- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : سارا صداقتی
ممکن است این ادعا بدگمانی تلقی شود، اما احتمالا این ادعا درست است که این مرگ پل واکر بازیگر هالیوودی بوده که به «عمارتهای آجری» جان بخشیده است. این یک فیلم اکشن رده چهارم است، که جز سر و صدای گوش خراش سکانس های اکشن و مبارزات پیش پا افتاده و بی نهایت خسته کننده اش چیز دیگری در چنته ندارد، اما در عین حال میتواند تحت عنوان "آخرین فیلم کامل" ساخته پل واکر به فروش خوبی دست پیدا کند. به همین علت به جای اینکه مستقیما به صورت نمایش خانگی – که در اصل هم به همانجا تعلق دارد - عرضه شود، روانه پرده سینماها شده است. از زمانی که دونالد پلیزنس صحنه را درست کمی پس از اتمام «هالووین 6» (1995) ترک کرد، بازیگر مطرح دیگری از چنین وداع مفتضحانه و سخیفی رنج نبرده بود.البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که پل واکر خارج از مجموعه فیلم های «سریع و خشمگین» چندان درخششی نداشت. هرچند مدت مطولانی انتظار میرفت که در عرصه فیلم های اکشن بتواند به بازیگری موفق و طراز اول تبدیل شود، اما او هیچگاه در این زمینه به بلوغ نرسید. «عمارتهای آجری» نمونهای از پرسههای نازلتری است که او از سرِ اجبار به آنها تن میداد، تا بتواند خارج از گشت و گذارهایش با وین دیزل در عرصه سینما باقی بماند. خوشبختانه از «عمارتهای آجری» به عنوان میراث واکر یاد نخواهد شد. در واقع خیلی زود گرد فراموشی بر این فیلم خواهد نشست، چنانکه که وقتی کسی از زندگی و آثار واکر سخن بگوید این فیلم را به یاد نخواهد آورد.
داستان این فیلم از خود چیزی اصیل برای هیجان درآوردن و غافلگیری تماشاگران ندارد و بیشتر شبیه به یک نسخه نازل و سطح پایین از «یورش: رستگاری» (2011) میماند. دامین یک پلیس مخفی است، که وظیفه دارد با همکاری یک مجرم سابق به نام لینو به "عمارت های آجری"، شهرک مشهور خلافکاران در دیترویت نفوذ کند. در آنجا باید مقر سرکرده و رئیس تبهکاران یعنی تریمن که یک بمب نوترونی در اختیار دارد را شناسایی کند. از بخت بد دستکاریهای ناشیانهی تریمن بمب را فعال و شمارش معکوس انفجار آن را آغاز کرده است. از همین رو دامین 10 ساعت فرصت دارد تا آدم بد داستان را متقاعد کند تا اجازه دهد بمب را خنثی کند. اما مشکلی وجود دارد؛ اینکه دامین، ترمین را در مرگ پدرش مقصر میداند و مایل است از او به سختی انتقام بگیرد.
اگر ساخت و تولید فیلمی توام با ذوق و سلیقه و انرژی باشد، هیچ چیز به اندازه دیدن یک صحنهی اکشن نمیتواند جذاب و هیجان انگیز شود. با این حال وقتی که خالی از هرگونه خلاقیت و شور و شوق انجام شده باشد، این یک اکشن تکراری و خسته کننده خواهد بود. در نتیجهی تماشای «عمارتهای آجری» احتمال این که آدرنالین تان ته بکشد بسیار است تا اینکه چیزی از فیلم دستگیرتان شود. تعقیب و گریزهای تکراری ماشینی یا پیاده و همینطور تیراندازیها و درگیری و مبارزات تن به تنِ بی هدف که ستون فقرات در هم شکستهی طرحِ نخنمای این فیلم را تشکیل میدهند، به هیچ عنوان از تعلیق و هیجان بویی نبرده اند. در هیچکدام از صحنه های فیلم به هیچ عنوان احساس این که یکی از کاراکترهای فیلم در معرض خطر قرار دارد به مخاطب دست نمیدهد. در واقع به کار بردن واژه "شخصیت" برای توصیف این شکلکهای رنگ پریده و نقشهای چوبی نیز اغراق آمیز است.
«عمارتهای آجری» که فیلم خوش ساخت و قابل قبول «بلوک 13» محصول 2004 فرانسه را بازسازی کرده است. این فیلم همه مواد اولیه یک فیلم اکشن را داراست، اما این مواد با کارگردانی کامیل دولامار (که اولین فیلمش را کارگردانی کرده است) به دور از هرگونه سبک و یا هوش و استعداد سر هم بندی شده اند و کمترین بویی از انسجام و یکدستی نبرده اند. یک بمب نوترونی؟ نه واقعا قرار است جدی بگیریم؟ اگر شرایط طور دیگری بود، «عمارتهای آجری» داوطلبی موجه برای ورود به قلمروی "فیلم هایی که خیلی خوب بد هستند" به شمار میآمد. متاسفانه مرگ نابهنگام پل واکر ضربه بزرگی به تولید فیلم وارد کرده است، بالاخص زمانی که میبینیم شخصیتش درگیر تعقیب و گریزهایی با سرعت و ضرباهنگ بالا است. این طعم تلخ ماندگار تحمل «عمارت های آجری» را طاقت فرسا میکند. اینجا هیچ چیز جالبی وجود ندارد که بشود با آن خوش بود و اگر یک فیلم اکشن نمره قبولی را به عنوان یک سرگرمی جذاب نگیرد، پس ساخت آن چه فایدهای دارد؟ اصلا هدف از ساخت این فیلم چه بوده است؟ اگر سازندگان این فیلم واقعا در پی ادای احترامی به یاد و خاطره ی پل واکر بودند، حرکت شایستهتر احتمالا این بود که محترمانه «عمارتهای آجری» را همراه با پل واکر به خاک میسپردند، تا اینکه با یک اثر ناقص الخلقه اقدام به نبش قبر او نمایند.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...