بازگشت جیسون بورن پس از غیبتی 9 ساله

همچنان در پی پاسخ ها و دیگران همچنان در پی شکار او!

سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۱


مردی فرزانه و خردمند زمانی گفت: "هرگز نگو دیگر هرگز این کار را نمی کنم". نصیحتی که مت دیمون و پل گرین گراس مشخصاً اعتقادی به آن نداشتند. بعد از قسمت دوم و سوم سه گانه ی «بورن» - «برتری بورن» در سال 2004 و «اولتیماتوم بورن» در سال 2007- ستاره ی فیلم و کارگردان آن چندباری واژه ی "هرگز" را به کار بردند. گفتنِ هرگز به ساختنِ فیلم چهارم بورن، هرگز به برگرداندن جیسون بورنِ ابرجاسوس به پرده سینما. آنها بارها و بارها هرگز را در صحبت هایشان به کار بردند.



با این حال، در یک روز کاملاً آفتابی سپتامبر، دیمون و گرین گراس بار دیگر سر صحنه بودند تا یک جیسون بورنِ کاملاً جدید را فیلمبرداری کنند. واقعاً چه اتفاقی افتاده بود؟

گرین گراس این را تایید می کند که: "من هفت-هشت سال گذشته را که با فکر ساختن یک جیسون بورنِ دیگر نگذراندم. من همیشه به ساختنشان افتخار می کنم، ولی دیگر از ذهنم بیرون رفته بودند و واقعاً از این بابت راحت بودم".

این کارگردان انگلیسی در واقع بلافاصله بعد از «اولتیماتوم بورن»، مشغول کار روی چهارمین فیلم «بورن» شده بود. اما در دسامبر 2009 از آن کنار کشید تا روی پروژه های دیگری تمرکز کند؛ مثل «ممفیس» - درباره مارتین لوترکینگ- و اقتباسی از ------ مارتین هریس. به نظر می رسید ماجرا به همین جا ختم شده باشد. اما شبح بورن چهارم (در اصل «بورن» پنجم، که بعداً به آن هم خواهیم رسید) هیچوفت دست از سرشان برنداشت. در واقع فراموش کردن مردی مثل بورن اصلاً راحت نیست.

مت دیمون می گوید: "هربار من و پل با هم حرف می زدیم، بحث بورن پیش می آمد. سی مکالمه در چند سال داشتیم، و بعضی وقت ها هم فقط کمی درباره ی او حرف می زدیم. ولی در ادامه این مکالمه ها طولانی تر و مستمرتر شد".

گرین کراس آنچنان هیجانی نسبت به پروژه نداشت، تا این که در تابستان 2014، طی جلسه ای با مت دیمون و تدوینگر چندین و چندساله ی گرین گراس، کریستوفر رُز، جرقه هایش زده شد. گرین گراس می گوید: "من به این مجموعه فیلم حداقل یک مرور را مدیون بودم. و بعدش از این که چقدر زمان گذشته و دنیا از آن موقع تا به حال تغییر کرده شگفت زده شدم. شروع کردم به فکر کردن به این که "ساخت این کار چقدر قرار است حال بدهد؟"»

فیلم با نگارش همزمان فیلمنامه از سوی گرین گراس و کریستوفر رُز کم کم شکل گرفت. همچنین مت دیمون – مت با اسکار فیلمنامه نویسی در کارنامه اش، که بودنش در کنارشان واقعاً مفید بود – در طرح داستانی همکاری می کرد، ولی به خاطر برنامه ی به شدت شلوغ و پرکارش نمی توانست جزو نویسنده ها باشد. آنها داستانی را نوشتند که در آن بورن، آدمکش خبره و ابرجاسوس حرفه ایِ دچار فراموشی شده ی سینما، بعد از نزدیک به یک دهه زندگی پنهان، به دنیای تیره و تار سازمان سیا برمی گشت تا دوباره به ترفندها و تعقیب و گریزهای ماشینیِ هنرمندانه اش بپردازد. زمان «... بورن» رسیده بود. حالا این سه نقطه بالاخره با یک کلمه ای پر می شد.

نامگذاری «بورن»

اسم چه ارزشی می تواند داشته باشد؟ برای جیسون بورن، یا اگر بخواهیم اسم واقعی اش را بگوییم، دیوید وِب، ارزش زیادی دارد. و برای یک فیلم از سری «بورن» به همان اندازه ارزشمند و حائز اهمیت است. این مجموعه فیلم پیش از این از الگوی ساده ای پیروی می کردند: عنوان یکی از کتاب های رابرت لادلام/اریک ون لاست بیدر را که فیلم بر اساس آن ساخته شده بود را یدک می کشیدند.



انتظار می رفت این فیلم جدید نیز همان الگو را دنبال کند، که می شد «خیانت بورن». اما انتظارات برای این ساخته شده اند که ما را گمراه کنند. عنوان رسمی فیلم طی مسابقات فوتبال امسال رونمایی شد، عنوانی کوتاه و ساده که مستقیم سرِ اصل مطلب می رفت: «جیسون بورن».

دیمون می گوید: "ما صدتا اسم مختلف برای فیلم داشتیم. فلانِ بورن، بهمانِ بورن. ولی این عنوان هم با داستانی که در فیلم تعریف می کنیم مرتبط است، و هم به شکل خوبی آن را از سه فیلم دیگر جدا می کند. از نظر محتوایی، این فیلم درباره ی کسی است که به دنبال هویت خودش می گردد، و بعد، از شر آن هویت خلاص می شود. و وقتی شما او را در ابتدای این فیلم می بینید، واقعاً شرایط و وضعیت خوبی ندارد. سئوال اصلی این است که: "این هویت چیست؟ و من بدون این هویت کی هستم؟".

بدبین ها ممکن است بگویند این جدایی از سنت نامگذاری دلایل دیگری دارد. در سال 2012، وقتی گرین گراس و دیمون همچنان روی هرگز نگفتن شان پافشاری می کردند، یونیورسال تصمیم گرفت با بورن مثل قهرمان های مارول برخورد کند. پس نویسنده ی مجموعه اصلی را استخدام کرد تا «میراث بورن» را کارگردانی کند. این نخستین قدم برای خلق یک دنیای بورنی بود که می توانست بدون شخصیت اصلی اش رشد و تداوم پیدا کند. با پیش راندنِ جرمی رنر در نقش یک آدمکش آزمایشگاهی فراری دیگر.

متاسفانه این پروژه ی فرعی تنها توانست به فروشی کمی بیشتر از نصف فروش «اولتیماتوم بورن» - با فروش جهانی 440 میلیون دلار- دست یابد، و منتقدان هم نظرات متناقضی درباره ی آن داشتند. بزرگ ترین میراث آن احتمالاً نابود کردن سیستم نامگذاری این مجموعه فیلم بود. وسوسه کننده است که این نامگذاری جدید را به نوعی تاکید گرین گراس و دیمون بدانیم که بگویند فیلم جدید هیچ ارتباطی با «میراث بورن» ندارد.

دیمون [می خندد: "نه، این اسم را استودیو انتخاب کرده. ببینید، من کاملاً درک می کنم که آنها چرا «میراث بورن» را ساختند. استودیو  مجبور بود به خاطر مسایل مالی اش یک «بورن» دیگر بسازد. سراغ ما آمدند ولی ما هیچ ایده ای برایش نداشتیم. پس تونی گیلروی این ایده به ذهنش رسید که دنیای بورن را بدون حضورِ من گسترش بدهد. من این را درک می کنم، و غبطه ای هم برایش نمی خورم"

با این حال، «میراث بورن» فقط محکوم به شکست بودنِ یک فیلم جیسون بورن بدون حضور جیسون بورن را نشان نداد، بلکه نشان داد که یک فیلم جیسون بورن بدون مت دیمون شانسی برای جذب مخاطب ندارد. همانطور که روی پوسترهای سه گانه ی اصلی قید شده، مت دیمون همیشه جیسون بورن است، به جز آن یک بار که تقریباً نبود.

بی میلی بورن

گرین گراس کمی بعد از این که با ساخت «برتری بورن» در سال 2003 موافقت کرد، در یک وضعیت غیرمنتظره قرار گرفت. او سعی می کرد از پشت تلفن، مت دیمون را متقاعد کند که از پروژه کنار نکشد. دیمون می گوید: "فکر می کردم فیلمنامه ای را که به آن چراغ سبز داده بودند هنوز آماده نیست. نمی خواستم خودم را درگیر موقعیتی کنم که در آن کارگردانی نمی شناختم، فیلمنامه ای را که فکر می کردم آماده نشده را بسازد. پس به پل زنگ زدم تا بهش بگویم من توی فیلم بازی نمی کنم".



سیزده سال گذشته است و مت سعی می کند آن لحظه را کم اهمیت جلوه دهد، ولی نمی توان انکار کرد که کنار کشیدن او از نقش بورن چه تاثیری روی فعالیت حرفه ای خودش و گرین گراس می گذاشت.

گرین گراس می گوید: "من داشتم خودم را می کشتم. من و او همدیگر را نمی شناختیم. مت یکی-دوتا از فیلم های من را دیده بود، و هیچ نشانه ای توی آنها وجود نداشت که ثابت کند من می توانم چنین فیلم تجاریِ اکشنی را کارگردانی کنم. ولی در نهایت گفتیم: «به جهنم، می سازیمش»."

البته به این راحتی ها هم نبود. آنطور که دیمون به یاد می آورد، گرین گراس در حالی که به شدت آرام و مسلط به خود بود، پشت تلفن از بازیگرِ ستاره پرسید که آیا فیلمنامه را دم دستش دارد؟ دیمون هم جواب داده بله. و گرین گراس گفته صفحه ی اول آن را باز کند. "و او تا دو ساعت بعد این روند را ادامه داد تا با من درباره ی فیلمی که قرار بود بسازیم بحث و تبادل نظر کند. و بعد، با خودم فکر کردم که از پَسِش برمی آیم و اوضاعم خوب است".

ولی اوضاع در واقع بهتر از خوب شد. «برتری بورن» به فروش جهانی 288 میلیون دلار دست یافت، و گرین گراس و دیمون نوعی از رابطه ی دوستی و شغلی را شکل دادند که به ندرت پیش می آید. گرین گراس به سادگی می گوید: "من او را مثل برادرم دوست دارم".

برادری بورن

گرین گراس لحظه ای را که فهمید منبع الهامش را برای ساخت فیلم پیدا کرده به وضوح به یاد می آورد. صحنه ی کلیدی «برتری بورن» در اواخر فیلم، بعد از تغقیب و گریز ماشین ها در خیابان های مسکو، که نقطه ی اوجِ پرجنب و جوش و پرتنش فیلم است و نمونه ی بارزی از سبک فیلمبرداری گرین گراس با دوربین روی دست، که اغلب از آن تقلید کرده اند و هیچوقت به اندازه ی کار او خوب درنیامده. صحنه ای است با سکون و غمناکیِ غیرمنتظره، که در آن بورن، مستاصل و درمانده سراغ دختر کسی می رود که در اولین ماموریت حرفه ای کشته، و از او پوزش می طلبد.



گرین گراس اضافه می کند که: "یادم می آید برای این صحنه به شدت نگران و مضطرب بودم. صحنه ای بود که باید همه چیزش درست درمی آمد. و خاطرم هست که صبح روز فیلمبرداری اش مت را دیدم و گفتم: "خوبی؟ قیافه ت خیلی داغونه." جواب داد: "36 ساعته که بیدار موندم. می خواستم وقتی این صحنه را می گیریم کاملاً داغون باشم". اصلاً به من نگفته بود که می خواهد این کار را بکند. بعد رفت و صحنه را بازی کرد، و واقعاً همه چیز بی نظیر درآمد".

دیمون تاکید می کندکه همیشه با گرین گراس در تماس است، حتی وقتی که با هم کار نمی کنند. او می گوید: "اگر توی یک شهر باشیم، همدیگر را پیدا می کنیم".

واقعاً به هم می خورند: دو مرد آرام و ظاهراً جدی، با حس طنز و شوخ طبعی برای کم کردن فشار کاری. گرین گراس، دیمون را "بهترین همکار" برای ساخت فیلم هایی به دیوانه واری و جنون آمیزی «بورن»ها می داند.

در «برتری بورن»، تیم دونفره ی دیمون و گرین گراس هنوز مشغول فیلمرداری اختتامیه ی فیلم بودند، جایی که سروکله ی بورن در نیویورک پیدا می شود. و زمانی که به ساخت «اولتیماتوم بورن» رسیدند، چیزی که دیمون آن را هرج و مرجِ محض در ساخت یک فیلم «بورن» می نامد تبدیل به عادت این تیم دونفره شده بود. با این حال، چکش کاریِ مداومِ فیلمنامه همزمان با پیشرفت کار، منجر به ساخت داستانی حماسی شد که نهایتاً یک فیلم «بورن» برای این دو مرد به حساب می آمد. اما آنها می دانستند که می خواهند به همکاری با هم ادامه دهند، برای همین به مراکش رفتند تا «منطقه سبز» را بسازند. یک تریلر جنگیِ پرخرج درباره اتفاقات پشت پرده ی جنگ عراق. و این اولین اشتباهشان بود.

اشتباه محاسباتی بورن

وقتی در سال 2008 تاریخ شروع فیلمبرداری «منطقه سبز» مشخص شد، اوضاع زیاد خوب به نظر نمی رسید. از اعتصاب فیلمنامه نویس ها در آن زمان مشخص بود که فیلمنامه ی برایان هلگلند کیفیت لازم را نخواهد داشت. این در حالی بود که اعتصاب قریب الوقوع بازیگران هم فشار و تنش فیلمرداری را تشدید می کرد. دیمون و گرین گراس که به خاطر موفقیت دو فیلم «بورن» جسورتر شده بودند، امیدوار بودند بتوانند این بار هم همان ترفندها را به کار ببرند.



دیمون می گوید: "احتمالاً بهتر بود که از این کار کنار می کشیدیم. نشانه های خیلی واضحی وجود داشت که این کار را نکنیم. ولی ما دلمان را به دریا زدیم و گفتیم: بریم بسازیمش".

نتیجه ی آن تریلری پرتنش شد که در دقایق پایانی مسیرش را را گم می کند (گرین گراس: "فیلم در چهل دقیقه ی پایانی اش تسلیم ژانر می شود").

فیلم همچنین در جاهایی شبیه یک فیلم «بورن»، بدون حضور بورن است. و ما می دانیم که چنین چیزی چه نتیجه ای در پی حواهد داشت. اما فیلمی بود که هزینه ی بالایی داشت و فیلمبرداری اش بیشتر از زمان برنامه ریزی شده زمان برد.

گرین گراس، که حالا این خطر وجود دارد که به کارگردانی مشهور شود که با تلاش برای به دست آوردن نظم و قاعده از دلِ هرج و مرج و بی نظمی رشد می کند، می گوید: "مولفه های زیادی از کنترلم خارج شده بود که باعث می شد ساخت فیلم غیرممکن بشود". با بررسی عواقب، او عهد ساده ای با خود بست: "دیگر حتی یک فیلم هم نمی سازم، مگر این که بودجه و زمان بندی اش درست و دقیق چیده بشود".

او به این عهد وفادار ماند، و فیلم بعدی اش «کاپیتان فیلیپس» را سرِ زمان و با برنامه ریزی درست و دقیق آماده کرد. فیلمی که از نظر تولیدی یک کابوس به حساب می آمد، با حضور کشتی های عظیم، دریای آزاد و نابازیگران. و بعد توجهش را معطوف «جیسون بورن» کرد. با تجربه ای که سر «منطقه سبز» نصیب شان شده بود، این یکی قرار نبود از دستشان دربرود.

اصلاحات «بورن»

در شبی که گرین گراس و دیمون به ترتیب برای اهدا و دریافت جایزه ی بهترین بازیگر در مراسم امپایر 2016 حاضر شدند، طبق برنامه ی یک هفته ای که به زمان فیلمبرداری اضافه شده بود، مشغول گرفتن سکانس های لندن «جیسون بورن» بودند و مستقیم از سرصحنه ی فیلمبرداری آمده بودند. این هفت روز زمان اضافه اما از ابتدا برنامه ریزی شده بود و خبری از اصلاحات شتابزده نبود. وقتی امپایر در ماه مه با دیمون صحبت می کند، او مشغول بازی است، ولی در یک فیلم دیگر («کوچک شدن») و برای کارگردانی دیگر (الکساندر پاین).



دیمون با فریاد می گوید: "ما «بورن» را تمام کردیم! فکر نمی کنم به چیزی بدهی داشته باشیم. فکر کنم این بار، دیگر کار را تمام کردیم".

بر خلاف «اولتیماتوم بورن» که دیمون به کنایه می گوید: "چندین سال از زندگی مان را درگیر خودش کرد" در مورد «جیسون بورن» می گوید: "متمدنانه ترین فیلم بورنی است که تا به حال ساخته ایم".

گرین گراس و رُز وقت بسیار زیادی برای نوشتن فیلمنامه داشتند، تا هر گونه ایراد داستانی را ازبین ببرند. دیمون و گرین گراس اصلاً نمی خواستند هیچ جزئیات دقیقی از طرح داستانی پروژه ی جدیدشان رو کنند. با این حال همه ی ما می دانستیم که دوازده سال بعد از پایان «اولتیماتوم بورن» (که داستانش بلافاصله بعد از «برتری بورن» در 2004 شروع می شد) بورن/وِب تلاش می کند از شناسایی شدن بگریزد، آن هم در دنیایی که نرم افزار شناسایی چهره، حتی بیرون آمدن از خانه را هم برای او تبدیل به کابوس کرده. او به طور خیلی قاطعی از بازی بیرون رفته. دیمون توضیح می دهد: "برای این که بورن درگیر شود، حتماً باید ماجرایی شخصی وجود داشته باشد. شرایط و اتفاقاتی خارجی و از بیرون هستند که او را وارد ماجرا می کنند. اما در بطن قضیه باید نیاز عمیقی برای بورن وجود داشته باشد که بخواهد اقدام به حل آن مسئله کند".

اتفاقات خارجی و از بیرون در اینجا شامل مامور سابق سیا، نیکی پارسونز (تنها بازیگری به جز مت دیمون که در هر چهار فیلم اصلیِ «بورن» حضور داشته) است، که آخرین بار در «اولتیماتوم بورن» تبدیل به ماموری فراری می شد. دیمون می گوید: "وقتی فیلم شروع می شود، بورن و نیکی را می بینیم که دارند جداگانه زندگی شان را می کنند، ولی خارج از رادار و دید هستند، در حالی که به خاطر نوع زندگی ای که داشته اند، آسیب دیده و زخم خورده اند". و بعد، نیکی مثل ادوارد اسنودن می شود، سیستم های سیا را هک و فایل های مربوط به برنامه ی "تردستون" و "بلک بیر" را دانلود می کند، برنامه هایی مربوط به عملیاتی مخفی که بورن را تبدیل به ماشین کشتار کرد. و خیلی زود دوباره بورن وارد بازی می شود. اطراف دنیا را بالا و پایین می پرد، در حالی که چیزی در گذشته اش او را رها نمی کند و افرادی هم در زمان خال به دنبالش می گردند.



و اما مشکلی هم در این میان وجود دارد. دنباله ها باید آشنا به نظر برسند و حس راحتی و اطمینان به مخاطبشان بدهند، و در عین حال به قدر کافی مولفه های تازه و جدید رو کنند که به نظر نرسد فقط یک بازسازی اند. دیمون می گوید: "وقتی ما به این مسئله رسیدیم، گفتیم که مولفه های جدید در اینجا باید بازیگرهای جدید باشند".

و این بازیگرهای جدید عبارتند از: تامی لی جونز، آلیسیا ویکاندر، ونسان کسل و ریز احمد. دیمون به شوخی می گوید: "آلیسیا نماینده ی تغییراتی است که توی دنیا به وجود آمده. کل این قضیه ی مولفه های سایبری که ده سال پیش خبری ازشان نبود. و تامی لی جونز (مامور ویژه ی سیا) و ونسان کسل (آدمکش خشن و جدی) حس یک فیلم «بورن» جدید را می دهند. ولی در نهایت آنقدر مولفه های آشنا دارد که به عنوان یک فیلم «بورن» بشناسیدش". و به این معنی است که حتماً باید منتظر صحنه های تعقیب و گریز نفسگیر با ماشین باشیم و «جیسون بورن» در خیابان های لاس وگاس می گذرد، لوکیشنی که برای مجموعه فیلم اکشن پرتنشی مثل «بورن» به طرزی غیرمعمول پرزرق و برق است. گرین گراس تاکید می کند که: "این لوکیشنی است که روند داستان ما را به انتخابش سوق داد. من تا به حال یک تعقیب و گریز ماشین توی لاس وگاس ندیده ام، یا مطمئناً چیزی شبیه به این ندیده ام. شب ها می رفتم توی این خیابان قدم می زدم و با خودم می گفتم: این لامصب خیلی عظیم و باشکوهه!".

پیوستگی «بورن»

برای دیمون و گرین گراس، نُه سالِ گذشته پر بود از کسانی که یک سئوال ساده می پرسیدند: "کی قرار است یک «بورن» دیگر بسازید؟" حالا یک فیلم «بورن» ساخته اند، ولی این سئوال قرار نیست دست از سرشان بردارد. و تا زمانی که آنها فیلمشان را با جدا کردن سرِ بورن از بدنش تمام نکرده باشند، طبیعی است که همچنان انتظار و علاقه برای فیلم های بیشتری وجود داشته باشد. دیمون از این ایده استقبال می کند: "اگر پسر جوانی را به جای من پیدا کنند که بورن را بازی کند من مخالفتی نشان نمی دهم. ولی هنوز یک کم انرژی توی من باقی مانده. نمی دانم چقدر دیگر می خواهم از روی قطارها بپرم یا کاراته ی بدلی کار کنم، ولی خُب می گویند تا وقتی که آدم می تواند یک کاری را بکند باید انجامش بدهد دیگر".

اما ممکن است گرین گراس دوباره مانع این اتفاق شود. آیا او پنجمین (عملاً ششمین) فیلم «بورن» را هم خواهد ساخت؟

او می گوید: "ساختن یک «بورن» دیگر تجربه ی خیلی خوبی بود. ولی الان دیگر به این سئوال جواب نمی دهم. فعلاً می خواهم بروم و چند فیلم دیگر را که متفاوت باشند بسازم".

پس جواب او با "بله" خیلی فاصله دارد. اما یک "نه" فاطع و محکم هم نگفته است. گرین گراس بالاخره یاد گرفته که هرگز نگوید هرگز این کار را انجام نمی دهم.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...