- گردآوری و ترجمه : مجید کریمی
الیزابت
تایلور در جوانی و در اوج دوران بازیگری اش چهره ای معصوم و در عین حال
فریبنده داشت. بیشتر شهرتش نه تنها به واسطه بازیگری رقم خورد بلکه زندگی
خصوصی خبرساز او و ازدواج هایی که انجام داد نیز بر
آن افزودند. تایلور از مظاهر درخشش و طلسم هالیوودی به شمار می آید، او
جزء معدود ستارگان دوران خودش بود که توانست در سال های آخر زندگی هنوز هم
خود را در صدر عناوین اخبار سینمایی قرار دهد. او در سال 1932 از یک پدر و
مادر آمریکایی تبار در انگلیس به دنیا آمد. در اواخر دهه ی 30 میلادی و با
شعله ور شدن آتش جنگ جهانی دوم آنها به آمریکا بازگشتند. در همان دوران
کودکی چهره ایی منحصر به فردی داشت. همین امر باعث شد دوستان و آشنایان
والدینش را ترغیب کنند تا او را به هالیوود ببرند. او در 10 سالگی به
هالیوود رفت و در استودیوی یونیورسال از او یک تست بازیگری گرفته شد. او
برای بازی در فیلم «هر دقیقه یکی متولد می شود» انتخاب شده و در آن به
ایفای نقش پرداخت. کمپانی که از او خوششان نیامده بود او را کنار گذاشتند.
استودیوی ام جی ام او را کشف کرد و می توان گفت که این کمپانی بود که
الیزابت تایلور را به یک ستاره جوان تبدیل کرد.
فیلم دوم او «لاسی به خانه برگرد» بود. در این فیلم او با رودی مک دوال هم بازی شد. این فیلم برای آن دو یک دوستی مادام العمر رقم زد. تایلور در دو فیلم دیگر نیز نقش های فرعی را بازی کرد. فیلم مهم او در این دوره زمانی «مخمل ملی» بود که با فروش بالایی که در گیشه داشت توانست او را به عنوان یک ستاره جوان به مردم معرفی کند. استودیوی ام جی ام از این فرصت استفاده کرده و فورا برای او چند فیلم با شخصیت های نوجوان و جوان پیدا کرد، از جمله مهم ترین این فیلم ها «زندگی با پدر» محصول سال 1947 و «زنان کوچک» محصول 1949 را می توان نام برد. کم کم با بالا رفتن سنش او از پذیرفتن نقش های یک دختر نوجوان خودداری کرده و بیشتر نقش های یک زن جوان را می پذیرفت، نقش هایی که معمولا خیلی بیشتر از سن واقعی اش بودند. او به موازات این نقش ها در فیلم «پدر عروس» در نقش دختر جوانی ظاهر شد که در آستانه ازدواج است. این فیلم نیز فروش بالایی داشت و بازی او بسیار تحسین شد. اولین فیلمی که رسما به عنوان یک زن بالغ در آن بازی کرد درام «مکانی در آفتاب» (1951) به کارگردانی جورج اسیونس بود. او در فیلم نقش دختر فریبنده ی ثروتمندی را بازی می کند که مونتگمری کلیفت برای با او بودن دوست دختر باردارش (شِلی وینترز) را به قتل می رساند. فیلم از بزرگترین فیلم های کلاسیک رقم خورده است و از بازی تایلور در فیلم جزو بهترین بازی های دوران بازیگری اش یاد می شود.
تایلور که به دنبال ارتقاء محبوبیت و شهرتش بود در سال 1952 با دانا اندروز و پیتر فینچ همراه شد تا در فیلم «منطقه فیل ها» به کارگردانی ویلیام دیترله بازی کند. نقش او را قرار بود ویوین لی ستاره ی سرشناس «بر باد رفته» بازی کند که به علت رنجی که از شکست عشقی اخیرش می برد به تایلور رسید. در دهه 50 تایلور بهترین دوران بازیگری اش را پشت سر می گذاشت. هرچه که فیلم های بیشتری بازی می کرد بر شهرتش افزوده می شد. او در سال 1950 با هتل دار معروف، کنراد هیلتون، ازدواج کرد که این ازدواج به سالگرد خود نرسید و تایلور از او جدا شد. در سال 1952 با بازیگر انگلیسی مایکل ویلدینگ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو پسر بود. این ازدواج هم به علت رابطه ایی که تایلور با مایکل تاد (تهیه کننده هالیوودی) که تنها یک فیلم بلند در کارنامه ی خود دارد و آن هم «دور دنیا در 80 روز» است. فیلمی که برای او اسکار بهترین فیلم را به همراه داشت با طلاق سال 1957 به اتمام رسید. او سپس با مایکل تاد ازدواج کرد. تا چندین سال خبر های زندگی خصوصی او سر تیتر بسیاری از خبرگزاری ها بود. در سال 1956 با جیمز دین در فیلم «غول» هم بازی شد و یک سال بعد اولین نامزدی اسکار خود برای «منطقه رینتری» یا «رینتری کانتری» نصیبش شد. همچنان بازی در دو فیلم «گربه روی شیروانی داغ» و «ناگهان تابستان گذشته» که فیلمنامه هر دو بر اساس نمایشنامه های تنسی ویلیامز نوشته شده بود، برایش نامزدی اسکار را رقم زدند.
مایکل تاد که در سال 57 با تایلور ازدواج کرده بود و دارای یک دختر بودند به علت سانحه هوایی درگذشت و تایلور را در اوج شهرتش تنها گذاشت. پس از بیوه شدنش به علت رابطه ای که با ادی فیشر (همسر وقت دبی رینولدز) باعث جدایی او از همسرش شد. او و فیشر در سال 1960 در فیلم «باترفیلد 8» هم بازی شدند. اگرچه بازی او در فیلم مورد قبول مخاطبین و منتقدین واقع شد و حتی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن (اولین اسکارش) را نیز برایش به همراه داشت اما اکثریت متفق القول بر این باورند که بازی او نسبت به دهه ی 50 افت داشته است .
پس از این فیلم کمپانی فاکس نقش ملکه کلئوپاترا را به وی پیشنهاد کردند، تایلور که نمی خواست نقش را بپذیرد به آنها گفت در صورتی که یک میلیون دلار به او دستمزد دهند حاضر به قبول نقش می شود. در کمال ناباوری کمپانی پیشنهاد تایلور را پذیرفت. او اولین زنی است که در تاریخ سینما دستمزد بالای یک میلیون دلار برای فیلمی گرفته است. بعد از دردسرهای فراوان برای انتخاب سایر بازیگران و محل فیلمبرداری نقش شخصیت مارک آنتونی به ریچارد برتون انگلیسی رسید و در ادامه جفت بازیگری خوبی از آنها به نمایش گذاشته شد. هزینه های سنگین فیلم که نزدیک بود کمپانی را به سمت ورشکستگی بکشاند با اکران دو سال بعد «آوای موسیقی» (در ایران «اشکها و لبخند ها») جبران شد و برتون و تایلور در سال 64 با هم ازدواج کردند. بعد از دو فیلم موفق در گیشه با نام های «افراد مهم» (1963) و «یلوه» (1965) که نتوانست استعداد درونی آن ها را تمام و کمال به نمایش بگذارد مایک نیکولز کارگردان توانست یکی از بهترین بازی های هر دو بازیگر را در یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما به کار بگیرد. «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» که اقتباس ارنست لمن فیلمنامه نویس از نمایشنامه ی ادوارد آلبی است برای هر دوی آنها نامزدی اسکار را به ارمغان آورد اما تنها تایلور برنده ی دومین و آخرین اسکار زندگی اش شد. تایلور و برتون باز هم در چند فیلم همبازی شدند. در سال 1967 در فیلم «رام کردن زن سرکِش» اگرچه فیلم خوبی از آب در آمد اما قابل مقایسه با «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» نبود. زندگی مشترک تایلور و برتون هم با ثمره ی یک دختر در سال 1974 به عمر خود پایان داد.
تایلور در سال 1976 با سناتور جان وارنر ازدواج کرد و از آن به بعد با سینما فاصله گرفته و بیشتر در سریال های تلویزیونی ظاهر می شد. در همان دهه ی هشتاد به دلیل عدم رضایت از زندگی اش به مشروبات الکلی و پرخوری عصبی روی آورد به گونه ای که باعث بستری شدنش در بیمارستان شد. او در سال 2004 با تشخیص بیماری نارسایی احتقانی قلب تحت نظر پزشکان بود.
وی سرانجام صبح روز چهارشنبه 23 مارس 2011 بر اثر وخیم شدن بیماری اش (نارسایی احتقانی قلب Conjestive Heart Failure)
در لوس آنجلس فوت کرد. وی در چند هفته ی آخر را در بیمارستان بستری بود، در
حالی که هفتاد و نهمین سالگرد تولدش را در 27 فوریه (همزمان با اعطای جوایز
اسکار امسال) با دوستان و خانواده اش در بیمارستان Cedars-Sinai جشن گرفته بود. دو دختر و دو پسرش در هنگام مرگ در کنارش حضور داشتند.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...