آخرین «مرد عنکبوتی»، تکرار داستان قدیمی؛ و فرصت های ازدست رفته

پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۵


باید فیلم کم جان و بی رمقی مانند «مرد عنکبوتی شگفت انگیز 2» از راه برسد تا به مخاطبان یادآوری کند چرا فیلم هایی مانند «کاپیتان امریکا: سرباز زمستانی» جزء فیلم های برتر محسوب می شوند. در ژانر فیلم های ابر قهرمانی، درهم و برهم شدن، گیج کننده بودن و سقوط به ورطه کلیشه ها کار آسانی است. پنجمین «مرد عنکبوتی» که ادامه ای بر بازسازی غیرضروری این مجموعه فیلم است، فیلم غیرمنسجمی است؛ یک معجون سینمایی سرهم بندی شده که لحظه های به واقع تأثیرگذاری را با سکانس های اکشن خوش ساخت و ملودرامی دست چندم، شرح و تفسیر های طولانی و گرافیک کامپیوتری بیش از حد نمایان ترکیب می کند. نقاط ضعف زیادی در فیلم وجود دارند که اجازه نمی دهند تماشای آن به تجربه ترشح آدرنالین به صورت متداوم - که بیننده از یک فیلم مهم فصل تابستان انتظار دارد - تبدیل شود.


زمانی که در حال تماشای «مرد عنکبوتی شگفت انگیز 2» بودم، احساس می کردم گروه فیلمنامه نویسان یعنی الکس کورتزمن، روبرتو اورچی و جف پینکتر به همراه کارگردان آن مارک وب هر چیزی را که به ذهنشان رسیده است به سمت مخاطبان شلیک کرده اند تا ببینند کدام یک به هدف می خورد. لحظات زیبایی در «مرد عنکبوتی شگفت انگیز 2» وجود دارد، به خصوص اواخر فیلم، اما به نظر می رسد کلیت فیلم توسط فیلمسازانی سرهم بندی شده است که نمی توانند ویژگی های سینمای جذاب را تشخیص دهند. زمان کوتاهی برای پرورش روابط مهم و اصلی اختصاص داده شده است. شخصیت منفی اصلی (اگر اصلا چنین شخصیتی وجود داشته باشد) فقط سر و صدا راه می اندازد و هیچ تهدید و خطری در کارهایش به چشم نمی خود. رفع و رجوع ماجرای مرموز ریچارد و مری پارکر هم به صورت یک ضد نقطه ی اوج و سقوط در سیر صعودی وقایع عمل می کند. مرد عنکبوتی زمانی که با تارهای خود به این سو و آن سوی شهر نیویورک تاب می خورد، با وضوحی بیش از حد ساخته و پرداخته ی هنرمندان گرافیک کامپیوتری است. البته این انتقادی است که از زمان اولین فیلم «مرد عنکبوتی» ساخته سام ریمی درباره قلاب انداختن به وسیله تارها مطرح بود. شیوه نمایش سه بُعدی فیلم هم یادآور و بازگو کننده معایب تکنولوژی و استفاده از فناوری روز است. 3 دلار بیشتر پول بلیت می دهید تا تصاویری تیره و تار، و رنگ و رو رفته و چند مورد معدود برجستگی و هیجان حاصل از سه بُعدی بودن نصیب تان شود.


بخش عمده ای از فیلم به وقایع جاری در داخل و اطراف شرکت همه جا حاضرِ آزکارپ می پردازد که در شهر نیویورک در زمینه تکنولوژی کامپیوتری فعالیت می کند و گوئن استیسی - نامزد مو طلایی ریچارد پارکر معروف به مرد عنکبوتی- را به استخدام خود در آورده است. گوئن دختر دلنشین و جذابی است اما پیتر که به شکل یک بچه زرنگ از خود متشکر تصویر شده، اینطور نیست. حداقل در اوایل فیلم پیتر شخصیت دوست داشتنی ای نیست، گرچه فیلمنامه کم کم به او ویژگی های انسانی بیشتری می بخشد. پیتر که نگران است رابطه اش با گوئن زندگی او را به خطر بیندازد، با او به هم می زند. اگر عاشق اش است باید او را رها کند.

در همین حال، متوجه می شویم که صمیمی ترین دوست دوران کودکی پیتر، هری آزبورن دوباره به شهر برگشته تا بعد از مرگ نابهنگام پدرش مسئولیت امور آزکارپ را بر عهده بگیرد. بعد از یک صحنه تجدید دیدار مسخره دوباره همه چیز برای آن دو مثل روز اول و دوران کودکی می شود. اما حالت تصنعی ای که هری در به دوستی پذیرفتن پیتر نشان می دهد به زور به تماشاگران تحمیل می شود و باعث می شود این رابطه کار به جایی نبرد که این برای فیلم چیزی جز یک شکست نیست. در «کاپیتان امریکا: سرباز زمستانی» توانستم بپذیرم که شخصیت اصلی و باکی بارنز زمانی رفقایی صمیمی بوده اند، اما اینجا اینطور نیست.



زمانی که هری و پیتر مشغول تقویتِ رابطه دوستانه خود هستند، برای یکی از مهندسان برقِ وفادار آزکارپ به نام مکس دیلون سانحه ای رُخ می دهد. او بعد از اینکه دچار برق گرفتگی می شود درون مخزنی پر از مارماهی های عجیب و غریب پرتاب شده و مارماهی ها او را چندین بار گاز می گیرند. مکس به جای اینکه مثل یک کارمند به شدت مشتاق و دارای حس احترام به خود بمیرد، به یک شخصیت منفی با قدرتی فوق انسانی به نام الکترو تبدیل می شود. فیلمنامه هرگز به خود زحمت نمی دهد تا قوانینی را که بر وجود او حاکمند و یا محدودیت های او را به خوبی توضیح بدهد. انگیزه های او هم خیلی ضعیف تعریف شده اند. میل وجودی او به غیر از کشتن مرد عنکبوتی چه چیز دیگری می تواند باشد؟ الکترو شخصیت مرد شنی در فیلم «مرد عکنبوتی 3» را به یاد مخاطب می آورد: یک شخصیت منفی تحمیل شده که تنها به این دلیل در فیلم حضور داشت تا سکانس های نبرد را متنوع تر کند. به نظر من شخصیت منفی اصلی این قسمت گرین گابلین / جن سبز است، اما او تا نزدیک به اواخر فیلم سر و کله اش پیدا نمی شود. علاوه بر او رینو / کرگدن هم حضور دارد اما اولین صحنه حضور او حتی از گابلین هم دیرتر رُخ می دهد. حقیقت این است که «مرد عکنبوتی شگفت انگیز 2» طی نزدیک به نیمی از زمان نمایش خود شخصیت منفی ندارد، که این موضوع باعث شده فیلمنامه ای پر پیچ و خم به وجود بیاید که سعی دارد خود را به این طریق پیش ببرد که به تماشاگران حقه بزند و به آنها القا کند در حال تماشای یک فیلم تلویزیونی خانوادگیِ دم دستی با حضور ابر قهرمانان هستند.



همانطور که از دو نفری که در دنیای واقعی هم در رابطه عاشقانه هستند انتظار می رود، اندرو گارفیلد و اما استون هم کشش تعدیل شده و زیبایی به نمایش می گذارند، گرچه نمی توانند در ایجاد جذابیت تصویری کاملا به پای توبی مگوآیر و کرستن دانست برسند. با وجودی که وقایع به طوری پیش می روند که کمی از کج خلقی های این نسخه ی خودنمای ارائه شده از پیتر پارکر را ازبین ببرند، گارفیلد هیچگاه نمی تواند کاملا از حال و هوای "یک سر و گردن از همه بالاتر بودن" بیرون بیاید. دشمنان مرد عنکبوتی افراد بی جذبه و کسل کننده ای هستند. دین دی هان که بازی اش در فیلم «تاریخچه» تاثیرگذار بود، نمی تواند در این فیلم جای پای خود را محکم کند. تبدیل شدن او بیشتر از آنکه تراژیک و غم انگیز به نظر برسد اتفاقی اجتناب ناپذیر است و تصویری که او از گرین گابلین به تماشا می گذارد شبیه به یکی دیگر از همان شخصیت های منفی آدم کش معمولی در کتاب های کمیک است. درباره الکترو باید گفت که احتمالا تنها در 50 درصد مواقع جیمی فاکس است و در 50 درصد دیگر گرافیک کامپیوتری است که او را تصویر می کند و اینکه به نظر می رسد فاکس از ریچارد پرایور در فیلم «سوپرمن 3» تقلید می کند کمکی به بهبود اوضع نمی کند.



اغراق نیست اگر بگوئیم که 15 دقیقه ی پایانی «مرد شگفت انگیز 2» را از تبدیل شدن به یک فاجعه تمام عیار نجات داده است. از نظر وام گرفتن خط داستانی از کمیک ها، بخش پایانی این کار را در حدی معقول انجام می دهد بی آنکه کاملا از آنها تقلید کند. این بخش از «مرد شگفت انگیز 2» به نظر واقعی تر می آید و کمی غیرمنتظره و صادقانه تر از آن چیزی عمل می کند که از سایر فیلم های ابر قهرمانی قراردادی انتظار داریم. این بخش به فیلم معنا می دهد، به محصولی که در صورت نبودِ آن فیلمی کاملا پراکنده و آشفته بود که می توانست از کم کردن زرق و برق ها و کار کردن بر روی فیلمنامه بهره بجوید.

منبع : فیلم نگاه
  • پیمان جوادی
  • |
  • پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۳:۳۸
  • |
  • ۰
  • |
  • ۲۷۵۲
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...