گلوله شوخی ندارد

چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۱۰

  • نویسنده : ای. او. اسکات
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : نیویورک تایمز

فیلم جدید هانی ابواسد، «عمر»، درباره خشونت جاری میان اسرائیلی ها و فلسطینی هاست، و همچنین درباره درباره سه دوست؛ سه مرد جوان که تقریبا در همان لحظه ای که با هم می بینیمشان، به نظرمان آشنا می رسند.  طارق رهبرشان است، امجد بذله گو و نخودی شان و عمر هم پر احساس و عاطفی شان؛ خوش تیپ با هیکل ورزشکاری و روحیه ای شاعرانه. او و امجد هردو عاشق نادیا، خواهر طارق، هستند، اما رقتبتشان به خاطر احساسشان نسبت به همدیگر و همینطور به خاطر سنت های سختگیرانه ای که از زندگی خانوادگی محافظت می کند، مهار می شود.


ابواسد، فیلمساز فلسطینی که در ناصره به دنیا آمده، در این فیلم هم همان کاری را می کندکه در فیلم های قبلی اش نظیر «عروسی رعنا» (2002) و «اینک بهشت» (2005)، [که تصویری غمخوارانه از دو نفر که قصد انجام عملیات انتحاری دارند، ارائه می داد] کرده بود، او جریان عادی زندگی روزمره در کرانه باختری را با واقعیت های خشن و غیرانسانی از تصرف اسرائیلی ها و مقاومت در برابر آن پیوند می زند.

کمی پس از آن که نادیا در اتاق نشیمن خانه شان از امجد، عمر و طارق با قهوه پذیرایی می کند، این سه که به گردان های شهادت الاقصی وابسته اند، از یک مخفیگاه با تنفنگ دوربرد به پایگاه مرزی نظامی حمله می کنند. این کار، تا حدی به عنوان اثبات مردانگی و شجاعتشان است، منجر به سلسله اتفاقاتی تراژیک و گاهی ابسورد می شود که همه، و به به طور خاص عمر را در شبکه ای از وفاداری ها و انگیزه های متناقض گرفتار می کند. استفاده از عنوان "بر سر دوراهی گرفتار شدن" برای توصیف شرایط عمر، ماجرا را زیادی ساده جلوه می کند، اگرچه در ابتدا به نظر می رسد که در برابر انتخابی سخت و دشوار میان دو گزینه ی به یک اندازه غیرقابل تحمل قرار دارد. رامی، افسر اسرائیلی که مسئول پرونده عمر است، به عمرِ تحت بازداشت می گوید که یا باید همکاری کند و جاسوسی دوستانش را بکند، یا باید بقیه عمرش را در زندان و دور از نادیا و همه کسانی که دوستشان دارد، سپری کند. اگرچه عمر سعی می کند راهی برای خروج از مخمصه پیدا کند، اما اسرائیلی ها همیشه یک قدم از او جلوترند و همه دوستان و آشنایانش هم فکر می کنند که او جاسوس و خبرچینِ دشمن شده است.



به این ترتیب، عمر باید به شکلی این بدنامی را ازبین ببرد، آبروی از دست رفته اش را دوباره به دست آورد، از رابطه اش با نادیا محافظت کند، رابطه ی خوبش را با طارق و امجد را در همان سطح نگه دارد، و از دست پلیس و نیروهای امنیتی هم دور بماند. او همیشه در حال فرار است، و اینجاست که «عمر» (که داستان و فیلمنامه ای دقیق و فیلمبرداری فکر شده ای دارد) سرعت، ضرباهنگ و تعلیق یک تریلرِ جنایی را پیدا می کند. ابواسد برای برخی سکانس های تعقیب و گریزِ نفس گیر، از کوچه پس کوچه های تنگ و تاریک و خانه های متراکم شهری در کرانه باختری استفاده می کند. موقعیت تحت محاصره ی منطقه – دامنه های متروک تپه ها که زیر سایه سیم خاردار و دیوارهای بتونیِ امنیتی قرار گرفته اند – هم پس زمینه است و هم یک موجود زنده؛ چیزی که دائما یادآوری می کند تمامی جنبه های زندگی محلی به طور کاملا شدید سیاسی شده است.



بیان این نکته که اوضاع آشفته و به هم ریخته ی فعلی در آن منطقه، که ملغمه ای زشت از خصومت های ایدئولوژیک، اجتماعی و اقتصادی است، موهبتی برای فیلمسازی ژانریِ جاه طلبانه بوده است، نشانه بی تفاوتی است؟ شاید، اما بدبختی های روی زمین اخیرا دستمایه های خامی برای داستانگویی قدرتمند تصویری از سوی کارگردان های هر دو سوی این درگیری فراهم کرده است. این صحرا با ملودرام و فیلم نوآر شکوفا و حاصلخیز می شود، و خیابان ها پر هستند از بدبینی، توطئه و فساد.

هانی ابواسد دنیایی را به تصویر کشیده که اعتماد از آن رخت بربسته است، جایی که در همه ی روابط آن احتمال – یا شاید اجتناب ناپذیر – خیانت وجود دارد، و جایی که در آن، همه شکل های شرافت با دروغ و پنهان کاری ازبین رفته است. عمر بیشتر و بیشتر را رامی نیازمند می شود، و به همین نسبت به طارق، امجد حتی نادیا مشکوک می شود. آینده ای که او در ابتدا برای خود تصور کرده بودبه عنوان مبارزی فلسطینی که با دختر موردعلاقه اش ازدواج می کند و او را برای ماه عسل به پاریس می برد، به تدریج مسخره و ساده انگارانه به نظر می رسد.



عمر آنچنان گرفتار می شود که پیش بینی سرنوشت او و پایان داستان خیلی سخت می شود، یک انسداد روایی که نمادی است از وضعیت پیچیده و بغرنج بزرگ تری که اعراب و یهودی ها، با هر گرایش سیاسی و یا هر قومیت و ملیتی، گرفتارش شده اند. «عمر» وعده ی یک راه حل عادلانه یا رضایت بخش را نمی دهد، نوعی تقدیرگرایی که با توجه به شیوه های واقع گرایانه و انسانی در فیلمسازی و بازی های دست کم گرفته شده ی بازیگران، بیشتر ویران کننده می شود. صحنه پایانی فیلم تکان دهده و ناگهانی به نظر می رسد، اما همچنین به شکل مخوفی اجتناب ناپذیر است، متناسب با منطق موقعیتی که به هیچ وجه با عقل من و شما سازگار نیست.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...