استن لی

Stan Lee

یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۷

  • نویسنده : سارا برکلی
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : فیلم کامنت

استن لی، فرزند زن و شوهر مهاجری اهل رومانی بود که ساکن منهتن نیویورک بودند. پس مسلما با تمام وجودش تلخی های زندگی به عنوان بیگانه ای مطرود را لمس کرده بود. یهودی بودن و مهاجر بودن در واقع به معنای بیگانگی مضاعفی است. بازتاب های این بیگانگی و تنهایی و انزوای حاصل از آن را می توان به وضوح در کارهای لی یافت، و شاید بیشتر از همه در «مردان ایکس» که ابرقهرمانان / جهش یافتگان پرشمارش به احتمال زیاد بیشتر از هر ابرقهرمان دیگری درگیر تجربه ی بیگانگی با جمع و طر شدن از سوی جامعه بوده اند. «مردان ایکس» حاصل همکاری لی و جک کربی به عنوان طراح تصاویر و نویسنده ی همکار بود. مساله بیگانگی و انگشت نما شدن برای کربی هم تجربه ای کاملا ملموس بود چون مثل لی فرزند خانواده یهودی مهاجری بود با این تفاوت که که خانواده او از اتریش مهاجرت کرده بودند. در دنیای «مردان ایکس» برخورد دشمنانه از سطح اجتماع هم فراتر می رود و در قالب خصومت سازمان یافته ی دولتی یا نهادهای وابسته به دولت جلوه گر می شود و جنگ های خونینی را میان جهش یافتگان و انسان های معمولی به بار می آورد. آفریدن «مردان ایکس» برای لی و کربی احتمالا بیشتر از هر اثر دیگرشان تجربه ای عمیقا کاتارتیک (پالاینده) بوده است. آنها در وجود جهش یافتگانی مثل پروفسور ایکس، وجه صلح طلب و اهل مدارای نه تنها درون خودشان بلکه روح مهاجر یهودی را متجلی می کردند ولی قطعا اریک لنشر (مگنیتو) نیز تجسم تند و تیز خشمگینانه ترین و پرنفرت ترین وجوه این روح جمعی بود. تردید و سرگردانی عذاب آلود بین دو قطب مدارا و دشمنی نیز به بهترین شکل در وجود ولورین (لوگان) متجلی شده است.



داستان های مصور ابرقهرمانی لی و کربی شاید از جنبه های مختلف حتی نقیض و و برابرنهاد تمام عیار آثار فرانتس کافکا که او نیز یهودی بود به نظر برسند، ولی آثار لی-کربی و آثار کافکا برخی از کهن الگوهای حاکم بر ناهوشیاری جمعی قوم یهود را به شکل تاثیرگذاری در خود متجلی کرده اند. آیا آنچه بر سر قهرمان تیره روز نوولای «مسخ» کافکا می آید به نوعی همتای جهش ژنتیک نیست که در دنیای «مردان ایکس» مرز میان انسان ها و جهش یافتگان را ترسیم می کند؟ در دنیای «مردان ایکس» هم بعضی جهش ها صرفا دست و پا گیر و مایه دردسرند بی آن که به راستی توان خارق العاده ای را به فرد ببخشند. شاید هم این فقط ظاهر قضیه باشد و گرگوار همف مثل بعضی از شخصیت های جهش یافته ی «مردان ایکس»، در صورت پذیرفتن جهش اش و و کنار آمدن با آن به عنوان حقیقتی شخصی و گریزناپذیر می توانست توانایی های خارق العاده ای در درونش کشف کند! علاوه بر آن، حس ناامنی و تشویش مداومی در دنیای شخصیت های کافکا و در درون شان هست چون زیر سایه ی همیشه حاضر نهادهای قانونی سر می کنند که ظاهرا جز عقوبت بی دلیل وظیفه دیگری برای خود متصور نیستند. این احساس همان چیزی است که زندگی بسیار ی از جهش یافتگان دنیای «مردان ایکس» را زهرآلود می کند.



یکی از عوامل اصلی موفقیت لی و کربی این است که حتی در مختصات شخصیتی ابرانسان هایسان هم اغلب کفه ی "انسان" سنگین تر است تا "ابَر". ابرقهرمانان این دو واقعی تر و پیچیده ترند و فاصله زیادی با ابرقهرمانان آرمانی و به لحاظ شخصیتی بی عیب و نقصِ پیش از خودشان دارند. آنها نه تنها با با عارضه های روحی و عاطفی کاملا انسانی مثل ملال، لفسردگی، غرور، نگرانی و از این قبیل سروکله می زندد بلکه ممکن است دچار بیماری های جسمانی هم بشوند. علاوه بر همه ی اینها ابرقهرمانانی توسط لی و کربی خلق شدند که برای اولین بار به روال معمول، مساله ی درآمد و گذران زندگی در مورد آنها بدیهی فرض نمی شود. پیش از آن ابرقهرمان، جوری تصویر می شد که انگار نیازی به کسب درآمد ندارند. همه این مختصات تازه که شمایل بی عیب و نقص ولی تصنعی ابرقهرمان را با نگاهی ناتورالیستی تبدیل به چیز تازه ای کردند در عین حال این داستان های مصور را در میان مخطبانی با مختصات سنی و فرهنگی تازه محبوب کردند.

لی که روزگاری با نوشتن آگهی های درگذشت مطبوعاتی گذران می کرد یک بار در مصاحبه ای در پاسخ به این پرسش که برای آگهی درگذشت خودش چه متنی را می پسندد، گفت: "وقتی مُردی دیگر کارت تمام شده. هیچ فکری درباره آگهی فوتم ندارم... دخترم می داند کی هستم و فقط همین برای من مهم است."



اما با در نظر گرفتن این که داستان های مصور را بسیاری حکایت های اسطوره ای دوران ما تلقی می کنند و ابرقهرمانان این داستان ها را هم اسطوره های دنیای نو و همتایان خدایان و نیمه خدایان در اساطیر کهن به حساب می آورند اگر قرار می شد من آگهی درگذشت است لی را بنویسم احتمالا چیزی در این مایه های از کار در می آمد: "اسطوره ساخت و اسطوره شد" یا "آنقدر اسطوره آفرید تا خودش هم اسطوره شد". به نظرتان چطور است؟ ممکن است به عنوان نویسنده آگهی های درگذشت استخدامم کنند؟

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...