- نویسنده : مایک لازال
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : سان فرانسیسکو کراونیکل
برادران
کوئن همچنان در راستای همان ساختار پیچیده، چیره دستانه و زیرکانه شان حرکت کرده
و به رشد خود ادامه می دهند. «فارگو» هنوز هم بهترین فیلمشان است، و در عین حال
وقتی که شما «فارگو» یا همین «یک مرد جدی» را با «جایی برای پیرمردها نیست» مقایسه
می کنید، به وضوح فیلم هایی کوچک و جمع و جور به نظر می رسند. جوئل و اِتان کوئن
همیشه خلاق و جالب توجه هستند، و برخی از مردم دوست دارند آنها را کارگردان هایی
که همیشه و از همان ابتدا بزرگ بوده اند خطاب کنند. اما در حقیقت آنها در مقابل
چشمانمان بزرگ شدند، رؤیاها و تصوراتشان را بسط و گسترش دادند و با استفاده از
فیلم هایشان با مسائل بزرگِ زندگی، مرگ و روح به تقابل و رویارویی برخواستند.
«یک مرد جدی» ساخته ی کوئن ها، ترکیبی از تنگنای روحی معنویِ «جایی برای پیرمردها نیست» با کمدی سیاه «پس از خواندن بسوزان» است. در واقع این یک ترکیب غیرمعمول و در عین حال تأثیرگذار و چشمگیر است. فیلم داستان یک پروفسور نگون بختِ فیزیک است که در بخش یهودی نشین مینه سوتا در سال 1976 زندگی می کند. فیلم واقعاً سرگرم کننده – قطعاً سرگرم کننده – است. اما مبنا و اساس شوخی و طنز فیلم دیدگاه بسیار ناخوشایند، نومیدانه، و کاملاً ناامید کننده «جایی برای پیرمردها نیست» است که تقریباً در مقایسه با آن فیلمی شاد و سرزنده به نظر می رسد.
به
هر حال «جایی برای پیرمردها نیست» بر اساس رمانی از کورمک مک کارتی ساخته شده که
به طور قطع حماسه ای باشکوه است. «یک مرد جدی» نیز بر اساس فیلمنامه اورژینال
برادران کوئن ساخته شده که به زندگی بی هدف و بیهوده در دنیای امروز می پردازد،
مردمی که روزهایشان را با دلواپسی، نگرانی و دوندگی های فرسوده کننده سپری می کنند
اما در پایانِ کار خود را به زانو درمی آورند. داستان فیلم در چهار دهه پیش می
گذرد که به شکل متقاعدکننده ای به تصویر کشیده شده و به شیوه آشنا و همیشگی کوئن
ها همه پوچی های زندگی معاصر انسان شهرنشین را به نمایش گذاشته است.
در دنیای «یک مرد جدی» نه یک هدف نهایی وجود دارد و نه چیزی که مایه آرامش و تسکین قلب آدمها شود. لَری (مایکل استولبارگ) صاحب یک خانواده است، اما پسر نوجوان خودخواه و از خودراضی اش دستش کج است و پول و وسایل این و آن را کِش می رود، و همسرش هم به نظر می رسد که از او متنفر و بیزار است. او که قرار است در دانشگاه محل خدمتش به ارتقاء شغلی نایل شود همیشه از اینکه شاید این اتفاق نیافتد مضطرب و نگران است. او در یکی از روزها همسایه اش را در حال گرفتن حمام آفتاب می بیند که همین امر باعث کشیده شدن پای او به یک رابطه عاطفی ناخواسته می شود، اما این امر باعث تسکین و آرامش او در قبال نگرانی هایی که دارد نمی شود.
«یک مرد جدی» مذهبی ترین فیلم کوئن هاست. فیلم در منطقه یهودی نشینی که خودِ کوئن ها
در آن بزرگ شده اند فیلمبرداری شده است. فیلم با یک مقدمه آغاز می شود. تمام
دیالوگ های این بخش به زبان یدیش (زبان یهودی) میان یک زن و شوهری روستایی و یک
روح سرگردان یا پیرمرد مهربان خوش برخوردی که مدت ها پیش به قتل رسیده صورت می
گیرد. در این صحنه ها ما شاهد یک خانواده نفرین شده و شرکت و همدستی آنها در یک
قتل هستیم. در ادامه ی فیلم زندگی نفرین شده یک مرد را شاهد هستیم.
لَری یک مرد جدی ست، زیرا تلاش می کند کارش را درست انجام دهد، اما کارهایی را که انجام می دهد اشتباه به نظر می رسند. در همان زمان او یک کاراکتر کمیک و بامزه است چون هیچوقت برایش پیش نیامده که هدفی عالی را در پیش گیرد یا از آن هم بدتر، چیزی که بیش از همه به او فشار می آورد همان چیزی ست که می تواند به طور مؤثری در پایان به ضررش تمام شود.
کوئن
ها طبق معمول با هنرِ کارگردانی تفریح می کنند و از آن لذت می برند. در صحنه هایی
از فیلم نسخه هایی از نقاشی های زشت و نامتعارف مدرن و بزرگِ ادموند کین (هنرمند
انگلیسی) بر روی دیوارهای خانه لَری به چشم می خورد. نورپردازی این
صحنه ها چیزی
نزدیک به تاریکی ست و در جایی که نقاشی ها زشت تر می شوند نورِ صحنه کمی بیشتر از
صحنه های قبلی به نظر می رسد. و این یکی از همان شوخی های آشنا و همیشگی کوئن
هاست. «یک مرد جدی» در میان بهترین فیلم های برادران کوئن جایگاهی ندارد، کمتر از
بقیه فیلم های آنها سرگرم کننده و جذاب است، اما به هر حال فیلم سرگرم کننده ای
ست. فیلم دردآور، تحریک کننده، سرگرم کننده و از نظر ساختار یکنواخت و گنگ است. و
تنها ترکیبی ست از یک سِری بدشانسی ها و بداقبالی ها. استولبارگ به طور مبهم و
گنگی سیمایی از رنج های بشری و تصویری مضحک از اشتباهاتِ انسانی را توامان به
نمایش می گذارد، اما فیلم در عین اینکه فیلمی کاملاً سرگرم کننده است دردهای شبیه
دردهای خودمان را به نمایش می گذارد. مشکل است فیلمی که در هنگام نمایش آن احساس
اضطراب، نگرانی و ترحم به شما دست می دهد را دوست نداشته باشید، اما غیرممکن است
که فیلمی چنین تأثیرگذار و نیرومند حس احترامِ شما را برنیانگیزد.
«یک مرد جدی»، با انسجام دیدگاه و نقطه نظر سازندگانش و سبک خاص و هنرمندانه خود به آرامی به درون شما نفوذ می کند. خلاص شدن از دست این فیلم به آسانی میسر نیست، حتی اگر چند روز از تماشای آن بگذرد باز هم فکر شما را به خود مشغول خواهد کرد. حتی اگر شما خودتان هم بخواهید از دست آن خلاص شوید، باز هم نمی شود.
● منبع: روزنامه تهران امروز
دیدگاه ها
آدم دلش برای استولبارگ توی این فیلم کباب میشه. آدم به این خوبی چه بلاهایی که به سرش نمی یارن.
"یک مرد جدی" شخصی ترین فیلم کوئن هاست و فهمیدن و درک کاملش کمی سخته. اما با همه این احوال باز هم خیلی جذاب و سرگرم کننده ست. و البته بازی های فوق العاده ای داره.
کوئن ها همیشه عالی ان. توی "یک مرد جدی" هم مارک استولبارگ فوق العاده ست.