بازسازی عصر مرگبار در اندونزی

شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۹

  • نویسنده : کنت توران
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : لوس آنجلس تایمز

«عمل قتل» چیزی فراتر از حدی است که به راحتی بشود با آن کنار آمد. این فیلم اعجاب انگیز ذهن را به شدت درگیر می‌کند، از درون نابود می‌کند و شما را آشفته، و بی حس و حال می کند. این فیلم چنان آزاردهنده است که تا کنون مانند آن را تجربه نکرده‌ایم و با با ماهیت مستندِ خود، وجود خباثت و شیوه‌های در هم تنیده‌ای که فیلم و سینما با فرهنگ و افکار ما تعامل دارد را مورد پرسش قرار می‌دهد.

کارگردان این فیلم، جاشوا اوپنهایمر، به حق آن را "مستند تصورات" نامیده است. فرم و سبک نامتعارف این مستند به این معنی بود که او هشت سال تمام را بدون اینکه هیچ ضمانتی بر خوب از آب در آمدنش داشته باشد باید بر روی آن کار می‌کرد. با این همه نتیجه کار آنچنان قابل توجه و تاثیرگذار بوده است که استادان عرصه ی مستند مانند اِرول موریس و ورنر هرتزوگ هر دو به عنوان تهیه کننده اجرایی آن پا پیش گذاشتند.

«عمل قتل» ماهیت نامتعارف و منحصر به فردش را درست از همان لحظه شروع به نمایش می‌گذارد، جایی که چنان غیرمنتظره یک سخن تاریخی دلسردکننده را بلافاصله در کنار نماهای پر زرق و برق، شاداب، رنگارنگ و سورئال قرار می‌‌دهد، که گویی این دو نما نه تنها از دو فیلم متفاوت که از دو دنیای متفاوت گرفته شده اند.

سخنی که در ابتدای فیلم از ولتر نویسنده و فیلسوف فرانسوی نقل می‌شود به زیبایی مضمون فیلم را در خود گنجانده است: "کشتن ممنوع است؛ بنابراین تمام قاتلان مجازات می شوند مگر اینکه افراد زیادی را با هیاهو بکشند". پس از این جمله تصویری کاملا تخیلی و رویاگونه نشان داده می‌شود که به آمیزه‌ای گنگ و غیرقابل توضیح از یک اثر دیوید لینچی با موزیکالی از استر ویلیامز شبیه می‌ماند. از دهان یک ماهی طلایی فلزی عظیم الجثه به اندازه بدنه یک هواپیما، دسته‌ای از زنان با لباس های سفید و قرمز رقص کنان به خط بیرون می‌آیند و به دو مرد، یکی سیاهپوش و دیگری درشت اندام که لباس گشاد زنانه ی فیروزه‌ای به تن کرده است، ملحق می‌شوند. سپس به یک آبشار می‌رسند که صدایی از یک منبع نامعلوم در بلندگو فریاد "لذت حقیقی" می‌زند. با خود می‌گویید واقعا اینجا چه دارد می‌گذرد؟

پاسخ پیچیده‌ی این سؤال با اطلاعاتی آغاز می‌شود که بر روی صفحه نوشته می‌شود؛ در سال 1965 دولت اندونزی با یک کودتای نظامی سرنگون می‌شود. علت این عملیات خطر به قدرت رسیدن کمونیست‌ها عنوان می‌شود و در طول یک سال بیش از یک میلیون نفر به اسم کمونیست بودن توسط رژیم جدید به قتل می‌رسند. اما حقیقت این است که رژیم به هر کسی که دل خوشی از او نداشته برچسب کمونیست می‌چسباند و با این بهانه او را از سر به نیست می کند.

هرچند ژنرال سوهارتو، رهبر و سرکرده ی کودتاچیان، در سال 1998 مجبور به استعفا می‌شود، افرادش در اندونزی و در بدنه قدرت باقی می‌مانند. اوپنهایمر مستندساز آمریکایی که قصد ساختن فیلمی در مورد این اوضاع داشته است، در می‌یابد که خانواده‌های قربانیان کماکان جرات صحبت کردن ندارند. اما قاتلان و جانیان که حالا به قهرمانان ملی تبدیل شده اند خود تمایل دارند با افتخار در مورد کارهایی که کرده اند صحبت کنند.

گذشته از همه ی اینها، یکی از جلادان به نام انور کنگو (مرد سیاهپوش در سکانس آغازین) که شخصیت اصلی مستند است، تمام عمر علاقه بسیار زیادی به فیلم های هالیوودی داشته است. از اینجاست که این فکر ناب به ذهن اوپنهایمر خطور می‌کند که از کنگو – که ادعا می‌کند بیش از هزار نفر آدم را به شیوه های مختلفی که از فیلم های هالیوودی الهام گرفته است به قتل رسانده است – و دوستش هرمان کوتو (مردی که در سکانس آغازین لباس زنانه فیروزه‌ای به تن دارد) و چند جلاد دیگر بخواهد به جلوی دوربین بروند و قتل هایی که مرتکب شده اند را به صورت توضیح یا به صورت نمادین یا چیزی بینابین این دو و یا به صورت نمایش بازسازی کنند.

صحنه‌هایی که کنگو (که در شهر مِدان در شمال جزیره سوماترا زندگی می‌کند) و دوستانش طراحی می‌کنند، قلب تپنده و متاثرکننده ی فیلم محسوب می شوند. در کنار نمادهای عجیب و غریب فیلم مانند آن ماهی عظیم الجثه، صحنه‌هایی شبیه به فیلم های نوآر، بازسازی یک یورش خانمان سوز به یک روستا و یک سکانس به یاد ماندنی که در آن کنگو زیر گریمی سنگین نقش یکی از قربانیانش را بازی می‌کند نیز وجود دارند.

هیچکدام از اینها بدون رابطه نزدیک و حسن تفاهم (اوپنهایمر آن را "یک دوستی و اعتماد صاف و صادقانه، و واقعی" می‌خواند) ایجاد شده بین سازنده فیلم و نقش اولش ممکن نبوده است؛ کسی که در جایی از فیلم توضیح می‌دهد به علت این که کشتن مردم با ضرب و شتم خون زیادی جاری می‌کرده، روش های جدیدی برای کشتن پیدا کرده است. این ارتباط همچنین فرصتی استثنایی برای دستیابی به دنیای کنگو ایجاد می‌کند و به اوپنهایمر این اجازه را می‌دهد که از طریق او به شخصیت‌های قدرتمندی که کماکان در اندونزی حکم می‌رانند دست یابد؛ افرادی مانند یاپتو سورجوسومارنو رهبر گروه شبه نظامی "جوانان پانکاسیلا" که تاکید می‌کند که "ما بیش از اندازه دموکراسی داریم، این یک فاجعه است. تمام این صحبت هایی که در مورد حقوق بشر می‌شود حالم را به هم می‌زند."

همچنان که «عمل قتل» پیش می‌رود و همه ی گره های فیلم باز می‌شود، جایگاه مرکزی سینما در روح و روان مردم سراسر دنیا را تجربه می‌کنیم. حتی جالب تر از همه اینکه مشاهده می‌کنیم نقش بازی کردن کنگو در این بازسازی ها به مرور او را متاثر می‌کند و در عین حال که باعث آشفتگی خوابش می‌شود، عملکردی مانند روان درمانی دارد. همانطور که هرتزوگ اظهار کرده است: "این آدم ها از دادگاه گریخته اند، اما از مجازات فرار نکرده اند."

«عمل قتل» در یک سطح فلسفی تر ما را ملزم به پذیرش این امر می‌کند که ما خود واقعیت را برایمان ترسیم می‌کنیم. همچنین به این نتیجه می‌رسیم که غرور و افتخاری که این آدمکش ها در این شرایط خاص دارند، می‌تواند از دل هر فرهنگ دیگری که از اعمال خشونت آمیز استقبال کند نشات بگیرد. همانطور که اوپنهایمر در پایان یک گفتگو در مقام کارگردان فیلم عنوان می‌کند: "این فیلم تنها حکایتی در مورد اندونزی نیست. بلکه حکایت همه‌ی ما انسان هاست".

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

افسون زارع
  •  18
  • |
  •  21
  • |

    عالی بود. یکی از بهترین مستندهای تمام عمرم بود. فوق اعاده قوی و تاثیرگذار. توصیه می کنم که حتما ببینید.

    اشکان آتشکار
    •  20
    • |
    •  32
    • |

      من که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. اصلا انتظار همچین فیلمی رو نداشتم. اینها دیگه چه جونورایی بودن؟! سالها پیش روی داعش رو سفید کردن این آدمکشا.

      بیژن شعبان پور
      •  18
      • |
      •  27
      • |

        یکی از تاثیرگذارترین فیلم های این یکی دو سال بود.