به من توهین می شود؛ پس هستم!

سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱:۶


مجموعه تلویزیونی «در حاشیه» بار دیگر حاشیه هایی آفرید. تماشای دقیقه هایی از این سریال که مشکلات جدی آثار اخیر مدیری (از جمله تکرار شوخی هایی مکرر در ریتمی ملال آور) دارد، کفایت می کرد تا از خیر دیدنِ کل آن بگذرم. اما این یادداشت نقد برنامه ای تلویزیونی نیست، بلکه اشاره به آسیبی فرهنگی/اجتماعی است که در میان تعداد زیادی از مردم ما به ویژه در قالب های گروهیِ قومی و صنفی و ایدئولوژیک در مواجهه با سینما و تلویزیون (و البته مواردی دیگر همچون کاریکاتور و مقاله و اظهارنظر و...) وجود دارد: آفت تعمیم دهی از یک سو و اشتیاق توهین پینداری از سوی دیگر. متاسفم که بهانه ی اشاره به چنین بیماری اجتماعی ای، سریالی ضعیف است، اما هرچقدر هم اثر مدیری نازل و پیش پاافتاده باشد، غائله های اعتراض و شکایت گروه هایی از پزشکان (و اخیرا وکیلان) به مراتب مبتذل تر است.


موارد پرشماری در پیشینه های تاریخ، فرهنگ و حکومت و اقتصاد و باورهای اجتماعی دست به دست هم داده تا در بسیاری از پیکره های گروهی جامعه ی ما، تشخص هویتی نه با اثبات و ایجاب، بلکه با توهم توهین شدگی و مورد تهاجم واقع شدن اعتبار پیدا کند. بسیاری از مردمان و حتی گروه های مرجع ایشان، ناخواسته میل فراوان دارند از طرف جایی به آنها توهین شود و سپس با فریاد تظلم خواهی و اعتراض علیه آن توهین، مراتب اعتباری و هویتی خود را به اثبات برسانند. بسیاری از ما در به در به دنبال این هستیم که اثبات کنیم کسی به ما و هنجارها و منافع گروهی مان توهین یا حمله کرده است؛ آنگاه با نمایش تورم رگ گردن، حمیت گروهی خود را فریاد می زنیم و خیال مان راحت می شود که چقدر مهم هستیم. تعصب، خودبرتربینی، عدم اعتماد به نفس، فقدان اعتماد اجتماعی و از همه مهم تر ضعف شدید در بینش اجتماعی و فرهنگی، به این جریان منحط بیشتر دامن زده است. گمان نبریم که در جریان غائله ی اخیر، چون بخشی از پزشکان معترض بوده اند، پس موضوع به علم و دانش و بینش مربوط است. تخصص یک پزشک، در همان محدوده های بیولوژیک معتبر است و هرگز منجر به اعتبار در زمینه های دیگر همچون بینشِ درست اجتماعی یا تشخیص مراتب متعالی فرهنگی نمی شود؛ مگر آن که شاخه های دیگری غیر از تخصص آکادمیکش را به شکل جدی دنبال کرده باشد. نگارنده در میان آشنایانش، دکترها و مهندس هایی بسیار باسواد را سراغ دارد که از ساحت هنر، کم ترین بهره ی ذائقه ای و سلیقه ای را برده اند و درک بصری و ذوق هنری شان، سقفی همچون «حریم سلطان»، «ویکتوریا» و «فاطما گل» دارد و بینش اجتماعی و سیاسی شان هم در همان حد "کار، کارِ اینگیلیسیاست" خلاصه می شود. این که برخی پزشکان خود را گروه برتر جامعه می انگارند، با همین اعتراض های نازل که حاکی از فقدان تشخیص شان در تفاوت جزء و کل و مثال و نماد و نمود و طنز و شوخی و... است، نشان داده اند به مراتب از مثلا صنف کارمندان که بارها در کارهای همین مهران مدیری مورد شوخی های گزنده تر قرار گرفته اند، بینش اجتماعی نازل تری دارند. درک هنری، ربط چندانی به شغل و سواد و شان و منزلت ندارد و از این حیث، پزشک و معلم و کاسب و رفتگر و سیاستمدار و روحانی و نقاش ساختمان، کم و بیش مساوی اند؛ مگر خودشان به واسطه ی مطالعه و علاقه های شخصی در افزایش درک شان کوشیده باشند.


به نظر می رسد به جای آن که به شکل مصداقی از سریال یا فیلم یا داستان یا تئاتری بخواهیم به هزار قسم و آیه دفاع کنیم که درصدد توهین به کسی نبوده، متولیان اجتماعی و فرهنگی در درمان این بیماری اجتماعی باید کوشش بیشتری نشان دهند. این قصه، هم عقبه ی پررنگی دارد و هم سری دراز، و متعلق به دیروز و امروز نیست و باز هم به کم ترین توهین یابی ای، در آینده تکرار خواهد شد.

بیشتر بخوانیم: «در حاشیه» (1393)

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اویتسا افشارطوس
  •  6
  • |
  •  13
  • |

    جناب دانش، این قصه سر درازی دارد. در این کشور دیواری کوتاه تر از هنر و هنرمندان وجود ندارد.

    بیژن شعبان پور
    •  16
    • |
    •  10
    • |

      کسی نمیگه انتقاد نباشه یا طنز و شوخی نباشه. اما توهین اون هم به این شکل؟ البته الان دیگه چند وقتیه از نمایش "در حاشیه" گذشته اما شکل پرداختن مهران مدیری به پزشکان کمی از روی غرض و دشمنی بود. انگاری میخواست خودش رو یکجوری خالی کنه. یک مشکلی داره این اقا بایستی در قالب این سریال مطرح میکرد. این مساله اصلا برای من مهم نبود و نیست اما وقتی از تلویزیون که به اصلاح رسانه ی ملی هستش پخش میشه آدم احساس میکه قصد و غرضی در پشت ماجراست. بگذریم. الان دیگه این ماجرا فراموش شده. فقط خواستم نوشته آقای دانش رو جوابی داده باشم.

      اشکان آتشکار
      •  9
      • |
      •  23
      • |

        این اعتراض و جنجال ها اون هم توی موقعیتی که مردم به کمی شادی و خنده نیاز دارن واقعا مبتذل و چیپ و تاسف اور بود. بعدشم همین آدمها نِق می زنند که چرا انتقاد نیست و چرا و چرا و چرا.

        محمدرضا دیبا
        •  10
        • |
        •  23
        • |

          من از قسمت سوم «در حاشیه» از خیر تماشای اون گذشته بودم اما این جاروجنجال بی معنی آقایون پزشکان باز مجبورمون کرد بشینیم پای تلویزیون. خداییش خیلی ها دیگه نمی خواستن «در حاشیه» رو ببین اما امان از این همه بی ظرفیتی و این همه...!

          ماریا فروزان
          •  31
          • |
          •  17
          • |

            جناب دانش عزیز دست اندرکاران برنامه و مدیران سیما می بایست در کنار انتقادات - انتقاد که چه عرض کنم بگو توهین- کمی هم به مشکلات فرهنگی خود بیماران و مردم در برخورد با پزشکان می پرداختند. در این صورت عدالت رعایت می شد و هیچ اعتراضی هم شکل نمی گرفت.

            بردیا زمانی
            •  11
            • |
            •  35
            • |

              کاملا درسته. این که سواد تحصیلی و مدرک دانشگاهی با سواد و شعور اجتماعی و فرهنگی فصله بسیار داره موردی هست که جامعه ما - اغلب از سوی همان دکترها و مهندس ها - در درک آن سخت از خود مقاومت نشان می دهند.

              فرهاد بهرامی
              •  12
              • |
              •  44
              • |

                این خودبرتربینی بعضی ها عجب معضل اجتماعی شده. من که "در حاشیه" رو دوست نداشتم. ولی رفتاری هم که به اسم اعتراض دیدیم اصلا جالب نبود.

                مهدی کمپانی
                •  10
                • |
                •  49
                • |

                  خیلی خوب بود، خیلی خوب. با تک تک جملات اقای دانش موافقم.