یک دنباله ی شادِ پر رقص و آواز اما نامنظم

یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۰


عنوان نسبتا گمراه کننده فیلم یکی از دلائلی ست که سبب مشکوک بودن به «ریو 2» می شود، یک دنباله چشمگیر و گوشخراش، که  با زحمت و سختی سعی کرده مخلوطی از یک  کمدی گستاخانه خانوادگی، یک چاشنی صادقانه ی حمایت از محیط زیست (یک تور جنگلی ویژه)، یک بازدید گسترده از رقص و موسیقی های رایج دنیا، و یک بازسازی «ملاقات با والدین» (جی روچ - 2000) را در فیلمی خوش آب و رنگ، و پر سر و صدا جای دهد. با اشاره های بی شماری به طبیعت و محیط زیست و همچنین ماجراهای یک طوطی آبی رنگ و نادر برزیلی، که با خانواده جدید خود در حال ماجراجویی در جنگل های بارانی و خطرناک آمازون است، این انیمشن فانتزیِ خوش رنگ و رو، بااستعداد و پر از انرژی ست. ولی از این شاخه به آن شاخه پریدن این فیلم سرانجام ثابت می کند که بیشتر خسته کننده است تا هیجان انگیز. از طرفی راجع به طبیعت و بقای آن سخن می گوید، و لحظه ای بعد آهنگی از گلوریا گینر  به سوی تان پرتاب  می کند، و در عین حال، تکه های کمدی مبهم در لابلای آن جای می دهد.

برای مخاطبینی که به این نوع فیلم های آموزشی علاقمند هستند، کمپانی فاکس جدیدترین محصول خود را با همکاری استودیوی بلو اسکای، و با همان فرمول برنده ی «ریو» که در  سال 2011 آن انیمشن را یک موفقیت غیرمنتظره، با فروش جهانی 486 ملیون دلاری کرد، ارائه می دهد. از این مبلغ، حدود 341 میلیون دلار آن از کشورهای خارج از آمریکا بود، و به نظر می رسد «ریو 2» نیز محبوبیت درخشان و مشابه ای در سطح جهانی داشته باشد، با فروشی بیش از 10 میلیون فقط در تعداد معدودی از شهرهای دنیا (از بیست و هفتم مارس
در برزیل و یازدهم آوریل در سراسر دنیا). عاملی که کمک  بزرگی برای تبلیغات این فیلم بود یک CD موسیقی متن بود که چندی قبل از آغاز نمایش فیلم، با تبلیغات گسترده به بازار آمد، که مخلوطی بود از هیپ هاپ، سامبا، موزیک های سبک برادوی (با مدیریت  آهنگساز جان  پاول، تهیه کننده سرجیو مندز، و ترانه سرا کارلینوس براون).

در نتیجه، «ریو 2» حتی از فیلم قبلی خود نیز بیشتر شبیه یک موزیکال کامل است، و این کاملا از اولین صحنه فیلم آشکار است: بیشتر رقص و پایکوبی در خیابان های ریو دوژانیرو، بیشتر آتش بازی بالای سر عیسی مسیح نجات دهنده، بیشتر زندگی شهری برای بلوی مضطرب (دوباره با صدای جذابِ جسی آیزنبرگ) و جیوئل (با خوش صداییِ آن هاتاوی)، دو  طوطی بسیار نادر و کمیابی که در پایان فیلم قبلی به هم رسیدند. حال، آنها سه جوجه ی بانمک و سرزنده دارند (باصدای راشل کرو، پیرس گاگنون و آماندا استنبرگ) و کمابیش زندگی  شادی را سپری می کنند، گرچه بلو که بزرگ شده ی مینه سوتا ست هنوز جیوئل را با عادت های خود به زندگی مدرن و ماشینی عصبانی می کند؛ به جای چیدن آجیل های تازه برزیلی از درخت برای صبحانه (به روش جیوئل)، برای بچه ها پن کیک درست می کند.

ذهن جیوئل تا حدی گرایش به بازگشت به طبیعت دارد، و وقتی صاحب سابق بلو، لیندا (لزلی مان)، و همسرش، تولیو (رودریگو سانتورو) که عاشق طبیعت است متوجه می شوند که  این طوطی های آبی رنگ آنقدرها هم که فکر می کرده اند نادر و در خطر انقراض نیستند، جیوئل به آرزوی خود می رسد. با شور و اشتیاق فراوان برای رسیدن به هم نوع های خود، بلو و بچه ها را راضی می کند که با او به یک سفر 2000 مایلی به جنگل های بارانی بروند، همانجا که این طوطی های آبی کشف شدند، علیرغم خطرهای متعدد از قبیل مارهای بوآ، رطیل، عقرب و پیرانا. و البته طبیعی ست که در طی این سفر، افراد خوشگذرانی مانند توکان رافائل (جورج لوپز) کاردینال پدرو، استاد موسیقی رپ (ویل. آی. ام) و قناری نیکو (جیمی فاکس) نیز آنها را همراهی می کنند که تضمین کنند حتی یک لحظه هم بدون موسیقی و رقص و پایکوبی سپری نخواهد شد (خدا را شکر، لوییز، سگ تُف تُفی و دهان خیس با صدای تریسی مورگان، در ریو دوژانیرو می ماند و در اکثر  طول فیلم  از صحنه خارج  است).

فیلمنامه (از نویسنده فیلم قبلی، دان ریمر به علاوه سه نویسنده جدید)، الهام گرفته از داستانی از کارگردان متولد برزیل، کارلوس سالدانا (که یک بار دیگر افسار کار را در دست گرفته است)، به حد کافی زیرکانه نوشته شده که قادر به افزایش بحران و کشمکش اصلی فیلم قبلی باشد: با اینکه بلو بعضی از لذت های در قفس بودن را در فیلم «ریو» پشت سر گذاشته، ولی این پرنده ی ترسو هنوز باید کاملا رفاه و آسایش گذشته را فراموش کند. او بهتر متوجه این واقعیت می شود وقتی در طی سفر، یک قبیله از طوطی های هم نوع خود را می بیند.  تصادفا، این قبیله خانواده گم شده ی جیوئل است که او سالها فرض می کرده کشته شده اند. تحت ریاست پدر متکبر و استبدادی جیوئل، ادواردو (اندی گارسیا)، که بی نهایت از بازگشت دخترش خوشحال است ولی نه چندان از اینکه او یک پرنده اهلی و خانگی را به عنوان شوهر انتخاب کرده. موضوع دیگری که حتی بیشتر بلو را ناراحت می کند هم بازی دوران  طفولیت جیوئل، روبرتو (برونو مارس) است که اکنون صدایی آرام و دلنشین دارد که بی تردید حس حسادت را در بلو زنده می کند.

این تضادهای درام کمی بیشتر از حد یک فیلم 101 دقیقه ای کودکانه است، مخصوصا وقتی تقریبا تمام لحضات پرهیجان همراه با یک نوع هنرنمایی موزیکال است. آهنگ "او ویدا"، به  زبان پرتغالی و انگلیسی، بلو و خانواده اش را از ریو تا جنگل های بارانی همراهی می کند، در حالی که "موجودات زیبا"، با هنرنمایی گروه طبل برزیلی "باربا اتوکس"، به افتخار طرز زندگی طبیعی این طوطی های زیبا اجرا می شود، همراه با پروازهای همگام شده ی پرندگان با آهنگ، که طراوت و جلوه رنگین و زیبایی به این فیلم می دهد (که قطعا سه بُعدی بودن  فیلم این صحنه ها را حتی زیباتر، و بیشتر قابل لمس کرده است). در صحنه ای دیگر، آن هاتاوی هنر بی نظیر آواز خوانی خود را با اجرای لالایی زیبای "دونت گو اوی" نشان می دهد، در حالی که بازیگران دیگر، از جمله ویل. آی. ام، فاکس، کرو، گارسیا و ریتا مورنو (در نقش عمه ی جیوئل)، هنرنمایی خود را در آهنگ "باتوکادا فامیلیا" (آهنگی پرهیجان و گیرا برای کارناوال
آمازون) به نمایش می گذارند.

موسیقی این فیلم بسیار زیباست، ولی فراموش نشدنی نیست (هیچ قطعه ای در این فیلم وجود ندارد که حتی قابل مقایسه با موسیقی متن فیلم «یخ زده» باشد).  ولی «ریو 2» بیشتر شبیه به یک شرح حال خارج از کنترل است، با داستان های جانبی و فرعی متعدد، یکی پس از دیگری. در آغاز، لیندا و تولیو که طرفدار طبیعت هستند با یک عده تخریب کننده طبیعت و محل زندگی طوطی های آبی دست و پنجه نرم می کنند؛ سپس، در یک موضوع بی ربط و در نهایت بی مصرف، دشمن قدیمی بلو و جیوئل، طوطی سفید و کینه جو، نایجل (جمین کلمنت)، توطئه ای انتقامی علیه آنها می چیند که به طرز مسخره ای به اجرای آهنگ "من زنده می مانم" ختم  می شود. شریک جرم او گبی (کریستین چِنووِث) است، یک قورباغه صورتی رنگ که شدیدا عاشق نایجل شده، ولی متاسفانه گوشت سمی او مانع انجام خواسته های جنسی او با نایجل می شود؛ شیطنت های او (مانند خانم لاوت سویینی تاد) به  اوجی دیوانه وار و مضحک می رسد که به تک خوانی گبی (آهنگ "عشق سمی") با صدای خود کریستین چِنووِث ختم می شود.

فیلم سرگرم کننده ای به نظر می رسد، نه؟ بعضی از قسمت های آن بد نیست. ولی همین داستان های جانبی بی ربط است که در حال رقابت با یکدیگر، سبب می شوند تماشای «ریو 2» مثل یک ضیافتی در جنگل باشد که هر پنج دقیقه یکبار شخصی به شما دستور می دهد: آن درخت را قطع نکن! آن جی پی اس/ موبایل/ آی پد را کنار بگذار! زن راضی، زندگی  خوب! مواظب آن طوطی باش! با اینکه کارلوس سالدانا و همکارانش یک نوع آشتی را بین بلو و بقیه همنوعان بی تمدنش هماهنگ می کنند، که شبیه جنگی تاریخی ست بین انسان و پرندگان، و دست کمی هم از فیلم «پرندگان» آلفرد هیچکاک ندارد، درس عبرت نهایی این داستان مضحک و پر محتوا -- محافظ خانواده خود باشید، در حالی که حفاظت از محیط  زیست را فراموش نکنید، و این دو کار را در حال رقص و شادی دائم انجام دهید -- به نظر ایده غیر قابل بحث و خوش نیتی ست، ولی کمی دور از واقعیت.

بیشتر بخوانید: پرندگان مرغوب

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...