گفت و گو با چارلز فرگوسن کارگردان مستند برنده اسکار 2011، «شغل داخلی»

بحران اقتصادی دنیا مثل یک توطئه و قتل جنایی ست

سه شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۳۳


مقدمه: چارلز فرگوسن درباره ی فیلم مستندش «شغل داخلی» حرف می زند، مستندی که دلیل بحران اقتصادی جهان در سال 2008 را بررسی می کند. او درباره ی رد شدن تمامی درخواست هایش برای ارتباط با کارمندان دولت اوباما، ناامیدی اش از سیاست های جاری در ایالت متحده و ناتوانی شان در ساماندهی بانک ها و اینکه بحران چه تاثیری بر زندگی او و نزدیکانش داشته، حرف می زند.


چه چیز باعث شد تا در فیلم «شغل داخلی» به فعالیت بانک ها بپردازید؟

ما فیلمی ساختیم که به مردم در این زمینه اطلاع رسانی کند و مردم را از چیزهایی باخبر کنیم که تا حالا با آنها در میان گذاشته نشده و هنوز خیلی چیزهای دیگر وجود دارد که بایستی انجام دهند.

چه موقع به این نتیجه رسیدید که می خواهید فیلمی درباره ی بحران اقتصادی سال های 2007 تا 2010 بسازید؟

من زمان زیادی بود که به این قضیه فکر می کردم. چندین نفر از افرادی که در فیلم هستند و من مدت هاست آنها را می شناسم، جزء اولین کسانی هستند که متوجه ی بحران شده اند. نوریل رابینی و چارلز موریس را من خیلی وقت است که می شناسم و آنها این موضوع را در سال 2007 با من مطرح کردند. اما بعد از بحران لهمان بود که من تصمیم گرفتم دراین باره فیلم بسازم.

تاثیر بحران بر شخص شما چه بود؟

خیلی کمتر از خیلی آدم های دیگر بود. من هم سرمایه گذاری کرده بودم و البته که از ارزش آن کاسته شد، همانطور که از ارزش تمامی سرمایه گذاری ها کاسته شده بود. اما اثر آن بر من کمتر از بسیاری دیگر بود. من از کار اخراج نشده بودم، وام مسکن نداشتم، خودم صاحبخانه بودم. بنابراین در مقایسه با خیلی ها من خیلی خوش شانس بودم. اما من دوستان زیادی داشتم که در این اوضاع وخیم گرفتار شده بودند.

آیا نظر آنها را درباره ی اینکه چه باید از آنها بپرسی، جویا شدی؟

بله با افراد زیادی حرف زدم تا احساس آنها را درباره ی این وضعیت بفهمم و اینکه در این رابطه چه تجربیاتی داشته اند.

بدترین چیزهایی که دراین رابطه شنیدید، چه بودند؟

ترجیح می دهم که به دلایل امنیتی درباره ی زندگی خصوصی آدم ها بیشتر از این حرف نزنم، اما دوستی داشتم که پدرش هشتاد درصد از کل سرمایه اش را ازدست داد، چون او مبلغ زیادی را در بازار بورس و اوراق بهادار سرمایه گذاری کرده بود که به شدت تحت تاثیر اتفاقات اخیر قرار گرفت. بنابراین من افرادی را می شناسم که به شدت متضرر شده اند.

درباره ی آنها و کسانی که در راس این زنجیره ها قرار دارند و به راحتی از تاثیرات این بحران درامان مانده اند، کسانی که هیچ زیانی نداشته و در بعضی موارد سود کلانی هم به جیب زده اند، چه احساسی دارید؟

این بحران باعث شده تا همه چیز نادرست تر، حتی ناعادلانه تر و وقیحانه تر باشد. من شخصا تلاش کردم تا احساساتم را کنترل کنم، چون می خواستم در این باره کار کنم و خیلی مهم است که اجازه ندهید تا احساسات مانعی بر سر راه درست انجام دادن کارتان باشد. من اینطور دوست داشتم و هنوز هم دلم می خواهد تا توان صحیح دیدن اتفاقات را همانگونه که اتفاق افتاده داشته باشم.

آیا در ابتدای کار از اینکه تا چه اندازه اوضاع وخیم است، شوکه شدید؟

قبل از هر چیز با نوریل و چارلی حرف زده بودم و آنها به خوبی مرا از اوضاع با خبر کرده بودند. اما در واقع زمانی که به این موضوع پرداختم، که اواخر 2008 و سرتا سر 2009 را در بر می گیرد، واقعا از کشف برخی مسائل شوکه بودم، از سطح پائین اخلاقی که نظام سرمایه گذاری بانکی آمریکایی و تجارت بانکداری در آن غرق شده. عملکرد وام دهندگان مسکن و عملکرد بانک های سرمایه در ایجاد امنیت که به شکست انجامید، شما می توانستید از سود شرط بندی بر علیه آنها منفعت ببرید. متعجب بودم که این اتفاق افتاد و تعجب بیشتر از اینکه این کار قانونی هم بود. نه به صِرف این واقعیت که این قضیه غیرقانونی بود، بلکه بیشتر از این نظر که عملا کلاهبرداری های کلانی اتفاق افتاد.

آیا دسترسی به افراد برای مصاحبه آسان بود؟ خیلی ها از حرف زدن با شما امتناع کردند؟

بله، هیچکدام از اعضای هیئت رئیسه ی بانک ها حاضر نشدند تا در مقابل دوربین با من حرف بزنند. تعداد کمی، نه خیلی ها، حاضر شدند تا بدون حضور دوربین مصاحبه کنند. اما هیچکدام از کارمندان دولت اوباما حاضر نشدند، با من مصاحبه کنند، حتی بدون دوربین، در بین آنها افرادی وجود داشتند که من با آنها بیش از بیست سال سابقه ی آشنایی داشتم. باید بگویم که از نظر من این نشانه ی بسیار نا امیدکننده و بدی است.

پس چه چیز رضایت بخشی وجود داشت دراینکه کسانی مثل مشاور سابق بوش "گلن هوبارد" را نشان دهید و او را در بهترین قسمت فیلم قرار دهید؟

من فقط بر اساس سلیقه ی شخصی ام او را در آن قسمت از فیلم گذاشته ام. از این نظر که من خودم را موظف می دیدم که از آنها این سئوالات را بپرسم، چیزهایی که انگار هیچوقت کسی از آنها نپرسیده و آنها را با تعارض علایق شان و طبیعت فعالیت هایشان روبرو نکرده. این کار بامزه ای نبود. شاید از نظر یک بیننده ی فیلم بامزه به نظر برسد و من می دانم که تماشاگران چطور واکنش نشان خواهند داد. اما همانطور که می توانید تصور کنید، وضعیت جالبی برای به تصویر کشیدن بود.

آیا فکر می کنید که اوباما توانسته تا آن اندازه اصلاحاتی که قبل از انتخابات قول داده بود، اجرا کند؟

خیر، به نظر من او بسیار ناامیدکننده عمل کرده است. مردمی هم که او را انتخاب کردند تا سیاست های اقتصادی بهتری در پیش گیرد، هم به شدت ناامید شده اند. بسیاری از آنها در نتایج ناشی از بحران گرفتارند. مسئله ی بسیار، بسیار، بسیار غم انگیزی است، یک تراژدی برای آمریکا است.

به نظر شما چرا دولت تا این اندازه موضع مخالف دارد؟

فکر می کنم که جوابش خیلی ساده است، آن هم چیزی نیست جز قدرت سیاسی تاجرانی که در صنعت فعالیت دارند. در واقع آنها قدرت سیاسی و اقتصادی را با هم دارند.

پس چگونه فردی مثل اوباما می تواند قدرت را به دست بگیرد یا حداقل تحرکی در آن داشته باشد؟

او توانایی اش را دارد. انتخاب او تازه انجام شده و برای اینکه کسی بتواند کاری در این رابطه انجام دهد، به زمان زیادی احتیاج دارد. این واقعیت غم انگیزی است که او برای انجام کاری که برای آن انتخاب شده، قدرت کافی ندارد و این چیزی است که ما به عنوان کشور آمریکا و تمام دنیا باید مدت طولانی جبران خسارات آن را بکنیم.

آیا برای پرداختن به موضوع خاصی یا صحبت با برخی از افراد تحت فشار قرار گرفته اید؟

خیر

آیا این قضیه باعث تعجب شما شده؟

در واقع باید بگویم که کمی متعجب هستم. فکر کنم کمی از آن به خاطر حمایت های کمپانی سونی کلاسیک باشد. آنها خیلی زود به این کار علاقه مند شدند و این فکر که آنها از نظر مالی و هنگام پخش فیلم کمکم می کنند، خیالم را راحت کرده بود. آنها به طور کامل از من حمایت کردند و به من اختیار کامل برای تدوین فیلم دادند. این قضیه خیلی با اهمیت بود. اگر آنها نبودند احتمالا کارها سخت تر می شد. البته هیچ کس ما را تهدید نکرد و هیچ تلاشی برای ترساندن ما انجام نشد. البته پاسخ وزیران دولت اوباما بسیار ناامیدکننده بود، آنها حتی حاضر نشدند بدون دوربین هم با ما صحبت کنند. تنها مکالمه ای هم که ما با بخش ارتباطات کاخ سفید داشتیم، بسیار ناراحت کننده و ناکافی بود و این باعث تاسف است.

در مقیاس جهانی، آمریکا تا چه اندازه قدرت تجاری خود را حفظ کرده؟ فیلم شما تنها تاثیرات لحظه ای بعد از بحران لهمان را بیان می کند، مثل ...

به طور کلی بله. چیزهای زیادی است که من هنوز دارم پیدا می کنم. تاثیرات آن بر آسیا در برخی موارد بسیار بسیار گسترده است. آسیا به سرعت در حال بهبود است، اما در طی سالها مردم زیادی در آسیا و شرق اروپا به شدت تحت تاثیر این بحران قرار داشته اند. پس هنوز هم درست است که بگوییم که اقتصاد دنیا به تجارت آمریکا وابسته است.

به نظر می رسد که فیلمسازان هالیوودی دیگری هم به این موضوع علاقه مند شده اند. مثلا الیور استون که در فیلم «وال استریت» به آن پرداخته است. آیا شما این فیلم ها را دنبال می کنید؟

بله حتما. برخی از آنها هنوز ساخته نشده ولی من «وال استریت» را که خیلی هم به بحران اخیر نپرداخته، دیده ام. ظاهرا فیلمنامه ی آن قبل از بحران نوشته شده و بعدا قسمت های مربوط به بحران به آن اضافه شده. فیلم سرگرم کننده ای است اما به شما نشان نمی دهد که واقعا چه اتفاقی افتاده. فکر کنم فیلم های دیگر مثل «بزرگتر از آن بود که سقوط کند» بهتر به این موضوع بپردازند، هرچند کتابی که فیلم بر اساس آن ساخته می شود، بیشتر بر اتفاقات بعد از بحران و زمان بحران اشاره دارد و دلایل ایجاد آن را بررسی نمی کند.

الیور استون یکی از منتقدین سیاست های اخیر آمریکا است و به اعتقاد او آمریکا باید شیوه ی آفریقای جنوبی را در پیش بگیرد و بخش های دولتی را قوی تر کند، شما با این نظر موافقید؟

نه، موافق نیستم. اما ایجاد یک سیستم بانکی تحت نظارت دولت می تواند کمک دهنده باشد.

کار بعدی شما چه خواهد بود؟ آیا همچنان می خواهید در این زمینه کار کنید؟

هنوزم در این زمینه کار خواهم کرد، ولی در حال حاضر دلم می خواهد کار جدیدی را شروع کنم. هنوز تصمیم نگرفته ام.

منبع : فیلم نگاه
  • سارا ترابی
  • |
  • چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۷
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۶۷۲
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...