گفت و گو با گیب نوینس بازيگر «پارانويد پارک»

بازی در نقش آلکس بزرگ ترین اتفاق زندگی من

چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۳۳


مقدمه: گیب نوینسِ 16 ساله و اصالتا پورتلندی، بازیگری جوان است که نخستین تجربه ی بازیگری خود را از طریق حرکت از سوی اسکیت پارک به سمت «پارانوید پارک»" اثر گاس وان سنت کسب كرده است. مووی آنلاین درباره ی احساس او نسبت به بازیگری اش در این فیلم سوالاتی پرسيده است:


 چطور توانستی نقش اصلی در «پارانوید پارک» را به دست بیاوری؟ من شنیده ام که "مای اسپیس" در این جریان دست داشته.

درست است، مای اسپیس درگیر این جریان بود چون او را با تعیین مهلت روز و تاریخ مسئول این کار کرده بودند اما در واقع این مای اسپیس نبود که بازیگران را معرفی کرد. خود من از طریق مای اسپیس به این نقش نرسیدم. از فروشگاه مرکزی لوازم اسکیت شنیدم که برای «پارانوید پارک» به اسکیت بازی ماهر نیاز هست من هم به مرکز شهر پورتلند رفتم و برایش تست دادم. عکس تحویل دادم و فُرم مشخصات شخصی ام را پر کردم. وقتی که درون اتاق قدم می زدم و انتظار می کشیدم، گاس مرا کنار کشید و سوالاتی مثل اینکه چند ساله و کجایی ام  پرسید. یک هفته بعد با من تماس گرفتند. بعد از آن دو تا سه بار در هفته متن هایی را می خواندم و اوقات زیادی را با گاس می گذراندم. تقریبا شش ماه طول کشید تا آنها به من گفتند نقش به من رسیده است. تا یک ماه پس از آن هم دقیقا نمی دانستم که در فیلم من قرار است چه کاره باشم.

 گاس برایت توضیح هم داد که که چه وجه این شخصیت تو را برجسته خواهد کرد؟

او به من گفت که مهم ترین چیز این است که من بازیگری حرفه ای نیستم پس می توانم حس بی گناهی شخصیت را به خوبی منعکس کنم.

 قبلا در هیچ نقشی ظاهر نشده بودی؟

من کاملا بازیگری بی تجربه بودم.

 بیشتر بازیگرها با نقش های کوچک شروع و کم کم رشد می کنند ولی تو مستقیما با کاری بزرگ شروع کردی. این مسئله برایت نگران کننده نبود؟

وقتی فیلم تمام شد به شدت نگران کننده بود چون نمی دانستم مردم با دیدنش چه عکس العملی نشان می دهند؛هنوز هم باورم نمی شود که من مهم ترین شخصیت فیلم جدید گاس وان سنت را بازی کرده ام.

 مهم ترین بخش های فیلم در پورتلند می گذرد،جایی که محل زندگی خود تو و گاس وان سنت هم هست. فکر نمی کنی همین موضوع یکی از دلایل انتخاب شدنت شده است؟

او هنوز هم در آنجا زندگی می کند اما بله تاثیر داشت چون همه ی اهالی پارانوید پارک محلی اند. شاید فقط دو نفر ازآنها نباشند. در واقع گاس هم چون آنجا مکانی محلی است انتخابش کرد و همین هم بود که کار را برایم آسان کرد.

 بازی کردن در این نقش و هم زمان با آن به مدرسه رفتن برایت کار سختی نبود؟

چرا، کار سختی بود چون من معلم خصوصی سخت گیری داشتم که 15 ساعت در هفته برایم کلاس گذاشته بود در حالیکه هر ساعتی از روز فیلمبرداری داشتیم. فشار درس و مدرسه زیاد بود اگرچه من چیز زیادی یاد نمی گرفتم چون خیلی کم غذا می خوردم. پس درس خواندن ها را گذاشتیم برای روزهای سه شنبه که تعطیلی ما بود.من، معلم خصوصی ام و جیک میلر که دوست صمیمی ام در فیلم بود به مدرسه می رفتیم و 6 ساعت پشت سر هم درس می خواندیم.

 فیلم براساس رمانی از بلیک نِلسون است، وقتی که نقش را قبول کردی این داستان را خوانده بودی؟

من داستان را چه زمانی که نقش را پذیرفتم و چه زمان فیلمبرداری نخواندم. اما حالا پس اتمام فیلم ان را خواندم. دقیقا 2 هفته قبل تمامش کردم.

 کارت را با رضایت کامل انجام دادی و به اتمام رساندی؟

کتاب را خیلی دوست داشتم حتی قبل از اینکه فیلم ساخته شود به داستانش علاقه مند شدم و حالا که کتاب را خوانده ام خیلی خوشحالم که توانستم نقشی از آن را بازی کنم.

 خط زمانی فیلم مدام در حال تغییر است. به نظرت این موضوع خواندن داستان و تبدیل ان به فیلم را سخت نکرده است؟

نه. چون ما هفته ی اول فیلمبرداری را در ساحل کناری منزل گاس گذراندیم، هفته ی دوم هم به شدت مجذوب مراحل فیلمسازی شده بودیم. بقیه ی بازیگران و عوامل فیلم هم آدم های حرفه ای نبودند و فکر می کنم همین موضوع باعث شد فیلم اثری برجسته شود. ما با هم رقابت نمی کردیم و همیشه با هم شوخی می کردیم.

 دیالوگ و بازی های فیلم به نظر خیلی تازه و طبیعی می آمدند. خودت فی البداهه هم کاری می کردی؟

بله، ما برای چیزهایی که می گفتیم و کارهایی که می کردیم متن داشتیم اما اکثر بازیگرها و من به نظرات همدیگر احترام می گذاشتیم و گاس هم از این تجربه ها استفاده می کرد. خود من اگر جایی دیالوگی را دوست نداشتم به گاس می گفتم: "لحنش سرد نیست؟" او هم می گفت: "بله دقیقا قبول دارم."

 این خیلی جالب است که کارگردانی داشته باشی که به تو بگوید: "بله، دقیقا حرفت را قبول دارم، مشکلی نیست."

(می خندد) بله خیلی. او از این جهت خیلی بی خیال و آسوده خاطر است. بیشتر اوقات هم چیزهایی را که می گفتیم می پسندید.

 به نظر می رسد که ارتباط خوبی با بقیه بازیگرها داشته ای. قبل از شروع فیلمبرداری هم اوقات زیادی را با هم می گذرانید؟

من با هیچ کدام از دوستان صمیمی درون فیلمم ایام زیادی را نگذرانده بودم. بعد از اتمام فیلم بود که زیاد با هم بودیم و به اسکیت پارک می رفتیم و با هم اسکیت سواری می کردیم یا به خانه ی همدیگر می رفتیم و با هم خیلی نزدیک و راحت بودیم.

 در فیلم شاهد صحنه های اسکیت سواری جالبی هستیم. اسکیت سوار خوبی هستی، نه؟

بله می توانم بگویم در حد خوبی.

 در فیلم سکانس مردن مامور امنیتی موقع تماشا بر روی پرده خیلی منزجرکننده است.چطور تبدیل به فیلم شد؟

شبی که ما آن سکانس را فیلمبرداری می کردیم خیلی خیلی سرد بود. حدود چهار صبح. فکر می کنم چند درجه ای زیر صفر بود. تبدیل آن بخش به فیلم خیلی جالب بود چون ما صحنه هایی را که بدل کاری داشت کار می کردیم. از بدل کارها و ابزارهایشان استفاده می کردیم و این خیلی برایم جالب بود.

 راجع به شخصیتت چه احساسی داشتی؟

خیلی دوستش داشتم،خیلی از نکته ها را خودم اضافه می کردم؛ او هم شباهت های زیادی به من داشت، به غیر از اینکه او خانواده ای از هم پاشیده داشت و مامور امنیتی را کشت خیلی به هم شبیه بودیم.

 برایت جالب نبود که در نهایت ان صحنه ها چطور به روی پرده ظاهر می شوند؟ اگرچه تا در واقعيت براي تو اتفاق نمي افتند؟

بله،یاد آوری اینکه این صحنه ها چطور فیلمبرداری می شدند و عدم تشابه آنها با آنچه روی پرده می بینی خیلی جالب است. همین جا بود که با خودم گفتم: "وای" اینکه چطور توانسته بودند اینکار را بکنند به شدت من را تحت تاثیر قرار داد.

 تایلور مامسن در این فیلم در نقش دوست تو "جنیفر" خیلی خوب ظاهر شده است، صحنه های فیلمسازی با او برایت چطور بود؟

او بازیگری حرفه ای است و تجربه کار با او هم برایم بسیار جالب بود. او برای ما حکم نیروی کمکی را داشت و هم برای من و هم برای دوستم جیک هم خیلی جذاب بود. او ساعت های سختی را با ما می گذراند و با مشکلات ما دست و پنجه نرم می کرد. من به اندازه جیک با او هم نزدیکم. هر روز ساعات زیادی را با هم می گذرانیم. همه چیز بین ما خوب و طبیعی است.

 با گروه فیلمبرداری برای گردش به این طرف و آن طرف هم می رفتید؟

بله با هم برای دیدار از فستیوال یا نمایش فیلم می رفتیم.

 عکس العمل ها در مقابل آن چطور بود؟

من هنوز به شدت تحت تاثیر اینکه مردم فیلم را دوست داشتند قرار دارم چون بعد از اتمام فیلمبرداری نمی دانستم چه برخوردهایی انتظارم را می کشد، علت آن هم این بود که شیوه ی گاس را به خوبی نمی شناختم. وقتی که در حال فیلمبرداری بودم با جیک به خانه می رفتیم و «فیل» را می دیدیم- و البته به نظرمان جالب و عالی می آمد پس فکر می کردیم که این فیلم هم چیز جالب و خوبی از آب در خواهد آمد. اما نمی توانستیم دقیقا پیش بینی کنیم. اما نهایتا به شدت تحت تاثیر قرار گرفتیم.

 حالا بعد از اتمام «پارانوید پارک» ؛چه نتیجه ای برایت داشت؟

خُب، هنوز نمی دانم پیشنهاد دیگری هم در کار خواهد بود یا نه.هدفم فعلا اتمام مدرسه است. هنوز برای آنطور تصمیم ها خیلی زود است و نباید با عجله کار کرد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...