ریدلی اسکات

Ridley Scott

شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۶:۲


پدرش افسر ارتش انگلیس بود و در دوران کودکی او اغلب اوقات در خانه حضور نداشت. برادر بزرگش فرانک، در اوایل جوانی به ناوگان بازرگانی دریایی پیوست و همین باعث شد که ارتباط کمی با خانواده اش داشته باشد. در دوران جنگ جهانی دوم، به دلیل شغل پدرش مجبور شدند اقامت هایی کوتاه مدت در کشورهای مختلفی داشته باشند، اما پس از پایان جنگ، به انگلستان بازگشتند و در شمال غربی کشور، در ناحیه ای به نام "تیساید" ساکن شدند؛ مناظر صنعتی این ناحیه بعدها الهام بخش فضای بصری فیلم «بلید رانر» (1982) شد.


ریدلی اسکات در نوجوانی دوست داشت به ارتش بپیوندد، اما پدرش او را تشویق کرد که استعداد هنری را دنبال کند. در سال 1959 برای تحصیل در رشته گرافیک وارد کالج سلطنتی هنر شد و در راه اندازی بخش فیلمسازی این کالج نقش مهمی ایفا کرد. در دوران تحصیل، فیلم کوتاه «پسر و دوچرخه» را با حضور پدر و برادر کوچکش تونی ساخت. تونی اسکات که ریدلی را الگو و سرمشق خود قرار داده بود و سعی داشت پا جای او بگذارد، متولد 1944 بود و در زمان ساخت این فیلم، 16 سال داشت. ریدلی پس از فارغ التحصیلی، در شبکه تلویزیونی بی بی سی مشغول به کار شد و مسئولیت طراحی سریال های مهمی را بر عهده گرفت. او تا سال 1968 به این کار ادامه داد، اما به دلیل نارضایتی از دستمزد بسیار کم این حرفه، به سمت ساخت تبلیغات تلویزیونی کشیده شد و به همراه تونی، کمپانی آر اس آ (----) را تاسیس کرد و به مدت ده سال، تعدادی از بهترین و تاثیرگذارترین تبلیغات و تیزرهای تلویزیونی را ساخت.

ریدلی اسکات نخستین فیلم خود را با نام «دوئل کنندگان» در سال 1977 ساخت که در جشنواره کن آن سال، در بخش های نخل طلا و بهترین فیلم اول نامزد شد و جایزه بهترین فیلم اول را هم از آنِ خود کرد. اسکات پس از این تجربه ی موفق قصد داشت سراغ ساخت اقتباسی سینمایی از افسانه عاشقانه «تریستان و ایزولد» برود، اما با دیدن «جن ستارگان» به قابلیت های جلوه های ویژه اطمینان پیدا کرد و کارگردانی «بیگانه» را پذیرفت. او از لندن استوری بوردهایی برای این فیلم طراحی کرد و کمپانی فاکس قرن بیستم با مشاهده ی این طراحی ها، بودجه فیلم را به دو برابر افزایش داد. «بیگانه» در سال 1979 اکران شد و با موفقیت بسیار خوبی هم در گیشه و هم نزد منتقدان روبرو شد. اسکات پس از «بیگانه» به مدت یک سال روی پروژه ی ساخت اقتباسی سینمایی از رمان علمی – تخیلی «دون» کار کرد، اما پس از درگذشت برادر بزرگش، فرانک، ساخت این فیلم را رها کرد و سراغ کارگردانی «بلید رانر» رفت؛ فیلمی علمی – تخیلی، بر اساس یکی از داستان های فیلیپ کی. دیک با بازی هریسون فورد در نقش اصلی. «باید رانر» در زمان اکران خود در سال 1982 با واکنش خوبی از سوی منتقدان روبرو نشد و فروش خوبی هم نداشت. اما پس از گذشت سالها، شهرت و اعتبار این فیلم افزایش یافت و به تدریج تبدیل به یکی از مهم ترین آثار ژانر علمی-تخیلی تاریخ سینما شد. اسکات دو سال پس از ساخت این فیلم، تیزر و آنونس تبلیغاتی بسیار پرخرجی برای شرکت اپل مکینتاش ساخت که شاهکاری در عرصه تبلیغات شناخته می شود.


اسکات پس از ساخت «بیگانه» مشغول پیش تولید فیلم «دون» شد که به سرانجام نرسید و باعث شد به ایده ای بازگزدد که از زمان ساخت «دوئل کنندگان» در ذهن داشت: ساخت یک فیلم افسانه ای تیره و تار به سبک افسانه های شفاهی دوران باستان. «افسانه» با بازی تام کروز در سال 1985 اکران شد و در گیشه شکست سختی خورد. این فیلم پس از پخش نسخه ی تدوین کارگردان، طرفداران سرسختی پیدا کرد و به تدریج تبدیل به یک فیلم کالت شد. اسکات پس از «افسانه» در سالهای 1987 و 1989 فیلم های «مواظب من» «باران سیاه» را ساخت که فروش متوسطی داشتند.

ریدلی اسکات در سال 1991 یکی از موفق ترین فیلم های کارنامه اش را ساخت: «تلما و لوئیز»؛ فیلمی جاده ای که با استقبال گسترده و بسیار خوب منتقدان رو به رو شد و در شش رشته (از جمله بهترین کارگردانی) نامزد جوایز اسکار شد. «تلما و لوئیز» شهرتی را که اسکات با ساخت فیلم «بیگانه» به دست آورده بود بار دیگر به او بازگرداند. پس از ساخت این فیلم، فیلمنامه نویسی به نام رُزالین بوش با اسکات تماس گرفت و ایده ی ساخت فیلمی درباره کریستوف کلمب را مطرح کرد. اسکات از این پیشنهاد استقبال کرد و شرط ساخت فیلم را بازی ژرار دپاردیو در نقش اصلی، گذاشت. سیگورنی ویور هم نقش زن اصلی را پذیرفت و برای دومین مرتبه جلوی دوربین اسکات رفت. «1492: فتح بهشت» در سال 1992 و همزمان با پانصدمین سالگرد سفر کریستوف کلمب به آمریکا اکران شد اما نتوانست نظر مساعد منتقدان را جلب کند و در گیشه هم به سختی شکست خورد.


اسکات پس از «فتح بهشت» به مدت سه سال فیلمی نساخت و به همراه برادرش کمپانی ..... را تاسیس کرد و از آن پس همه فیلم هایش در این کمپانی تهیه شد. سپس در سالهای 1996 و 1997 دو فیلم طوفان سفید» و «سرباز جین» را ساخت و اکران کرد. «طوفان سفید» (با بازی جف بریجز ) هم به مانند «فتح بهشت» در گیشه شکست سختی خورد، اما «سرباز جین» (با بازی دمی مور) با فروش بسیار خوبی هم در آمریکا و هم در جهان رو به رو شد.

در سال 1998، دو تهیه کننده با فیلمنامه ی «گلادیاتور» سراغ ریدلی اسکات رفتند و او هم کارگردانی فیلم را پذیرفت، اما جان لوگان را استخدام کرد تا فیلمنامه بازنویسی کند. سپس با کشیدن تعداد زیادی استوری بورد، در سال 1999 فیلمبرداری را آغاز کرد و به مدت پنج ماه مشغول این کار بود. پروسه ی پس از تولید فیلم هم به شدت پرخرج شد (مخصوصا به دلیل مرگ الیور رید پیش از آن که همه سکانس های مربوط به او فیلمبرداری شده باشد)، اما در زمان اکران، در همان دو هفته ی اول توانست کل هزینه ی تولید فیلم را جبران کند و تا پایان اکران هم تبدیل به یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما شد. اکثر منتقدان نظر خوبی نسبت به فیلم داشتند. «گلادیاتور» در 12 رشته نامزد اسکار شد که جوایز بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول مرد (راسل کرو) را به دست آورد.


اسکات پس از موفقیت خیره کننده «گلادیاتور»، دو فیلم «هانیبال» و «سقوط شاهین سیاه» را ساخت که هر دو در سال 2001 اکران شدند. «هانیبال» دنباله ای بود بر فیلم موفق، مشهور و فوق العاده محبوب «سکوت بره ها». آنتونی هاپکینز، بازیگر مرد اصلی «سکوت بره ها» پذیرفت که برای بازی در نقش هانیبال لکتر بازگردد، اما جودی فاستر، بازیگر زن اصلی «سکوت بره ها»، حضور دوباره در نقش کلاریس استرلینگ را نپذیرفت و جولین مور جایگزین او شد. «هانیبال» در گیشه بسیار موفق بود و به مدت سه هفته در صدر پرفروش ترین ها قرار داشت، اما منتقدین استقبال خوبی از فیلم نکردند. وقتی اسکات مشغول مرحله پس از تولید «هانیبال» بود، کارهای پیش تولید «سقوط شاهین سیاه» هم آغاز شد. اسکات نقش اصلی فیلم را به راسل کرو پیشنهاد داد. «سقوط شاهین سیاه» با واکنش خوبی از سوی منتقدا رو به رو شد؛ در چهار رشته نامزد اسکار شد (از جمله بهترین کارگردانی)، که در دو رشته برنده این جایزه شد. فیلم در گیشه هم بسیار موفق بود.

اسکات پس از «سقوط شاهین سیاه» سراغ ساخت اقتباسی سینمایی از رمان «کلاهبردارها» رفت؛ فیلمی جمع و جور با حضور نیکلاس کیج در نقش اصلی. «کلاهبردارها» در سال 2003 اکران شد و با استقبال خوبی از سوی منتقدان مواجه شد؛ فروش فیلم در آمریکا متوسط، اما در اکران جهانی خوب بود. فیلم بعدی اسکات، «قلمرو ملکوت» اثری تاریخی حماسی بود درباره ی صلاح الدین ایوبی و ماجراهای جنگ های صلیبی. بر اساس واکنش های تماشاگران در نمایش آزمایشی فیلم، اسکات مجبور شد برای اکران عمومی، فیلم را کوتاه کند. «قلمرو ملکوت» در سال 2005 اکران شد و اسکات در سال 2006 نسخه ی تدوین کارگردان این فیلم را روی دی وی دی پخش کرد که تقریبا 45 دقیقه طولانی تر از نسخه اکران عمومی بود. در حالی که منتقدان در زمان اکران نظرات متفاوتی نسبت به «قلمرو ملکوت» داشتند، از این نسخه ی جدید بسیار تعریف کردند و آن را یکی از بهترین فیلم های سال 2005 دانستند. «قلمرو ملکوت» علی رغم فروش پایین در آمریکا، توانست نظر مخاطبان اروپایی و آسیایی را به خود جلب کند و در این دو قاره گیشه ی موفقی داشته باشد.


ریدلی اسکات برای پروژه ی بعدی اش دوست داشت فیلمی در جنوب فرانسه بسازد. یکی از همکارانش آثار پیتر میل، نویسنده انگلیسی، را به او پیشنهاد داد که کتاب های پرفروشی نوشته بود که داستانشان غالبا در جنوب فرانسه می گذشت. اما مشکل اینجا بود که این نویسنده علاقه ای به نوشتن فیلمنامه نداشت و در نتیجه، پس از صحبت هایی با اسکات، ترجیح داد رمانی برای او بنویسد و اسکات بر اساس آن فیلم را بسازد. میل رمان «یک سال خوب» را در سال 2004 منتشر کرد و مارک کلین فیلمنامه ای اقتباسی بر اساس آن نوشت. «یک سال خوب» با بازی راسل کرو و ماریون کوتیار در سال 2006 اکران شد و فروش متوسطی داشت، و چندان هم به مذاق منتقدان خوش نیامد.

پس از این فیلم، اسکات ساخت «گنگستر آمریکایی» را آغاز کرد؛ تریلری جنایی که فیلمنامه اش را استیون زیلین بر اساس داستان واقعی یک قاچاقچی هروئین نوشته بود. اسکات در سال 2002 نسخه ای از فیلمنامه را خوانده بود و نسبت به ساخت آن ابراز علاقه کرده بود؛ اما پس از آن که سراغ ساخت پروژه ایی دیگر رفت، کمپانی یونیورسال هم با برایان دی پالما و سپس آنتوان فوکوآ وارد مذاکره شد که با آنها هم به نتیجه نرسید و در نهایت خودِ اسکات در سال 2006 ساخت فیلم را آغاز کرد. او برای نقش اصلی این فیلم دوباره سراغ راسل کرو رفت و دنزل واشنگتن را هم در نقش قاچاقچی هروئین انتخاب کرد. «گنگستر آمریکایی» فروش بسیار بالایی هم در آمریکا و هم در جهان داشت و با واکنش های نسبتا خوبی از سوی منتقدان رو به رو شد. اسکات پس از «گنگستر آمریکایی» فورا سراغ ساخت «مجموعه دروغ ها» بر اساس فیلمنامه ای از ویلیام موناهان («قلمرو ملکوت»، «مرحوم») رفت. کمپانی برادران وارنر از سال 2006 در پی آماده سازی مقدمات ساخت این فیلم اقتباسی بود. اسکات برای این فیلم سراغ لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو رفت. کرو برای چهارمین همکاری اش با اسکات حدود 30 کیلو وزن اضافه کرد. «مجموعه درغ ها» در سال 2008 اکران شد؛ منتقدان استقبال چندانی از فیلم نکردند و فروش آن در آمریکا هم پایین تر از حد انتظار بود.


ریدلی اسکات در سال 2008 ساخت نسخه ای جدید از داستان «رابین هود» را آغاز کرد. کمپانی یونیورسال در سال 2007 فیلمنامه فیلم را خریده بود و پیش از استخدام اسکات، با راسل کرو برای بازی در نقش رابین هود قرارداد بسته بود. «رابین هود» در سال 2010 اکران شد و فروش نسبتا موفقی در گیشه داشت، اما با استقبال خوبی از سوی متقدان رو به رو نشد. چند ماه پس از اکران، در پخش دی وی دی فیلم، نسخه تدوین کارگردان هم قرار داده شد که 15 دقیقه طولانی تر از فیلم اکران شده بود. از سال 2009 و پیش از اکران «رابین هود»، چندین مرتبه صحبت از ساخت مقدمه ای برای فیلم «بیگانه»ی ریدلی اسکات مطرح شد و او هم هربار از علاقه اش به ساخت چنین فیلمی صحبت کرد. در نهایت اسکات در سال 2009 برای ساخت پنجمین قسمت از سری فیلم های «بیگانه» با کمپانی فکس قرن بیستم قرارداد بست، اما کم کم در پروسه ی تولید، داستان آن تغییر کرد و تبدیل به قصه ای کم و بیش مستقل از دنیای «بیگانه» ها شد عنوان «پرومته» برای آن انتخاب شد و به این ترتیب ریدلی اسکات دوباره به دنیایی بازگشت که بسیاری برایش لحظه شماری کرده بودند: دنیای فیلم های علمی-تخیلی و به طور خاص، دنیای «بیگانه»ها. سرانجام «پرومته» اکران شد که در گیشه تقریبا موفق بود و با واکنش تقریبا مثبت منتقدان نیز رو به رو شد.

اسکات در سال 2013 «مشاور» را بر اساس فیلمنامه از کورمک مک کارتی، نویسنده ی رمان «جایی برای پیرمردها نیست» ساخت. برادپیت، مایکل فاسبیندر، خاویر باردم، پنه لوپه کروز  و کامرون دیاز نقش های اصلی این فیلم را بازی کرده اند. «مشاور» چه در گیشه و از سوی منتقدین با استقبال سردی رو به رو شد و جزو فیلم های شکست خورده ی ریدلی اسکات محسوب می شود.

ریدلی اسکات در فیلم بعدی اش «خروج: خدایان و شاهان» بار ذیگر سراغ فیلمی با موضوع تاریخی-حماسی رفت که درباره ی شخصیت هایی است که مورد هجوم عده ای دیگر قرار می گیرند و باید برای بقا بجنگند. این قهرمانانِ گلادیاتورگونه به خاطر ویژگی های خاص فردی شان راه را برای خوانشی جنسیتی کاملاً باز می کنند. این فیلم پرهزینه هم در هر دو جبهه ی تماشاگران و منتقدان با استقبال خوبی رو به نشد تا یک ناکامی دیگر به کارنامه ی اسکات اضافه شود. فیلم در بسیاری از کشورهای مسلمان از جمله کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل مخالفت روحانیون به نمایش عمومی درنیامد. دلیل بسیاری از مخالفت ها چهره ی متفاوتی و کاملاً معمولی و زمینی بود که فیلم از حضرت موسی ارایه می کرد. موسای اسکات هیچ شباهتی با حضرت موسی در قرآن ندارد و این مساله برای بسیاری از مسلمانان که از حضرت موسی به عنوان یکی از پنج پیامبر اولالعزم نام می برند بسیار گران تمام شد و تماشای فیلم را تحریم کردند.


اسکات در آخرین فیلمش «مریخی» (2015) بار دیگر به سراغ موضوعی آشنا رفت، یعنی سفر به فضا. او پس از فیلم پرحاشیه و جنجالی و البته تا حدودی ناموفق قبلی اش، موضوعی را برگزیده بود که هم تجربه ی خوبی در آن زمینه داشت و هم ژانری بود که به خوبی آن را می شناخت. داستان گرفتار شدن یک فضانورد در سیاره ای غیرمسکونی، آنقدر دارای جذابیت است که بارها به اشکال مختلف به فیلم درآمده است. اما اسکات این بار داستان پر و پیمانی را در اختیار داشت، علاوه بر آن ناسا هم همه جوره از این پروژه حمایت می کرد تا فیلم امیدواری های زیادی را برای سازندگانش در بر داشته باشد. اسکات به خوبی می دانست که پس از موفقیت خیره کننده ی «جاذبه» (2013) کار بسیار دشواری پیش روی خودش دارد. از این رو او بر خلاف ساندرا بولاکِ سرگردان در فضای بی انتها، قهرمان فیلمش با بازی مت دیمون را به شکلی دیگر در فضا اما این بار بر روی مریخ تنها به حال خود رها کرد تا این ایده را که اگر انسان بر فرض محال در چنین سیاره ای برای مدتی تنها گرفتار شود چه بر سرش خواهد آمد را به محک آزمایش بگذارد. «مریخی» یک جا تمام ناکامی های دو فیلم قبلی اسکات را جبران کرد. فیلم هم در گیشه بسیار موفق بود و هم با استقبال بسیار خوب منتقدان رو به رو شد. با فرا رسیدن فصل جوایز و نزیدیک شدن اسکار 2016 سیلی از جوایز به سوی اسکات و «مریخی»اش سرازیر شد تا فصلی نوین در کارنامه ی این فیلمساز باتجربه و قدیمی رقم بخورد. «مریخی» با دریافت .... جایزه از گلدن گلاب 2016 خیز بلندی به سوی هفتاد و.... مراسم اسکار برداشته است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...