متشكل از محققين، نيروهاي متخصص در زمينه ي انفجار و كساني كه از قسمت نظامي به منظور محافظت از اعضاي گروه براي ورود به مكان هاي مورد نظر همراهي شان مي كنند. مونتي تمامي اين افراد آگاه را در اختيار دارد. مارتي كسي كه بعد از اينكه دست خالي برمي گردند، مي گويد اين چهارمين بار است كه اين اتفاق مي افتد. مونتي گفته بود كه به اولين كارخانه اي كه وارد شدم مطمئن بودم كه داريم اشتباه بزرگي مرتكب مي شويم، چون ما از تجهيزات دوگانه اي استفاده مي كرديم. من فكر مي كنم كه واقعا آنجا يك كارخانه ي چيني سازي بوده و مونتي هم با يك نگاه گفت كه امكان ندارد اينجا چيز ديگري غير از چيني ساخته شده باشد و از اين كه بگذريم ديگر افراد هم معتقد بودند كه واضح است كه اينجا چيني ساخته مي شده. هيچ كسي درون آن ساختمان نبود كه ادعا كند براي كار ديگري استفاده مي شده به غير از ساخت چيني. من در اولين ملاقاتم با مونتي يك سئوال ذهنم را مشغول كرد. با توجه به اينكه او دقيقا همسن من بود و همزمان با من به دبيرستان رفته و فارغ التحصيل شده بود. من به كالج رفتم و او به ارتش پيوسته بود. خانواده ي نظامي دارد و به كارش افتخار مي كند. من از او پرسيدم چرا به گروه فيلمسازي ملحق شدي؟ آيا مي خواهي چيزي از آن دريافت كني. او جواب داد كه ما مراجع اخلاقي مان را گم كرده ايم. اين همان چيزي است كه باعث مي شود من به اين گروه بپيوندم، به دليل اينكه ما كشوري را به زور تصاحب كرده ايم و من در واقعيت همان فردي هستم كه وارد كارخانه مي شود و در مي يابد كه اين آن چيزي نيست كه گفته مي شود هست. از اواسط سال 2003 اين سئوالي است كه هر كسي ممكن است از خودش بپرسد. بنابراين ما يك شخصيت محوري داريم كه با اين سئوال با اهميت كار را شروع مي كند.
● عقيده ي عموم مردم آمريكا درباره ي عراق تا چه اندازه با باور فعلي مردم انگلستان متفاوت است؟
◄در حال حاضر جو بسيار متفاوتي در آمريكا حاكم است. اگر شما از يك آمريكايي چيزي درباره ي جنگ بپرسيد، به اولين چيزي كه فكر مي كند به احتمال زياد جنگ افغانستان است. اقتصاد و كار چيزي است كه مردم در حال حاضر به آن توجه دارند. عراق تا آن اندازه اهميت ندارد، اين چيزي است كه در تحقيقات شيلكوت مشخص شده است. من تمايل دارم بفهمم كه ما چقدر متفاوت، اينجا (در رسانه هاي عمومي) و در مقابل آنجا در خود عراق عمل مي كنيم. مطمئنا هر كسي در خانه اش با اين موضوع درگير مي شود، به همين دليل تمايل به ديدن چنين فيلم هايي وجود دارد. نمي شد پيش بيني كرد كه آيا اين موضوع تا دو سال ديگر همچنان قابل مطرح شدن است يا نه. اما ما مي خواستيم كه اين فيلم را بسازيم و به ساخت فيلمي كه دوست داشتيم پرداختيم و خوشبختانه استوديو هم پاداش اعتمادش به ما را دريافت كرد.
● ديديم كه فيلمبردار فيلم بري آكرويد امسال نامزد دريافت جايزه ي اسكار شد. از نظر يك بازيگر بازي در مقابل چنين فيلمبردار نفس گيري چگونه است؟
◄به عنوان يك بازيگر كار با او فوق العاده بود. او و پل (گرين گِراس) فضايي را به وجود مي آوردند كه شما در آن احساس آزادي مي كرديد. هيچ جايي علامت گذاري نشده بود كه مثلا اينجا بخوابيد يا هيچ كسي نبود كه بگويد تو بايد اينجا بايستي و روي اين خط حركت كني و به اين سمت بروي. در عوض تمام توجه آنها صرف گرفتن صحنه هاي واقعي تر مي شد. آنها تا اندازه اي كارهايي را كه در فيلم «يونايتد 93» انجام داده بودند، به كار بردند، كه ايده ي فوق العاده اي بود. به طور معمول شما در كار با دوربين محدوديت هايي داريد. زمان لازم براي خارج كردن فيلم ضبط شده از دستگاه و شروع مجدد كار كه تقريبا 11 دقيقه طول مي كشد. كاري كه آنها انجام دادند اين بود كه يك دوربين كمكي داشتند. در نتيجه 11 دقيقه فيلمبرداري مي كردند و وقتي از يك دوربين بايستي كپي برداري مي شد، دوربين ديگر را بر مي داشتند و كارشان را ادامه مي دادند. اين چيزي بود كه به بازيگران و نابازيگران كه تعدادشان زياد بود، چه سربازها و چه بچه ها اجازه مي داد بيشتر در واقع گرايي باقي بمانند و در همان حال و هوا كار دنبال مي شد بدون اينكه كسي براي چاي خوردن يا دستشويي رفتن محل را ترك كند. اين كار براي نيم ساعت ادامه مي يافت و بعد از آن همه با هم استراحت مي كردند. در «يونايتد 93» آنها تمام وقت كار مي كردند و نيمه وقت پرواز، يكي در صبح و يك پرواز بعد از ظهر. به همين دليل است كه بازي ها آنقدر خوب هستند، اينقدر واقعي به نظر مي رسند، به اين خاطر است كه واقعا اجرا مي شوند. خيلي آسان مي توان به چنين واقع گرايي دست يافت، وقتي دوربين هيچ كار خاصي انجام نمي دهد. آنها به طور تكنيكي چيزي از تو نمي خواهند. چون حرفه ي من بازيگري است، به تكنيك هاي واقع گرايي در روند ساخت فيلم عادت دارم. اما كاملا آزاد بودن از آنها چيزي در نمايش ايجاد مي كند كه از هيچ طريق ديگري به دست نمي آيد.
● در حال حاضر به نظر مي رسد كه درگير كارهاي مختلفي هستي، آيا قصد داري استراحت كني؟
◄من چند ساعت پيش با هواپيما برگشته ام و دنبال اين مي گردم كه يك جايي سرم را تكيه بدهم و بخوابم. تازه ديروز كار كلينت ايستوود «آخرت» را تمام كرده ام و به نظر مي رسد كه زمان كمي براي استراحت دارم. او بيشتر از هشت برداشت از يك صحنه نمي گيرد و ده ساعت در روز كار مي كند. يك برنامه ي بسيار منضبط، (با خنده مي گويد) خيلي منضبط تر از گرين گِراس. اما من دوست دارم روزي كارگردان شوم و نمي توانم شانس كار كردن با كساني كه به من شانس بودن كنارشان را مي دهند، از دست بدهم. پل سه بار تا حالا، كلينت ایستوود دو بار، سودربرگ پنج يا شش بار و ... تا زماني كه اين پيشنهادها را داشته باشم، ادامه مي دهم. ماه آينده با برادران كوئن در فيلم «استقامت حقيقي» كار مي كنم. پس نمي توانم خودم را در حال استراحت تصور كنم، تا زماني كه اين كارها تمام شود.
● در پايان چه چيزي مي تواني درباره ي گِلِن كمپل به ما بگويي؟
◄برادران كوئن دقيقا بر اساس منبع اصلي «استقامت حقيقي» كه كتاب فوق العاده اي است نوشته ي چارلز پورتيس كار مي كنند. بيشتر ديالوگ ها از كتاب بدست آمده پس من كمتر به كار گلن كمپل و بيشتر به جوئل و اتان كوئن براي ايفاي نقشم متكي خواهم بود.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...