گفت و گو با آلفونسو کوارون کارگردان فیلم «روما»

بیشتر عاشق سینما هستم تا مولف

چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۲

  • نویسنده : سایمون هاتن استون
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : گاردین

پیش درآمد: «روما» فیلم آلفونسو کوارون کارگردان سرشناس مکزیکی که داستان زندگی خدمتکار خانوداگی‌شان در دوران بچگی خودِ کوارون را روایت می‌کند، از سوی گاردین به عنوان بهترین فیلم سال 2018 انتخاب شده است. کوارون درباره ساخت این فیلم شخصی توضیحاتی داده که با هم می خوانیم:

                                                         ##################################


● تبریک آلفونسو، «روما» فیلم شماره یک ما در سال 2018 انتخاب شد، این انتخاب چه حسی به شما می‌دهد؟

□ خارق‌العاده است، از سوی گاردین برگزیده شدن بسیار عالی ست. بسیار خوشحال‌کننده است.


● «روما» را چگونه توصیف می‌کنی؟

□ یک سال از زندگی یک خانواده و یک کشور. برای من توصیف این فیلم همیشه دشوار بوده است. فیلم فرایندی از زندگی کاراکتر کلئو (خدمتکار زن خانواده) را دنبال می‌کند و از این طریق به بررسی دردها و آسیب‌های کلئو می‌پردازد. البته متوجه شدم که من در این دردهایی که نشان دادم با بسیاری از مردم مکزیک سهیم هستم و این که متوجه شدم که این دردها متعلق به بشریت هستند.  

● «روما» یک نامه عاشقانه به لیبو خدمتکار خانوداگی‌تان است. او خودش درباره آن چه فکری می‌کند؟

□ او 2 یا 3 بار این فیلم را دیده است و خیلی آن را دوست دارد و با آن بسیار گریه کرده است. نکته زیبا اینجاست که او برای خودش و اتفاقاتی که از سر گذرانده بود گریه نمی‌کرد بلکه او بیشتر نگران وضعیت بچه‌ها بود و برای آنها اشک می‌ریخت، او روی دردهای خودش متمرکز نیست.


● پدر و مادرتان شخصیت‌های بارزی در فیلم «روما» هستند، آیا آنها فیلم را دیده‌اند؟

□ نه، پدرم سه سال پیش از دنیا رفت و مادرم نیز اویل امسال درگذشت. البته برشی از فیلم را به مادرم نشان دادم آن زمان که معلوم بود به پایان کارش نزدیک شده است.

● روشی که شما دوران شگفت‌انگیز بچگی را ثبت کرده‌اید مرا یاد کارگردانانی چون ویکتور اریس و استیون اسپیلبرگ می‌اندازد، آیا تحت‌تاثیر آنها بوده‌اید؟

آنها در DNA من قرار دارند، فیلمسازانی که این حس کودکانه را دارند. اسپیلبرگ تاثیر بزرگی بر نسل من گذاشته است، عاشقش هستم. فیلم «روح کندوی عسل» اریس نیز شاهکار است، یکی از آن فیلم‌های بزرگ در مورد بچه‌هاست. گی یرمو دل تورو از طرفداران سرسخت آن فیلم است.

● سکانسی در «روما» وجود دارد که در آن پدر، اتومبیلش را در گاراژ پارک می‌کند و بچه‌ها با حیرت به آن نگاه می‌کنند این صحنه مرا یاد فرود شِی ناشناس پرنده در «برخورد نزدیک از نوع سوم» اسپیلبرگ می‌اندازد، آیا این شباهت عمدی بود؟

بامزه است، من هرگز به آن فکر نکرده بودم، اما میتوانم آن را ببینم. در واقع این صحنه که گفتید با الهام از «2001: یک اودیسه فضایی» کوبریک ساخته شده است.

 ● آیا واقعیت دارد از پیدا کردن شخصیت کلئو که شایسته و مناسب این نقش باشد ناامید شده بودید؟

بله، ما تقریبا یک سال در حال انتخاب گروه بازیگری بودیم و من نمی توانستم شخص مناسب را پیدا کنم. زنانی را که شبیه لیبو (خدمتکار خانوادگی کوارون) بودند ملاقات کردم اما آنها احساس او را نداشتند. یا برخی اوقات برعکس، زنانی که احساسات‌شان شبیه لیبو بود اما شباهت ظاهری به او نداشتند، خیلی خوش شانس بودم که یالیتزا آپاریچیو را دیدم. اوایل خیلی نگران بودم چون یالیتزا علاقه مند نبود اما دو هفته گذشت تا او موافقت کرد نقش را بازی کند.

● چقدر اهمیت داشت که ایفاگر نقش کلئو یک بازیگر حرفه‌ای نباشد؟

اهمیتی نمی‌دادم که او حرفه‌ای باشد یا نه، من فقط می‌خواستم او شبیه آنچه می‌خواستم باشد.

● در خودداری کردن از دادن فیلمنامه کامل به بازیگران آیا تحت‌تاثیر کن لوچ هستید؟

نگاه کنید شما درباره لوچ، اسپیلبرگ و اریس صحبت کردید. همه این آدم‌ها در DNA من هستند. این اولین فیلمی است که من تلاش کردم آن را بدون هیچ حسی از تاثیرپذیری بسازم و اولین فیلمی است که در آن من آگاهانه سعی کردم به کسی ادای احترام نکنم. بنابراین اگر صحنه‌ای می‌گرفتم که مرا یاد فیلم دیگری می‌انداخت آن را تغییر می‌دادم. یوجنیو کابایرو طراح صحنه فیلم چندین بار از من می‌پرسید: "چرا این نما را تغییر دادی؟ آن صحنه خیلی زیبا بود." و من می‌گفتم: "بله زیباست چون که مال من نیست." و وقتی نمای جدید می‌گرفتیم او می‌گفت: "اما این خسته‌کننده است" و من می‌گفتم: "بله خسته‌کننده است، اما مال من است." در نهایت فرار از آنچه شما هستید واقعاً غیرممکن است و من کسی هستم که تحت‌تاثیر دیگر فیلمسازها هستم، احتمالا من بیشتر یک عشق سینما هستم تا یک مولف.


● در «روما» یکی از پسرها فکر می‌کند که زندگی‌ای پیش از این زندگی داشته است، آیا آن پسر خودتان هستید؟

نه، برادر کوچکترم است، او همیشه می‌گفت: "وقتی من پیر بودم"، اگر بخواهید بدانید من کدام یک از آن پسرها بودم باید بگویم آن پسری که برای فالگوش ایستادن از مادر سیلی می‌خورد من هستم.

● آیا ناراحت هستید که نتفلیکس فیلم را به صورت محدود در سینماها اکران کرده است؟

قطعا آرزو می‌کردم فیلم در سالن های بیشتری به نمایش در می‌آمد. من معتقدم که بهترین مکان برای نمایش یک فیلم سینماست، به خصوص فیلمی شبیه «روما». در ایتالیا و لهستان ما در حال نمایش فیلم در 60 سینما هستیم اما ناراحت کننده است که در انگلیس سینماهای زیادی برای نمایش فیلم اختصاص داده نشده است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...