- نویسنده : راجر ایبرت
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
طرح ابتدایی این داستان شاید روی کاغذ خوب باشد ولی در شکل
فعلی، چیزی جز کلکسیونی از تکنیک های جلوه های ویژه و تصاویر انیمیشنی نشده است.
«جومانجی» از آن دسته فیلم هایی است که مخاطبان کودکش را یا فراری می دهد یا باعث
می شود که پشت سر مادرشان مخفی شوند. آن عده از بچه ها هم که دوام می آورند و فیلم
را تا آخر می بینند دچار کابوس های شبانه و آشفتگی و تلاطم روحی خواهند شد. این
فیلمِ افسرده کننده با استفاده ی افراطی از جلوه های ویژه و خلق تصاویر گروتسک
(سبکی که موقعیتی مسخره و مشمئزکننده می آفریند) مولد ترس و ناامیدی است. فصل ها و
عوامل داستان «جومانجی» رابطه ی علت و معلولی با یکدیگر ندارند و کلیت فیلم به یک
جالباسی شبیه است که به هر گیره اش لباسی متفاوت آویخته باشند. زیرا هر مرحله ی
بازی ماجرایی مجزا را به بار می آورد. در ضمن هر چیزی که توسط مراحل بازی به وجود
می آید از ناکجاآباد برمی خیزد و در انتها هم به همانجا برمی گردد. همین ویژگی
خاصیتی رویا/بازی گونه به فیلم داده است.
متاسفانه جلوه های ویژه ی «جومانجی» (مانند «پارک ژوراسیک»)
درباره ی حیوانات، بسیار جذاب تر از انسان ها عمل کرده است. اهداف و ره آوردِ سه
گانه ی آن – کسب شجاعت، دوستی مجدد با والدین و نجات جهان – چرندیات و اراجیفی
کلیشه ای و کسالت بار است. خلاقیت کمیک رابین ویلیامز هم هرگز به بهترین سطح خود
نمی رسد. فیلمنامه حداقل راه های جذابِ ممکن
را پیش روی فیلمساز و مخاطبان قرار
داده است. به عنوان نمونه ما هرگز نمی
بینیم در حوزه ی جنگل ناکجاآبادیِ «جومانجی» چه می گذرد و تنها نشانه ها و موجودات
درون آن را که از صفحه ی بازی جومانجی به بیرون سرازیر می شوند مشاهده می کنیم.
اینها دلایلی هستند که باعث می شود ما به عنوان بیننده ترجیح دهیم از خیر بازی و
در نهایت خودِ فیلم «جومانجی» بگذریم و عطایش را به لقایش ببخشیم.
در این فیلم بیش از اینکه نویسندگان فیلمنامه دارای ارزش و اعتبار باشند نمایشگاه حیوانات کامپیوتری، که چندیم مگابایت حافظه را به خود اختصاص داده اند، مایه ی غرور و مباهات است. ولی آنها چیزی بیش از یک طیف گوناگون یا مضحک از زنجیره ی فجایع به هم پیوسته خلق نکرده اند. این روش کار کردن پس از «ایندیانا جونز» گل کرد، اما «جومانجی» نتوانسته نسخه ی دیگری از ابتکارها و شوخی های «ایندیانا جونز» را خلق کند. بیشترِ بودجه و زمان فیلمنامه ی فیلم برای جلوه های ویژه هدر رفته است. جلوه های ویژه ی این فیلم هیچ نشانی از طرح واقعیت ندارد و به راحتی بچه هایی را که مایلند «جومانجی» را ببینند – به عنوان یک فیلم ترسناک نه فیلم پرماجرا – می ترساند.
65 میلیون دلار خرج تکنیک های اعجاب آور و جلوه های ویژه ی
«جومانجی» شده که در بیشتر مواقع باعث اغتشاش در روایت و افت کیفیت و شکل فیلم شده
است. فیلمنامه ی کم مایه و ضعیف فیلم، این احساس را می آفریند که سوار یک چرخ و
فلک شده ای که 104 دقیقه می چرخد و مرتب حوادث عجیب و غریب در آن رُخ می دهد.
دیدگاه ها
آااااخی!!! یادش بخیر. چقدر از پخش جومانجی توی عصر جمعه ها و بعدش توی برنامه کودک ذوق زده میشدیم. یاد بچگی ها بخیر. چقدر زود گذشت!
من تا اونجایی که یادم میادش این فیلم رو همیشه دوست داشتم و بچه های ریزه میزه هم برای تماشای اون سر و دست می شکوندن. نمی دونم شاید اینجا همه چیزش با آمریکا فرق می کنه، که بچه های ما هم شاملش می شن.
بعضی موقع ها واقعا درک کردن این منتقدها خیلی سخت میشه.