جشنواره فیلم کن 2014

کن، قطاری که پیش می رود

یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰

  • گردآوری و ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : هالیوود ریپورتر / گاردین

شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن از 14 مه (چهارشنبه) با نمایش فیلم «گریس از موناکو» ساخته اولیویه دان آغاز شد.

چهارشنبه صبح هنگام اولین نمایش رسانه‌ای «گریس از موناکو» - که درباره گریس کلی بازیگر هالیوود که بعدها پرنسس موناکو شد - در لحظه‌هایی صدای خنده شنیده می‌شد. نیکول کیدمن در این فیلم به کارگردانی اولیویه دان نقش کلی را بازی می‌کند. داستان «گریس از موناکو» در دهه 1960 روی می‌دهد و بر اولین سالهای زندگی کلی در موناکو متمرکز است، زمانی که با پیشنهادی از سوی آلفرد هیچکاک وسوسه شد به هالیوود بازگردد. تیم راث در این فیلم نقش پرنس رنیه سوم همسر کلی را بازی می‌کند. فرانک لانجلا، پارکر پوسی، جین بالیبار، درک جاکوبی و پاز وِگا از دیگر بازیگران «گریس از موناکو» هستند.  

فینولا هالیگان نویسنده اسکرین دیلی در نقد خود از «گریس از موناکو» به عنوان فیلمی یاد کرد که "به شکلی حیرت‌آور درباره آن قضاوت نادرست شده" و اینکه: "این فیلم یک پودینگ اروپایی/سلطنتی کوچک است که به شکلی ناشیانه از حومه منطقه «تعطیلات رمی» سر درآورده است." هالیگان اینگونه ادامه می دهد: "در همان حال که گریس کلی، ستاره بازنشسته هالیوود می‌کوشد به عنوان پرنسس موناکو به زندگی خود معنا و مفهومی بدهد، کیدمن سرسختانه بهترین راهها را در پیش می‌گیرد، اما این پروژه با وجود حضور کارگردانی چون اولیویه دان که فیلم «زندگی به رنگ صورتی» را در کارنامه خود دارد، در مجموع یک برداشت ضعیف به شمار می رود."

استیفن دالتون منتقد هالیوود ریپورتر نیز دیدگاهی مشابه دارد. به اعتقاد او «گریس از موناکو» یک کار خشک، بی روح و مبالغه‌آمیز است که جنبه دراماتیک آن خارج از پرده بیش از روی پرده است. او در ادامه می نویسد: "آیا می‌توان از روی چنین موضوع غنی، باشکوه و البته زنانه فیلمی ملال‌آور ساخت؟ «گریس از موناکو» نشان می‌دهد می‌توان این کار را انجام داد. ضمنا، اینکه دان تقریبا تمام هدف‌ها را از دست داده و در ادامه تقریبا تمام فرصت‌ها را هدر می‌دهد."

خانواده سلطنتی موناکو هم از «گریس از موناکو» انتقاد کرده است. پرنسس استفانی از موناکو گفت این فیلم تصویری غلط از پدر و مادرش ارائه داده است.

کیدمن نیز در نشست مطبوعاتی «گریس از موناکو» که ساعاتی پیش از اولین نمایش رسمی این فیلم در کاخ جشنواره به عنوان فیلم افتتاحیه، برگزار شد، به نارضایتی خانواده سلطنتی موناکو اشاره کرد و گفت: "بدیهی است که غمگینم، چون فیلم نگاهی از روی کینه‌توزی به این خانواده بخصوص گریس و رنیه ندارد." او افزود: "اگر آنها فیلم را کامل دیده بودند متوجه علاقه زیاد ما به پدر و مادرشان می‌شدند."  
بازیگر 46 ساله استرالیایی سال گذشته یکی از داوران بخش مسابقه اصلی جشنواره کن بود و سال 2012 هم در این رویداد سینمایی حضور داشت. او سومین حضور پیاپی در کن را "شگفت‌انگیز" دانست. «گریس از موناکو» در افتتاحیه جشنواره کن امسال در بخش خارج از مسابقه روی پرده رفت.
بر اساس با گزارش‌های منتشر شده، دان درمورد نسخه نهایی فیلم با شرکت واینستین که آن را در آمریکای شمالی پخش می‌کند، اختلاف نظر داشت. با این حال، کارگردان فرانسوی در نشست مطبوعاتی، ادامه اختلافات خود با هاروی واینستین تهیه‌کننده «گریس از موناکو» را رد کرد و گفت دیگر با او مشکلی ندارد.
دان گفت: "فقط یک نسخه وجود خواهد داشت و هاروی همان نسخه را پخش می‌کند. اگر قرار باشد تغییری در فیلم  صورت گیرد، با اتفاق یکدیگر این کار را انجام خواهیم داد.» او همچنین پذیرفت که بعضی صحنه‌های فیلم در زندگی واقعی اتفاق نیفتاده است که سفر هیچکاک به موناکو و دیدار با کلی یکی از آنهاست.
کیدمن گفت: "هیچکاک خودش به موناکو نرفت، اما بازی در فیلم «مارنی» را به کلی پیشنهاد داد که او این پیشنهاد را نپذیرفت." بر اساس آنچه که در فیلم به نمایش درآمده، گریس کلی بسیار وسوسه شده بود تا به هالیوود برگردد، اما در نهایت تصمیم گرفت تا در کنار همسرش بماند و به وظایف خود به عنوان پرنسس موناکو عمل کند."
کلی پیش از سفر به موناکو با تعدادی از بزرگان دنیای فیلمسازی مانند هیچاک، جان فورد و فرد زینه‌مان کار کرده بود و در 1955 برای «دختر روستایی» برنده اسکار بهترین بازیگر زن شده بود.

در دومین روز برگزاری شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن دو فیلم در بخش مسابقه اصلی روی پرده رفت.

فیلم بریتانیایی «آقای ترنر» به کارگردانی مایک لی، پنجشنبه در اولین روز نمایش فیلم‌های بخش مسابقه اصلی این دوره جشنواره کن، روی پرده رفت و به خاطر ارائه یک تصویر شاداب از جی. ام. دبلیو ترنر، نقاش عذاب‌دیده بریتانیایی با استقبال پرشور منتقدان روبرو شد. تیموتی اسپال بازیگر نقش‌های مکمل که بیش از همه برای نقش پیتر پتیگرو در فیلم‌های «هری پاتر» و وینستون چرچیل در فیلم «سخنرانی پادشاه» (2010) شهرت دارد، در این فیلم زندگینامه‌ای به نقش ترنر حضوری تماشایی دارد.

منتقدان گاردین و تایم اوت لندن، هر دو به «آقای ترنر»‌ پنج ستاره داده‌اند و فیلم جدید کارگردان «رازها و دروغ‌ها» و ورا دریک» را "فوق‌العاده" خوانده‌اند. جک کچام نویسنده ورایتی نیز این فیلم تاریخی را "بسیار استادانه و به لحاظ سینمایی در اوج کمال" نامید و نایجل اسمیت از ایندی‌وایر، نقش‌آفرینی‌ها را "باشکوه" دانست.

«آقای ترنر» مسیر زندگی جوزف مالورد ویلیام ترنر، نقاش منظره و نابغه سنت‌شکن را دنبال می‌کند که تصاویر خود از آسمان‌های تهدیدآمیز و دریاهای توفانی را با زندگی شخصی پرآشوبش می‌آمیخت. وقتی فیلم شروع می‌شود، ترنر یکی از ستاره‌های هنری اوایل قرن نوزدهم است که با پدر بیمارش در لندن زندگی می‌کند، مردی که رفتاری تحقیرآمیز با زنها دارد. ترنر پس از مرگ پدرش دچار افسردگی می‌شود، اما آشنایی با زنی مهربان به نام خانم بوت به زندگی او شکل دیگری می‌دهد. خانم بوث گرمایی به زندگی ترنر می‌بخشد که مادرش در دوران کودکی از او دریغ کرد. در ادامه تغییرات شدید عصر ویکتوریا باعث شگفتی ترنر می‌شود. او در نهایت در 1851 در 76 سالگی درگذشت.

اسپال در نشست مطبوعاتی «آقای ترنر» گفت: "دو سال پیش از آغاز فیلمبرداری، تمرین نقاشی می‌کردم و در نهایت تحقیقات گسترده‌‌ من را به این نتیجه رساند که ترنر "مرد رازها" است. او افزود: "چیزی که باعث شده ما دو تا کاملا به هم بیاییم این است که ترنر یک مرد قدکوتاه چاق با چهره بامزه بود. من هم همین طور هستم!" اسپال ادامه داد: "از نظر من آنچه فیلم را فوق‌العاده را می‌کند این است که نشان می‌دهد بیشتر نوابغ، عجیب و غیرعادی هستند. آنها با خودشان درگیرند."

لی که سال 1996 برای «رازها و دروغ‌ها» برنده جایزه نخل طلای جشنواره کن شد، امسال برای دریافت جایزه اصلی با 17 فیلمساز دیگر رقابت می‌کند که کن لوچ، فیلمساز هم‌وطنش یکی از آنهاست. لی گفت حس تحسین او نسبت به ترنر و علاقه‌اش به ارائه تصویری چندبعدی از او، زمینه‌ساز تولید «آقای ترنر» شد. او به خبرنگاران گفت: "ترنر قطعا یک هنرمند بزرگ و یکی از بهترین نقاشان تاریخ است، یک نقاش واقعا بزرگ، رادیکال و انقلابی." لی تایید کرد ترنر را یک فرصت خوب برای ساخت یک فیلم مسحورکننده می‌دانست.

لی که بیش از 40 سال است در دنیای سینما فعالیت می‌کند، در 2004 برای «ورا دریک» جایزه شیر طلای جشنواره ونیز را دریافت کرد. «بی‌غم» به کارگردانی او سال 2008 در بخش مسابقه جشنواره برلین به نمایش درآمد و جایزه بهترین بازیگر زن را برای سالی هاوکینز ستاره فیلم به همراه داشت. او برای فیلم‌های «رازها و دروغ‌ها»، «واژگون»، «ورا دریک»، «بی‌غم» و «سال دیگر» در مجموع هفت بار نامزد اسکار بوده است.

روز پنجشنبه همچنین فیلم فرانسوی «تیمبوکتو» به کارگردانی عبدالرحمان سیساکو در بخش مسابقه اصلی به نمایش درآمد. این فیلم درباره دردسرهای یک زوج مسلمان در شمال مالی است. سیساکو کارگردان متولد موریتانی که در مالی بزرگ شده، سال 2006 با فیلم «Bamako» در کن حضور داشت.

 فیلم بلژیکی «دو روز، یک شب» به کارگردانی لوک و ژان پیر داردن در بخش مسابقه اصلی شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن روی پرده رفت و با استقبال پرشور منتقدان روبرو شد.
ماریون کوتیار بازیگر فرانسوی برنده اسکار در این فیلم نقش مادری را بازی می‌کند که چیزی نمانده شغل خود را از دست بدهد. «دو روز، یک شب» را لوک و ژان پیر داردن کارگردانی کرده‌اند که یکی از چهره‌های ثابت جشنواره کن هستند. آنها پیش از این برای «رُزِتا» (1999) و «کودک» (2005) دو بار برنده نخل طلای کن شده‌اند. برادران داردن همچنین برای «سکوت لورنا» جایزه بهترین فیلمنامه را از این جشنواره گرفتند و برای «پسری با دوچرخه» جایزه بزرگ هیئت داوران را به خانه بردند.

فیلم جدید برادران داردن درباره آدم‌هایی از طبقه متوسط جامعه است که در خطر فقر هستند. با این حال، روز سه‌شنبه آنچه از فضای نشست مطبوعاتی «دو روز، یک شب» استنباط می‌شد این بود که دیدن فیلم، حسی خوب در تماشاگران ایجاد کرده است.

پیتر برادشاو در گاردین نوشت: "ماریون کوتیار، بازیگر محبوب کن با لوک و ژان پی‌یر داردن، چهره‌های آشنای جشنواره همراه شده و نتیجه کار یک درام بسیار قوی و چشمگیر است."

لوک داردن گفت فیلم او و برادرش نشان می‌دهد ارتباط شخصی ساندرا، مادر جوان و آشفته فیلم - که تازه از افسردگی رهایی پیدا کرده، اما بحران جدید می‌تواند بیماری او را برگرداند - با همکارانش می‌تواند جنبه دیگر شخصیت آدم‌ها را به نمایش بگذارد. ساندرا در تعطیلات آخر هفته تک‌تک سراغ همکاران خود در کارخانه می‌رود و از آنها می‌خواهد از پاداش خود بگذرند تا او کارش را از دست ندهد. لوک داردن با اشاره به شرایط این آدم‌ها گفت: "در این موقعیت، نشان دادن همبستگی کار ساده‌ای نبود، چرا که کارگران کارخانه درآمد خوبی ندارند." او ادامه داد: "همبستگی یک جور تعهد اخلاقی است و بر مبنای یک تصمیم اخلاقی شکل می‌گیرد."
این روزها دیدن همبستگی آدم‌ها مشابه آنچه در دهه 1960 زمینه‌ساز جنبش‌های اجتماعی بود، سخت است. با این حال، لوک داردن گفت: "فکر می‌کنم هنوز آدم‌هایی مشابه آنهایی که در فیلم می‌بینیم، وجود دارند، آدم‌هایی که همبستگی را نشان می‌دهند. خط داستانی فیلم همین مسئله است."
کوتیار که برای بازی در نقش ادیت پیاف در فیلم «زندگی به رنگ صورتی» (2007) برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد، گفت چالش بازی در نقش شخصیت ساندرا - که می‌تواند نظر مساعد بعضی از همکاران خود را جلب کند و در عین حال با تهدید تعدادی دیگر از آن‌ها روبرو می‌شود - برایش لذت‌بخش بود. او گفت: "واقعا تحت تاثیر آدم‌هایی قرار گرفتم که با وجود شرایط خاص و با وجود نقص‌ها، با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند. با کندو‌کاو در روح این آدم‌ها خیلی چیزها درباره شرایط انسانی یاد گرفتم."

فیلم ژاپنی «آب راکد» ساخته نائومی کاواسه یکی دیگر فیلم های به نمایش درآمده در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن بود.

طبیعت و بخصوص قدرت یک توفان شدید که تهدیدی برای جزیره کوچک آمامی- اوشیما است، نقش اصلی را در فیلم جدید کارگردان ژاپنی بازی می‌کند.

کاواسه دیگر یکی از چهره‌های ثابت جشنواره کن است. او در 1997 با اولین تجربه کارگردانی خود «سوزاکو» برنده جایزه دوربین طلایی کن شد و در 2007 با «جنگل سوگواری» جایزه بزرگ جشنواره را برد. او سال گذشته نیز یکی از داوران بخش مسابقه اصلی بود. فیلم جدید کاواسه درباره یک پسر و دختر نوجوان است که هر یک مشکلات خانوادگی خاص خودشان را دارند، از ازدواج از هم پاشیده گرفته تا مادری در حال مرگ.

کاواسه گفت در ساخت «آب راکد» تا حدی متاثر از سونامی سه سال پیش در ژاپن بود که باعث ایجاد فاجعه در نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما شد. او گفت: "ممکن است در درجه اول تحت تاثیر زیبایی طبیعت قرار بگیریم، اما طبیعت می‌تواند ترسناک هم باشد. سه سال پیش یک فاجعه طبیعی مهم در ژاپن اتفاق افتاد که فاجعه فوکوشیما را به همراه داشت. طبیعت سر به جنون گذاشت و آنچه تکان‌دهنده و مسحورکننده بود این بود که آدم‌ها هرچند ترسیده بودند، اما همچنان به زندگی در چنین محیط خطرناکی ادامه دادند. واقعا تکان‌دهنده بود."

 دو فیلم فرانسوی در هشتمین روز برگزاری شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن در بخش مسابقه اصلی روی پرده رفتند.

 ژان-لوک گدار فیلمساز 83 ساله فرانسوی فیلمی پر از تصاویر سه‌بُعدی به کن فرستاد، فیلمی که مثل نقاشی‌های متحرک است. چهارشنبه تازه‌ترین ساخته او با نام «خداحافظی با زبان» در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن نمایش داده شد. خود گدار به کن نیامد و بازیگران فیلمش را به جای خود روی فرش قرمز فرستاد.

چیز زیادی نمی‌توان درباره فیلم سوییسی «خداحافظی با زبان» گفت، جز اینکه فیلمی درباره رابطه عاشقانه یک مرد و زن، یک سگ ولگرد و چند گانگستر در یک مرسدس در شهری در ساحل دریاچه ژنو است که تهدید می‌کنند به مردم شلیک می‌کنند. در فیلم نقل قول‌هایی از نقاشان و فیلسوف‌ها می‌شنویم و تصاویری پرتلالو از آب، درختان و گل‌ها می‌بینیم.  

هرچند کسی به طور رسمی حرفی نزده، اما تاکید فیلم بر واژه "خداحافظی" می‌تواند به این معنا باشد که گدار، فیلمساز عصیانگر سینمای فرانسه که در 1960 با فیلم «از نفس افتاده»، یکی از موسسان موج نو سینمای این کشور بود، قصد خداحافظی دارد. گدار در پیامی ویدیویی به تی‌یری فرمو، مدیر عامل جشنواره کن، غیبت خود از فرش قرمز مراسم اولین نمایش فیلم جدیدش را توضیح داد: "دوست عزیز قدیمی، بار دیگر ممنونم از اینکه دعوت کردی از آن 24 پله باشکوه بالا بیایم." او ادامه داد: "رفقای قدیمی، جای دیگری غیر از اینجا هستم و برایم ممکن نیست کنار شما باشم."

منتقدان نظرات متفاوتی درباره «خداحافظی با زبان»‌ دارند. پیتر برادشاو از گاردین طرح داستانی فیلم را "غیر قابل درک" دانست و نویسنده هالیوود ریپورتر آن را مکاشفه‌ای در پویایی‌شناسی ارتباط یک زوج توصیف کرد. "شگفت‌انگیز و بامزه"، "دیوانه‌وار و بی‌سر و ته"، "نفس‌گیر" و "آشفته، نامتعارف و زجرآور"، دیگر توصیفاتی است که منتقدان درباره فیلم جدید گدار به کار برده‌اند.  

«خداحافظی با زبان» هفتمین فیلم گدار است که در بخش مسابقه کن حضور دارد. او تا کنون از کن جایزه نگرفته است. گدار پیش از این آخرین بار سال 2010 «فیلم سوسیالیسم» را در جشنواره کن داشت. او آن سال هم به کن نیامد. فرمو ماه پیش به شوخی گفت: "او قول داده به کن بیاید که البته اصلا نمی‌توان روی این قول حساب کرد"!

فیلم دیگر این روز «جستجو» به کارگردانی میشل هازاناویسیوس بود.

هازاناویسیوس کارگردان فیلم برنده اسکار «هنرمند» (2011) است. طرفداران آن فیلم که یک قصه پریان درباره هالیوود است، از دیدن فیلم جدید کارگردان فرانسوی که داستان آن در چچن روی می‌دهد، شوکه خواهند شد. "به این زباله‌دانی بزرگ خوش آمدید - چچن"، این جملات آغازین فیلم «جستجو» است که از زبان یک سرباز روس ادا می‌شود. او در حال ضبط تصاویری از ساختمان‌های ویران‌شده، حیوانات اهلیِ مرده و بعدا قتل اهالی یک ده در جنگی است که بعضی‌ها از آن به عنوان "ویتنامِ روسیه" یاد می‌کنند.

اولین جنگ چچن بین 1994 تا 1996 زمانی روی داد که نیروهای روسی برای مقابله با جدایی طلبان چچنی وارد عمل شدند و با وجود در اختیار داشتن نیروی انسانی نظامی پرقدرت و تسلیحات و پشتیبانی هوائی نتوانستند از پس نیروهای بربیایند. در نهایت بوریس یلتسین رئیس جمهور وقت روسیه اعلام آتش‌بس کرد. جنگ دوم در فاصله 1999 تا 2000 و در دوران نخست وزیری ولادیمیر پوتین روی داد و دست آخر به تصرف مجدد چچن توسط روسیه انجامید.

هازاناویسیوس برای به تصویر کشیدن جنگ و آدم‌هایی که جنگ زندگی آنها را از هم پاشیده، از دو خط داستانی استفاده می‌کند. در خط داستانی اصلی، پسری 9 ساله به نام حاجی  پس از آنکه پدر و مادرش به دست سربازان روسی کشته می‌شوند، همراه برادر کوچکش از دهکده ویران‌ و رهاشده خود می‌گریزد. کارول یکی از کارکنان هیئت حقوق بشر اتحادیه اروپا در بیرون یک مرکز پناهندگان، حاجی را می‌بیند. کارول در حال جمع‌آوری مدارک مستند درباره تخلفات نیروهای روسی است و می‌کوشد با ارائه آن‌ها غرب را وادار به مداخله در بحران چچن کند. در خط داستانی دیگر فیلم، کولیا جوان 19 ساله به اتهام استعمال مواد مخدر دستگیر و به زور وارد ارتش روسیه می‌شود. او دوره‌های آموزشی هولناکی را می‌گذارند تا به لحاظ روانی آماده شود چچنی‌ها را به چشم "تروریست" ببیند. وقتی او به خط مقدم جبهه می‌رسد، بی‌درنگ اولین "تروریست"ها را می‌کوشد: یک پیرمرد و یک پسربچه.

هازاناویسیوس در نشست مطبوعاتی «جستجو» به خبرنگاران و منتقدان، گفت: "فکر می‌کنم همه می‌دانند ارتش روسیه مردم را در چچن دسته‌دسته قتل عام کرد. این یک واقعیت تاریخی است." او با اشاره به اینکه نشان دادن و تمرکز بر انسان‌های درگیر جنگ، برایش جالب بود، گفت: "این یک فیلم سیاسی است، اما سعی کردم در نهایت جانبداری نکنم."  

فیلم در عین حال مداخله نکردن غرب در چنین مسائلی را مورد انتقاد قرار می‌دهد که نمونه آن این دیالوگ کارول است: "آدم‌ها دارند می‌میرند. حالم از این بی‌تفاوتی به هم می‌خورد."

ایندی‌وایر نوشت: "استعداد قابل ملاحظه برنیس بژو با دیالوگ‌های احساساتی فیلم هدر رفته است." بژو سال گذشته برای بازی در فیلم «گذشته» ساخته اصغر فرهادی جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را برد و دو سال قبل هم با «هنرمند» در بخش مسابقه اصلی جشنواره حضور داشت. گاردین از «جستجو» به عنوان فیلمی "صادقانه، متعهد و ضدجنگ" یاد کرد، اما "احساساتی بودن" آن را مورد انتقاد قرار داد.

نمایش فیلم «مامان» ساخته زاویه دولان در بخش مسابقه رسمی جشنواره کن با استقبال منتقدان همراه بود، در حالی که «تالار جیمی» فیلم جدید کن لوچ با انتقاد روبرو شد.

فیلم جدید زاویه دولان 25 ساله چهارشنبه شب برای منتقدان به نمایش درآمد، اما نشست مطبوعاتی و مراسم اولین نمایش رسمی آن در جشنواره کن پنجشنبه برگزار شد. این پنجمین فیلم کارگردان اهل کبک است که در سال 2009 با اولین فیلم خود «من مادرم را کشتم» برنده سه جایزه هفته منتقدان کن شد و با دو فیلم «ضربان قلب» و «Laurence Anyways» هم در بخش نوعی نگاه کن حضور داشت. همانطور که از عنوان فیلم «مامان» معلوم است، دولان بار دیگر برای بهبود رابطه خود با مادرش از فیلمسازی به عنوان نوعی روش درمانی استفاده کرده است.

دولان در نشست مطبوعاتی فیلم جدید خود گفت: "نمی‌دانم چرا از این حوزه بارور این همه الهام می‌گیرم و اینکه چرا اغلب از نقش مادران در جامعه و در کل از نقش زنان در جامعه صحبت می‌کنم." او گفت: "در خانواده‌ای تنها بزرگ شدم و می‌دیدم مادرم چطور مبارزه می‌کند. این باعث شد بخواهم از طریق سینما به نوعی انتقام بگیرم. شما این حق را دارید که در یک فیلم هر کار که می‌خواهید انجام بدهید."

آن دوروال بازیگر مسحورکننده در «مامان» نقش مادری بیوه به نام دایان را بازی می‌کند که می‌کوشد پسرش استیو را بزرگ کند. استیو نوجوانی بددهن و به لحاظ ذهنی نامتعادل است که تازه از حبس بیرون آمده و مستعد خشونت است. استیو تازه از بازداشتگاه نوجوانان بیرون آمده است. او از فروشگاه برای مادرش یک گردن‌بند می‌خرد که روی آن نوشته شده "مامان" و با افتخار به او هدیه می‌دهد، اما وقتی دایان او را متهم می‌کند که گردن‌بند را دزدیده، استیو از کوره درمی‌رود و اتاق را به هم می‌ریزد. «مامان» به لحاظ سینمایی فیلمی خلاق، پرسروصدا و پرانرژی است. پیتر دبروگ منتقد ورایتی فیلم را "بامزه، تاسف‌بار و فراتر از همه، بدیع و نوآورانه" توصیف کرد.

 فیلم جدید لوچ پیامدهای جنگ داخلی ایرلند در فاصله سال‌های 1922 تا 1923 را مورد توجه قرار می‌دهد و درباره مردی است که یک دهه بعد به خانه بازمی‌گردد، جایی که اختلافات ناشی از جنگ همچنان نمود دارد.

جیمی گرالتون یک شخصیت تاریخی است که زیاد معروف نیست. او یک کمونیست بود، آن هم زمانی که تنها 100 کمونیست در کل کشور بودند. او تجربیات خود را از زندگی در آمریکا در دوران رکورد اقتصادی به زادگاهش می‌آورد.

گرالتون که زمانی محبوب بود ابتدا می‌کوشد از حوادث دور باشد و با مادرش بیوه‌اش به آرامی زندگی کند، اما همسایه‌ها که سالها پیش به گرالتون کمک کردند یک تالار رقص به راه بیندازد، او را تشویق می‌کنند تالار را بازگشایی کند. گرالتن چیزهایی را که درباره رقص و موسیقی در آمریکا یاد گرفته به آنها یاد می‌دهد. این کار و کارهای مشابه، گرالتن و هوادارانش را در برابر کلیسای کاتولیک و مالکان محلی قرار می‌دهد. این اتفاقات در نهایت باعث می‌شود گرالتن تنها شهروند جمهوری ایرلند شود که به خاطر داشتن پاسپورت آمریکایی و بدون محاکمه از کشور اخراج شود.

پل لاورتی فیلمنامه‌نویس «تالار جیمی» گفت تصویر او از پدر شریدان که به اعتقاد او موسیقی "جاز" ابزار شیطان بود و گرالتن را به خاطر آن تقبیح کرد، تا حدی با آنچه تحقیقات او از رهبران کلیسا در آن دوران نشان می‌دهد، متفاوت است. او گفت: "آن‌ها آنقدر بی‌ادب و بدطینت بودند که نوشتن درباره‌شان چیز جالبی از کار در نمی‌آمد."

لوچ نیز که برای دیدگاه‌های چپ‌گرایانه خود شهرت دارد گفت: "اگر گرالتن زنده بود، هنوز باید برای آنچه آن زمان برایش می‌جنگید، مبارزه می‌کرد." کارگردان 77 ساله که پیش از این گفته بود «تالار جیمی»، آخرین فیلم بلند داستانی‌اش است، حرف خود را پس گرفت و گفت در لحظه‌ای از تولید فیلم، زمانی که فشار زیادی را تحمل می‌کرد، آن حرف را زده است. لوچ گفت: "سخت می‌شود این کار را رها کرد."

«تالار جیمی» تولید مشترک بریتانیا، ایرلند و فرانسه است. لوچ با این فیلم برای دوازدمین بار در بخش مسابقه کن حضور دارد و برای چهاردهمین بار با لاورتی همکار فیلمنامه‌نویس خود کار کرده است. لوچ در 1990 برای «دستور کار پنهان» و در 1993 برای «بارش سنگ‌ها» جایزه هیئت داوران کن را برد و در 2006 برای «باد بر مرغزار می‌وزد» جایزه نخل طلا را دریافت کرد. او سال 2012 هم با «سهم فرشتگان» جایزه هیئت داوران این جشنواره را گرفت.

در این رابطه بیشتر بخوانید: یک انقلابی ایرلندی در جستجوی خوشبختی

جمعه با نمایش دو فیلم دیگر پرونده 18 فیلم بخش مسابقه اصلی شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن بسته شد.

کارگردان «لویاتان»، تنها فیلم روسی بخش مسابقه اصلی این دوره جشنواره کن که با استقبال منتقدان روبرو شد، جمعه گفت هرچند وزیر فرهنگ روسیه با فیلمش موافق نیست، اما امیدوار است این فیلم بدون سانسور در کشورش روی پرده برود. زویاگینتسف گفت پیش از سفر به کن، فیلمش را به آندری مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه که وزارتخانه‌اش بخشی از هزینه تولید فیلم را تامین کرد، نشان داد. زویاگینتسف که «لویاتان» چهارمین فیلم بلند داستانی اوست، گفت: "او گفت فیلمی بسیار قوی و تاثیرگذار است، اما از آن خوشش نیامده. وضعیت او را درک می‌کنم. خیلی کار دارد. قرار است کاری کند دنیا وضعیت بهتری داشته باشد."

«لویاتان» - که عنوان آن به یک هیولا یا اژدهای عظیم‌الجثه‌ اسطوره‌ای اشاره دارد - نگاهی صریح و بی‌پرده به اقدامات یک شهردار فاسد دارد که همه مخالفانش را از سر راه برمی‌دارد. او به شکلی بی‌رحمانه یک ملک مشرف به دریا را از مردی به نام کولیا می‌گیرد و با این کار او و خانواده‌اش را نابود می‌کند.

بسیاری از صحنه‌های شهردار در حالی فیلمبرداری شده که در پسزمینه عکسی از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، در حالی که نگاهش رو به پایین است، دیده می‌شود. به طور ضمنی این نگاه منتقل می‌شود که رهبر روسیه با سبک حکومتی که شهردار نماد آن است، موافق است. در کن گزارش‌های منتشر شد که مدینسکی فیلم زویاگینتسف را بایکوت کرده است، اما نه دفتر او و نه دفتر جشنواره واکنشی در این زمینه نشان ندادند. یکی از سخنگویان وزارت فرهنگ در مسکو حاضر نشد در این زمینه اظهار نظر کند و خواستار درخواست کتبی شد، اما گفت تمام برنامه‌های کاری وزیر در روز جمعه در وبسایت وزارتخانه قابل دسترسی است. برنامه کاری مدینسکی در روز جمعه شامل حضور در اولین نمایش جهانی فیلم «لویاتان» یا سفر به کن نبود. جنجال‌ها درباره فیلم چند روز ادامه داشت و رسانه‌های روسی گزارش‌هایی در این زمینه منتشر کردند. حتی به نقل از مدینسکی گفته شده حذف حرف‌های رکیک از فیلم به آن لطمه نمی‌زند.

زویاگینتسف درباره اظهارات وزیر درمورد توهین‌آمیز بودن بعضی دیالوگ‌ها گفت امیدوار است چون «لویاتان» پیش از اجرایی شدن قانون منع استفاده از ناسزا در فیلم‌ها در ماه ژوئیه ساخته شده، این قانون شامل آن نشود. او گفت: "فکر نمی‌کنم در فیلم خیلی زیاد از ناسزا استفاده کرده باشیم. هر واژه به دقت انتخاب شد و درباره ضرورت استفاده از آن بحث کردیم."
زویاگینتسف ادامه داد: "شخصا قوانینی را که باعث منع هستند خیلی مناسب نمی‌دانم. استفاده از این زبان در فیلم ضروری بود."

بیشتر منتقدان پس از دیدن «لویاتان» در نمایش مطبوعاتی فیلم نقدهای مثبت بر آن نوشت. پیتر برادشاو منتقد گاردین در مطلبی با تیتر "یک شاهکار جدید روسی" نوشت: "تازه‌ترین فیلم زویاگینتسف یک رقیب بسیار قوی برای جایزه نخل طلاست؛ تلفیقی از هابز، چخوف و کتاب مقدس و پر از تصاویر فوق‌العاده و تقارن‌های شگفت‌انگیز."  
   
زویاگینتسف اولین بار سال 2007 با فیلم «تبعید» در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن حضور داشت. «النا» به کارگردانی او نیز سال 2011 فیلم اختتامیه بخش نوعی نگاه بود. زویاگینتسف سال 2004 با فیلم «بازگشت» برنده شیر طلای جشنواره فیلم ونیز شد.

«ابرهای سیلس ماریا» تولید مشترک فرانسه، سوییس، آلمان، آخرین فیلم بخش مسابقه اصلی این دوره جشنواره کن بود که روی پرده رفت.

ژولیت بینوش در «ابرهای سیلس ماریا» تازه‌ترین ساخته اولیویه آسایاس فیلمساز فرانسوی با همان مسئله‌ای روبروست که هر بازیگر زن بالاخره باید یک روز آن با روبرو شود: این که چه اتفاقی می‌افتد اگر دیگر فقط برای بازی در نقش زنان مسن‌تر و نه نوستاره‌ها با شما تماس بگیرند.

در این رابطه بیشتر بخوانید: یک درام پیچیده و افسون کننده

بازیگران مرد مانند هریسون فورد، آرنولد شوارتزنگر و سیلوستر استالونه که با تانک و زره پوش برای تبلیغ فیلم «بی مصرف ها 3» به کن آمدند و استقبال از آنها ثابت کرد مردان در شصت سالگی و حتی هفتاد سالگی هم می‌توانند نقش قهرمانان اکشن را بازی کنند. اما به گفته بینوش که با فیلم‌هایی چون «بیمار انگلیسی» و «شکلات»، یک ستاره جهانی شد، زنها پس از رسیدن به یک سن مشخص نه می‌توانند نقش نوستاره‌ها را بازی کنند و نباید بخواهند این کار را انجام بدهند. بینوش در نشست مطبوعاتی فیلم گفت: "تصور کنید 40 سال دارید و نقش یک شخصیت 20 ساله را بازی می‌کنید. واقعا حوصله‌ سر بر می‌شوید. البته که نمی‌توانید دائم یک نقش را بازی کنید."

بینوش در «ابرهای سیلس ماریا» نقش ماریا اندرس را بازی می‌کند، بازیگری که اکنون 40 سال را رد کرده، دیگر موقعیت کاری مناسبی ندارد و در واقع فراموش شده است. اولین موفقیت بزرگ اندرس با بازی در نقش یک زن جوان پرخاشگر در یک نمایش حاصل شد که توسط یک زن میانسال که مدیر یک شرکت است استخدام می‌شود. او زن مسن‌تر را فریب می‌دهد و او را نابود می‌کند. اکنون پس از 20 سال از اندرس می‌خواهند در همان نمایش بازی کند، اما این بار به نقش زن مسن‌تر. یک بازیگر آمریکایی (کلویی گریس مورتس) قرار است نقش زن جوان پرخاشگر را بازی کند. روبرو شدن با واقعیت حضور در نقش زن مسن‌تر برای اندرس بسیار سخت است، اما او در نهایت با این مسئله کنار می‌آید و متوجه می‌شود این توانایی را دارد که چیزی به این نقش ببخشد که هیچ بازیگر زن جوانی از پس آن برنمی‌آید.

بینوش که سال 2010 برای بازی در فیلم «کپی برابر اصل» ساخته عباس کیارستمی برنده جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن شد، گفت: "فکر می‌کنم هر قدر تجربیات بیشتری پیدا می‌کنید، تمرکزتان بر پرسش‌های واقعا مهم، بیشتر می‌شود. پخته‌تر می‌شوید. ماهرتر می‌شوید. آماده‌تر می‌شوید". کریستن استیوارت بازیگر سری فیلم‌های «گرگ و میش» در «ابرهای سیلس ماریا» به نقش حامی ماریا مقابل دوربین رفته است. جانی فلین و برادی کوربه دیگر بازیگران این فیلم هستند.

آسایاس تا پیش از این سه بار با فیلم‌های خود در بخش مسابقه کن حضور داشته، اما هنوز جایزه‌ای نگرفته است. فیلم قبلی او «چیزی در هوا» (2013) در بخش مسابقه بین‌الملل جشنواره ونیز نمایش داده شد.

مرتبط با این گزارش:

«خواب زمستانی» برنده نخل طلای جشنواره کن شد

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

سپنتا امیری
  •  11
  • |
  •  55
  • |

    معرفی فیلمهای کن و برلین به این شکل خیلی خوبه. دستتون درد نکنه اما منتظرم تا نقد این فیلمها رو هم بخونم. ممنون.

    الهام زرین چنگ
    •  13
    • |
    •  58
    • |

      خیلی خیلی خوب بود. فقط لطفا نقد و بررسی همه این فیلمها رو هم خیلی زود کار کنید. ممنون.