جیلیان فلین

Gillian Flynn

دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۹:۴۵

  • نویسنده : سارا برنارد
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : تلگراف

پدر و مادرش هر دو معلم دبیرستان بودند؛ پدرش سینما درس می داد و مادرش، خواندن و درک مفاهیم. از همان سنین کودکی تحت تاثیر شرایط فرهنگی خانواده اش، کتاب خواندن و فیلم دیدن را به طوری جدی آغاز کرد؛ آن قدر جدی که در هفت سالگی به تماشای فیلم های «بیگانه» (اورسون ولز)، «روانی» (آلفرد هیچکاک) و «بانی و کلاید» (آرتور پن) نشست! کمی که بزرگ تر شد، همراه با پدرش برای دیدن فیلم های ترسناک به سینما می رفت.


جیلیان در سال 1989 وارد دانشگاه کانزاس شد و در رشته زبان انگلیسی و روزنامه نگاری تحصیل کرد. پس از فارغ التحصیلی، به کالیفرنیا رفت و به مدت دو سال مشغول نوشتن برای یک مجله ی تخصصی تجاری در مورد نیروی انسانی شد. سپس به شیکاگو نقل مکان کرد و به دانشگاه نورث وسترن رفت و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ی روزنامه نگاری گرفت. او ابتدا قصد داشت خبرنگار جنایی شود، اما پس از مدت کمی فهمید که برای انجام این کار زیادی ضعیف است و اصلا استعدادش را ندارد و در نتیجه، تمرکز خود را روی نوشتن گذاشت. پس از مدتی به این نتیجه رسید که برای آدمی با علایق او، یعنی غشق سینما با مدرک روزنامه نگاری، نیویورک بهترین مکان برای پیدا کردن کار مناسب است.

جیلیان فلین در سال 1998 به نیویورک رفت و در مجله "اینترتینمنت ویکلی" استخدام شد و به مدت ده سال برای این هفته نامه در زمینه های مختلف فرهنگی نوشت؛ از گزارش تولید فیلم هایی مثل «ارباب حلقه ها» (برای نوشتن این مطلب به نیوزیلند سفر کرد) تا نوشتن نقد بر برنامه های تلویزیونی. در این دوران، جیلیان وقت آزاد خود را با نوشتن رمان می گذراند که نتیجه اش، انتشار اولین اثرش به نام «اجسام تیز» در سال 2006 بود. این کتاب درباره ی یک قاتل زنجیره ای در میسوری است و خبرنگاری که از شیکاگو به میسوری می رود تا گزارشی از جنایات او تهیه کند. این کتاب چندین جایزه ادبی در آمریکا و انگلستان به دست آورد. "اینترتینمنت" در سال 2008 در پروسه ی تعدیل نیروهای خود، فلین را اخراج کرد.


جیلیان فلین دومین رمان خود، «مکان های تاریک» را در سال 2009 منتشر کرد که با استقبال گسترده ای از سوی خوانندگان و منتقدان ادبی رو به رو شد. داستان این کتاب درباره ی زنی است که دست به تحقیقی گسترده می زند تا بفهمد آیا برادر زندانی اش، واقعا قاتل مادر و دو خواهرشان بوده است یا نه. سه سال پس از انتشار این کتاب، فلین سومین و موفق ترین اثر خود را منتشر کرد: «دختر گمشده». داستان این کتاب هم درباره ی زنی است که در پنجمین سالگرد ازدواجش ناپدید می شود و شوهرش به عنوان اصلی ترین مظنون این پرونده، تحت نظر پلیس قرار می گیرد. این کتاب به مدت هشت هفته در صدر جدول پرفروش ترین کتاب های داستانی "نیویورک نایمز" قرار داشت و تا پایان آن سال بیش از دو میلیون نسخه از آن به فروش رفت. ماجرای اصلی این رمان شباهت زیادی با پرونده ی جنایی اسکات پترسون دارد. این پرونده در سال 2002 در رسانه های آمریکا جنجال و سروصدای زیادی به پا کرد.

کتاب های جیلیان فلین در 28 کشور دنیا منتشر شده اند. برخی منتقدها به خاطر شخصیت های زن ناخوشاید و پریشان احوال آثارش، او را به داشتن نگاهی زن ستیز متهم می کنند. اما فلین خود را فمینیست می نامد و معتقد است فمینیسم به زن ها اجازه داده تا به عنوان شخصیت منفی در ادبیات حضور پیدا کنند: "چیزی که واقعا من را دلسرد می کند این تصور است که زن ها ذاتاً خوب و حامی هستند... هنوز واکنش منفی جدی ای وجود دارد نسبت به این ایده که زن ها می توانند عملا شرور، بد و خودخواه باشند".


منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...