گفت و گو با تارا اوتادی کارگردان فیلم «پنج تا پنج»
می خواستم بیننده خودِ اغراق شده اش را ببیند
- نویسنده : بهزاد وفاخواه
پیش درآمد: فیلم سینمایی «پنج تا پنج» اولین تجربه کارگردانی تارا اوتادی در گروه هنر و تجربه اکران شده است. اوتادی در این فیلم با اقتباس از نمایشنامه «پنجری» فردریش دورنمات سعی کرده فیلمی بسازد که بازگوکننده ی بخشی از جامعه ایران معاصر باشد. "خراب شدن ماشین، صابر جراحی 55 ساله با بازی رضا کیانیان را به شهری کشانده که تنها هتلش جای خالی ندارد و او حالا ناچار به آدرسی آمده که محل سکونت چند پیرمرد است. آنها از او میخواهند در ازای یک شب اقامتش در دادگاه بازی آنها شرکت کند. صابر و پیرمردها شبی پرماجرا را میگذرانند." این داستان فیلم «پنج تا پنج» است. به بهانه ی اکران این فیلم با تارا اوتادی به گفتوگو نشسته ایم.
#####################################
● فیلم اقتباسی است از نمایشنامه «پنچری» فردریش دورنمات. شما برای اینکه این متن تئاتری و پردیالوگ را به مدیوم سینما برگردانید، جدا از خود متن فیلمنامه، در کارگردانی چه کارهایی انجام دادید؟
□ ما در طول کار با رضا کیانیان و با آقای ماهان حیدری که نویسنده فیلمنامه است خیلی مشورت کردیم و تغییرات زیادی در فیلمنامه به وجود آوردیم، ولی خط اصلی داستان را طبق نمایشنامه «پنچری» حفظ کردیم. تبدیل این نوع از نمایشنامه به مدیوم سینما خیلی سخت است.

● چون خیلی هم گفتوگو محور است.
□ بله، کاملا دیالوگ محور است و تک لوکیشن. ولی به هر حال من این جسارت را داشتم، چون فکر میکنم، مردم ما الان بیشتر تشنه دیالوگهای فیلمها هستند. بیشتر دوست دارند حرفهای خوب و دیدگاههای خوب را بشنوند. ولی در کل تبدیل کردنش به فیلم سینمایی کار بسیار سختی بود. صحنه جای مانور ندارد. البته میشد مثلا وسط دادگاه یک فلاشبکهایی به گذشته زد و صحنههایی از گذشته را دید ولی من حتی این کار را هم انجام ندادم و دوست داشتم همچنان به قالب نمایشنامهای متن وفادار باشیم.
● از لحاظ مضمونی چطور؟ چه نکاتی از زندگی امروز در ایران و مضامین امروزی به نمایشنامه اضافه کردید؟ یکیاش مثلا همین حاکمیت پول و سرمایه و محوریت مادیات در زندگی امروز ایرانی.
□ صابر دو خصوصیت بارز دارد که آنها را در شخصیت او میبینید. یکی همین اهمیت دادن بیش از اندازه به پول است که فکر میکنم جامعه ی ما این روزها شدیدا به این درد مبتلا شده و پول بزرگترین معیار و شاخص در جامعه شده است. صابر بسیار خودمحور و خودبین است. ویژگی که ما همه به آن مبتلا شدهایم. از رانندگی در خیابان گرفته که هرکس فقط خودش را میبیند و تا خیلی مسائل دیگر. بنابراین هرکدام از ما به اندازه دامنه ی امکانات و اختیاراتی که داریم مثل صابر هستیم. من دوست داشتم بیننده خودِ اغراقشدهاش را در شخصیت صابر ببیند. هنر کلا کارش اغراق است. شخصیتی مانند صابر به واسطه شغلی که دارد، شاید طیف وسیعی از اختیارات را داشتهباشد، مثلا حتی بتواند برای پول یک مرده را هم عمل کند، یک راننده تاکسی توانایی چنین اعمالی را ندارد اما او هم میتواند هر کاری را هنگام رانندگی و در ترافیک انجام بدهد. ویژگی دوم شخصیت صابر زیادهخواهی است. این دو صفت صابر در جامعه ی ما زیاد به چشم میخورد و نمونهای از تمام افراد جامعه ماست به خصوص نسل جوان. خیلی از فسادها واقعا از فقر نیست از زیادهخواهی است. صابر به عنوان یک جراح تحصیلکرده میتواند زندگی متوسط رو به بالایی داشته باشد ولی این حد از زندگی را نمیخواهد. جایی از فیلم میگوید من باید پولدار میشدم که شدم. بقیه را هم سرزنش میکند که شما نتوانستید مثل من پولدار بشوید. یا میگوید که من به اعتدال و میانهروی و زندگی ساده اصلا اعتقاد ندارم.
● گروه بازیگری فیلم هم خیلی ترکیب جالبی ساخته و تنوع خیلی زیادی بین بازیگران وجود دارد. رضا کیانیان که بازیگر حرفهای سینما است و جایگاهش برای همه روشن است. شمس لنگرودی که چند تجربه بازیگری داشته اما به هر حال از دنیای ادبیات میآید، تورج نصر که در درجه اول به خاطر دوبله مشهور است و علی اصغر شهبازی که در «جدایی نادر از سیمین» او را دیدهایم. این تنوع گروه بازیگری را چطور میبینید؟
□ انتخاب بازیگری ما با آقای کیانیان شروع شد. چون آقای کیانیان مشاور هنری این پروژه هم بودند و بقیه انتخابها زیر نظر ایشان صورت گرفت. یکی از دلایلی که ما یک دوبلور را برای نقش دادستان انتخاب کردیم این بود که دادستان دائم دارد دیالوگ میگوید و تسلطش به دیالوگ گفتن مهم است چون خیلی حرکت خاصی ندارد. فکر میکنم خیلی جای مناسبی بود برای اینکه یک دوبلور بنشیند و خوشبختانه بالا پایین دیالوگها را تورج نصر خوب درآورد. با شمس لنگرودی هم با نظر آقای کیانیان صحبت کردیم و البته قبل از ایشان با آقای سپانلو و احمدرضا احمدی صحبتهایی شد که به نتیجه نرسیدیم.

● چرا رضا کیانیان این پیشنهاد را داد؟
□ ببینید، فیلم «پنج تا پنج» شاید جذابیت تجاری به معنای معمول آن نداشته باشد اما رضا کیانیان جذابیت وسیعی برای مخاطبین سینما دارد. آقای شمس لنگرودی و بقیه آقایانی که با ایشان به نتیجه نرسیده بودیم یک طیف دیگری را به سینما میکشانند. ضمن اینکه اینها آدمهای شناخته شدهای هستند منتهی نه در سینما.
● محمدعلی سپانلو و احمدرضا احمدی هم هر کدام یک یا دو تجربه بازیگری در سینما دارند.
□ بله همانطور که گفتم اینها یک طیف دیگری را به سینما میکشانند. یا آقای تورج نصر به دلیل آن نوستالژیای که از حضور ایشان داریم باز طیف دیگری را جذب میکنند. جمع شدن یک عده هنرمند از رشتههای مختلف در یک فیلم، به نظر من اتفاق قشنگی است و یک ذره هم کنجکاوی آدم را برانگیخته میکند.
● همکاری با رضا کیانیان چگونه شکل گرفت؟ چه چیز باعث شد ایشان وارد این پروژه بشوند و بازی در این فیلم را قبول کنند و جلوی دوربین یک فیلمساز فیلماولی بروند؟
□ من با آقای کیانیان تماس گرفتم و البته اصلا فکر نمیکردم که ایشان بپذیرند و این تماس تیری در تاریکی بود. تماس گرفتم و خودم را معرفی کردم و گفتم تارا اوتادی هستم و فیلمنامهای دارم که اقتباس از نمایشنامه «پنچری» دورنمات است. فکر میکنم این مساله برایشان جذابیت داشت که گفتند فیلمنامه را بفرست. من برای بازی زنگ زده بودم ولی وقتی ایشان تشریف آورد گفت فیلمنامه برایم خیلی جذاب است و دورنمات را خیلی دوست دارم اما با این شرایط و این فیلمنامه بازی نمیکنم ولی میتوانم به عنوان مشاور کمکتان کنم. با ایشان اول قرارداد مشاوره بستیم و حدود یک ماهی روی فیلمنامه کار کردیم و اصلا شخصیت صابر را تغییر دادیم. وقتی فلیمنامه به این مرحله رسید، دوباره پیشنهاد بازی در نقش صابر را به رضا کیانیان دادیم و ایشان اینبار پذیرفتند.
● نگران نبودید این مساله که بازیگرها هر کدام یک خاستگاه متفاوتی دارند، در یکدستی بازیها تاثیر بگذارد؟
□ نه، اولا که آقای کیانیان در مشاوره برای انتخاب تورج نصر و به خصوص شمس لنگرودی، خیلی به ما کمک کردند. ضمن اینکه این فیلم دیالوگمحور است و طبیعتا هم دوبلورها خوب دیالوگ میگویند و هم شاعرها و در این میان مسلم است که آنچه آقای کیانیان در شخصیت صابر ارائه میدهد، با بقیه متفاوت است. در کنار همه ی اینها اما فکر میکنم بیشترین چیزی هم که در فیلم میخواهیم ببینیم همان نقش صابر و رضا کیانیان است. بقیه هم به دلیل این که خوب دیالوگ گفتهاند و خوب نمایشنامه را حس میکنند، کارشان موفق بوده است. نکته جالب حضور آقای دیباج و آقای نصر مقابل دوربین، این بود که در میزانسن کارهایی میکردند که برای من عجیب بود و شما فقط از یک بازیگر حرفهای این جزییات را انتظار دارید.

● مثال میزنید؟
□ من خیلی از واکنشها را توضیح نمیدادم، مثلا آقای کیانیان داشتند دیالوگ میگفتند که یک دفعه میدیدم آقای دیباج واکنشی به دیالوگ ایشان نشان میدادند که اصلا من نگفتهام. خُب آدم از یک بازیگر آماتور انتظار دارد که بنشیند تا نوبت دیالوگش بشود و واکنش خاصی را از او نبینید، یا اینکه منتظر تذکر کارگردان باشد که مثلا حین گوش کردن برای ملموس شدن فضا عینکت را دربیاور و پاک کن. اما این بازیگران خیلی به این مسائل دقت داشتند و وقتی باهاشان صحبت کردم خودشان گفتند ما اگر کاری میکنیم خیلی ناخودآگاه است چون ما سالها فیلم دیدهایم و مجبور بودهایم خودمان را جای بازیگر بگذاریم و به جایش صحبت کنیم. ما حتی وقتی پشت میز دوبله مینشینیم موقعی که کاراکتر عصبانی میشود، ما هم میزنیم روی میز که آن حس را بگیریم. خُب این برخوردها و دقتها این خیلی برای من جالب بود.
● صابر چرا آنقدر واضح با بقیه برخوردهای تند و تحقیرآمیز دارد؟ از رفتارش با مردی که او را با موتور به هتل میرساند تا مسئول پذیرش هتل و همینطور در بدو ورود به ویلای پیرمردها، همهجا بدون اینکه نگاه تحقیرآمیزش به بقیه را پنهان کند، خیلی بیرونی آن را ابراز میکند.
□ من خیلی آدمهای اینطوری دیدهام و شاید این آدمها فقط توجه من را جلب کردهاند. خیلی از آدمها وقتی یک قدرتی دارند، مخصوصا قدرت اقتصادی، اصلا نیازی نمیبینند که حریم دیگران را رعایت کنند. همه چیز را با پول میسنجند و فکر میکنند شمای نوعی را میتواند با پول بخرد. به شخصیت و حرمت شما به عنوان انسان نگاه نمیکند. صابر میگوید هرکسی که قدرتمند است میتواند بکوبد و آن کسی که دارد کوبیده میشود و له میشود، حتما ضعیف است و پس حقش است. دیدگاه صابر نسبت به آدمها و نسبت به دنیا همین است. دنیا برای او مثل جنگل است. اصلا نیاز نمیبیند آنچیزی را که به عنوان حرمت انسانی میشناسیم، رعایت کند. فکر میکند، همه چیز پول است و من این همه چیز را دارم.
● قبل از ساخت فیلم اول چه تجارب سینمایی داشتید و از کجا شروع کردید؟
□ سابقه فیلمسازی که ندارم، میخواستم یک فیلم کوتاه بسازم که البته حتما یک روزی میسازم و اسمش «بوسه صلح» است. تا پیش تولید فیلم هم پیش رفته بودم و اصلا همان فیلم پایه ساختن «پنج تا پنج» شد. درباره صلح جهانی بود و یک پروداکشن عظیمی داشت که وقتی محاسبه کردم دیدم باید یک هزینه مالی سنگینی بکنم برای یک فیلم 14 دقیقهای. ترجیح دادم این را موکول به بعد کنم و به جایش یک فیلم بلند بسازم اگرچه حتما روزی سراغش خواهم رفت، چون ایده فیلم بسیار زیباست و درباره صلح جهانی است.
● فیلم تولید سال 93 بود؟
□ اردیبهشت و خرداد 92 فیلم تولید شده و متاسفانه یک سال و نیم در مرحله تدوین متوقف شد و از این لحاظ آسیب بزرگی خوردیم. من قرارداد تدوین همزمان بسته بودم اما یک سال و نیم درگیر تدوین بودم و حالا هم که به اکران رسیدهاست.

● فیلم با وجود این بازیگران و ویترین جذابی که دارد امکان اکران عمومی را هم داشت. چرا "هنر و تجربه" را انتخاب کردید که به هرحال سانسهایش محدود است؟
□ بدون تعارف اگر بخواهم بگویم، مجوز من مجوز ویدئویی بود و زمان تبدیل آن در وزارت ارشاد آقای فرجی به من گروه "هنر و تجربه" را معرفی کرد. من هم پذیرفتم به دلیل اینکه فکر میکنم جنس فیلم "هنر و تجربه" آن جنس فیلمی است که میخواستم بسازم. از وقتی "هنر و تجربه" تشکیل شد، یک دستهبندی به وجود آمده که من برای معرفی خودم میتوانم بگویم من در این گروه و این نوع فیلم را میسازم، من کارگردان فیلم "هنر و تجربه" هستم. فروش فیلم همیشه مهمترین مساله برای صاحب فیلم است. من هیچ چیزی که صرفا برای فروش باشد در فیلمم نگنجاندهام و فروش را به عنوان اولین پارامتر برجسته نکردهام. فیلم را از منظر هنری میخواستم تقویت کنم. در نتیجه شاید در این گروه فیلم بهتر معرفی میشود. فیلم میرود در دستهبندی فیلمهایی که میخواهند فراتر از سرگرمی باشند. اگر مخاطب عام هم داشت که چه بهتر. "هنر و تجربه" هر دو را برای آدم میآورد.
● "هنر و تجربه" چیزی به خود سینما میتواند اضافه کند یا نقش آن اضافه کردن به مخاطبین سینماست یا اینکه گروهی مخاطب دارد که مخاطب سایر فیلمهای سینمای ایران نبودند و سینما رفتن را از یاد برده بودند؟
□ در اکثر کشورهایی که سینماهای قوی دارند سینمای هنری و تجربی را داریم. این دستهبندی وقتی که هیچ ذهنیتی از یک فیلم ندارم به من بیننده کمک میکند تا بفهمم فیلم جزو آن نوعی از سینماست که دوستش دارم. فیلم خاص است، آرت است، سینمای بدنه نیست. درواقع فیلمها را از هم جدا میکند. فکر میکنم این مهمترین نکته سینمای "هنر و تجربه" است و ضمنا فرهنگ بیننده سینمای ما را تغییر میدهد. من عقیده دارم وزارت ارشاد و ما فیلمسازها وظیفه داریم ذائقه ی بیننده را عوض کنیم و فرهنگ سینما را تغییر بدهیم. سینمای "هنر و تجربه" به بیننده ی عادی نشان میدهد که میشود فیلم خوب هم دید.
● ولی مخالفین میگویند مردم عادی اصلا به دیدن این فیلمها نمیروند که حالا ذائقهشان تغییر کند.
□ من اینطوری فکر نمیکنم. احساس میکنم در سالهای اخیر خیلی دید مردم نسبت به فیلمها تغییر کرده است، البته تغییر مثبت. فیلمهایی مثل «شهر موشها 2» هستند که 10 میلیارد میفروشند اما این به دلیل جنبه تفریحی سینما است. سینمای "هنر و تجربه" یا فیلمهایی از این دست، که خارج از هنر و تجربه به نمایش درمیآیند، خوب دیده میشوند و مخاطب خودشان را هم دارند و مردم عادی هم این فیلمها را دوست دارند. مردم و به خصوص جوانها دوست دارند سمت فیلمهایی بروند که حرفی برای گفتن دارند. اگر حتی سراغ فیلمهایی میروند که فقط دو ساعت تفریح کنند، اما در کنارش دوست دارند فیلمهایی را هم ببینند که چیزی به آنها اضافه بشود یا حداقل به قول خودشان به شعورشان توهین نشود.
● برای آینده کار فیلمسازی چه فضایی از سینما را در نظر دارید؟ چه دورنمایی از آینده سینمای خودتان دارید؟
□ همین راه را میخواهم ادامه بدهم. هرچند که واقعا در مراحل پس از تولید و اکران این فیلم خیلی سختی کشیدم و متوجه شدم اگر فیلم سینمای بدنه میساختم خیلی از نظر مالی جلوتر بودم ولی من این نوع از سینما را دوست دارم و ادامه میدهم.
دیدگاه ها
چرا سرکار خانم اوتادی از این که همچین موضوع و داستانی رو خراب کردن این همه خوشحال هستند؟ همچین مصاحبه ای می بایست فیلمساز محترم رو به چالش بکشونه تا وی از معایب و نقایص فیلمش هم حرف بزنه. مصاحبه کننده از این به بعد کمی جسارت رو هم چاشنی کارشون کنند بد نیست.