آخرالزمان در یک مهمانی شبانه

چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵


زمانی که ماه سپتامبر از راه برسد، «این آخرشه» احتمالا یکی از گزینه ها به عنوان خنده دارترین فیلم تابستان 2013 خواهد بود. فیلم در زمان 107 دقیقه ای خود طنز خیلی بیشتری از فیلم های مشابه (به عنوان مثال «خماری 3» و «کارآموزی») دارد و وقتی شما را می خنداند خنده ای از ته دِل خواهید داشت. البته بین این انفجارهای خنده زمان هایی نیز وجود دارد که فیلم به خاطر سناریوی مرسوم ژانر فاجعه اش، کم رمق می شود. اما در مجموع فیلم خنده دارتر و پر انرژی تر از خیل فیلم های ناامیدکننده این فصل است.

بخش قابل توجهی از فیلم در عمارت جدید جیمز فرانکو در هالیوود اتفاق می افتد. او به مناسبت خرید این خانه مهمانی بزرگ و مفصلی ترتیب داده و حدود صد نفر از دوستانش که شامل ست روگن، جی باروچل، جونا هیل، کریگ رابینسون و دنی مک براید می شود در آن حضور پیدا کرده اند. افراد دیگری هم در مهمانی هستند (مثل مایکل سرا، اما واتسون، ریحانا و دیوید کرام هولتز) که مدت زیادی در فیلم حضور ندارند زیرا درست وسط مهمانی، پایان دنیا، آنطور که در انجیل ذکر شده، آغاز می شود. در ابتدا افراد داخل عمارت متوجه حوادث در حال وقوع نمی شوند تا این که زلزله ای بزرگ آغاز می شود و شیاطین و موجودات اهریمنی از وسط چاه بزرگِ ایجاد شده به بیرون می ریزند و اینجا است که اوضاع خطرناک و در واقع شیر تو شیر می شود. بازماندگان این حادثه در خانه فرانکو جمع می شوند و تلاش می کنند حدس بزنند چگونه می توانند از روز داوری جان سالم به در ببرند. آنها غذاهای باقی مانده را جمع کرده و تلاش می کنند برای تنها مجله هرزه نگاری که دارند کاربردی پیدا کنند، بر سر هم فریاد می کشند و به نوعی در حال رقم زدن دنباله غیر رسمی فیلم «قطار سریع السیر آناناس» (دیوید گوردون گرین - 2008) هستند.

در حالی که شش بازیگر اصلی فیلم همگی سعی کرده اند چهره ای نسبتا منطبق با شخصیت های واقعی شان با اندکی چاشنی طنز را ارائه دهند، چهره های برجسته فیلم دو تن از بازیگران فرعی فیلم هستند که روی هم رفته حدود پنج دقیقه جلوی دوربین قرار می گیرند. یکی از آن ها مایکل سرا است که نقش یک احمق کوکائینی را به عهده دارد و نقشش در صحنه غافلگیری در حمام و در پایان فیلم چشمگیر است. دیگری اما واتسون است که قالب هرمیون (شخصیت او در سری فیلم های «هری پاتر») را شکسته و با بد دهانی و ناسزاگویی و همینطور چرخاندن تبر در هوا، شکل و شمایلی جدید از خود ارائه می دهد. او همچنین در یکی از بهترین دیالوگ های فیلم نیز دخیل است که در تبلیغات فیلم نیز به کار رفت؛ "همین الان هرمیون همه چیزمونو دزدید".

«این آخرشه» فرصتی به روگن و فرانکو داده تا شایعاتی که در روزنامه های زرد در موردشان به راه افتاده را به سخره بگیرند. روگن را به ندرت بدون ماری جوانا می بینیم و در یکی از صحنه های فیلم مواد باعث می شود توهمی در قالب "گنگنم استایل، یک تک آهنگ پاپ کره ای از رپر اهل کره جنوبی، پارک جی سانگ که به دلیل طنز و تم گیرا و رقص ناموزون به طور گسترده مورد تحسین قرار گرفته است" داشته باشد. فرانکو هم در گوشه گیری عجیبی که به او نسبت می دهند مبالغه می کند. دنی مک براید در نیمه تاریک فیلم فرو رفته و بعد از سر در آوردن از مکانی عجیب و غریب برای خودش برده ای جنسی دست و پا می کند.

فیلم رشته ای از لحظات خوب و نسبتا خوب است که در بعضی قسمت ها غافلگیرکننده می شوند. لحظات زیادی در فیلم وجود دارند که علی رغم منفصل بودن از کل ماجرا بیننده را وادار به خنده می کنند. کیفیت بالای طراحی تولید بر ارزش فیلم افزوده است، زیرا معمولا در ژانر کمدی فاجعه صحنه های تخریب و نابودی کوتاه و آبکی هستند اما در اینجا این صحنه ها به اندازه کافی خوب کار شده اند. کیفیت گرافیکی شیاطین و موجودان اهریمنی که تا حدودی شبیه بالروگ در قسمت اول «ارباب حلقه ها» (2001) هستند را می توان چیزی بین درجه یک و دو دانست و کیفیت گرافیکی بالای فجایع فیلم چیزی از لحن کمدی آن کم نکرده است.

احساس من این است که فیلم در ابتدای مطرح شدنش ایده ای کوچک و صرفا تفریحی بوده و به تدریج به پروژه ای بلند پروازانه و بزرگ تبدیل شده است. «این آخرشه» فیلمی نامتعارف و غیرمرسوم است و به آنچه در تبلیغاتش وعده داده شده عمل می کند .فیلم تجربه ای که «خماری» (تاد فیلیپس-2009) رقم زد را در 2013 دوباره تکرار می کند. تخیلات منحرفانه ی سِت روگن و ایوان گلدبرگ چیزی را ارائه می دهد که بسیاری فیلم های تابستان در ارائه آن ناکام بودند؛ تجربه ای طنز و مفرح که از زیاده روی و مسخره شدن در آن خبری نیست.


منبع : فیلم نگاه
  • راضیه خضری
  • |
  • پنج شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰:۱۳
  • |
  • ۱
  • |
  • ۱۰۴۱
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

شیدا قهرمانی
  •  6
  • |
  •  13
  • |

    فیلم شلوغیه. یکجورایی فیلم آشفته ای به نظر می رسه. بخاطر همین هم زیاد به دلم ننشست.