- نویسنده : جان اندرسون
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : ورایتی
آنچه که «روانی» هیچکاک از خود به ارث
گذاشته اکنون پس از گذشت سالها همچنان میتوان آثار و نتایج آن را مشاهده کرد. «پارکینگ شماره 2» یکی از این نمونههاست که اتفاقا فیلم غیرمنتظرهای ست. بیشتر زمان
داستان فیلم در یک پارکینگ میگذرد. در واقع سازندگان این فیلم با قرار دادن یک
پارکینگ به عنوان لوکیشن اصلی خود بیشتر انرژی و تلاششان را بر این قرار دادهاند
تا با استفاده از این فضا ترس و وحشتی واقعی را در لایههای زیرین اثر نشان دهند و
ترسی متقاعدکننده و به دور از هرگونه نمایشی بودن و مصنوعی بودن را به نمایش
گذارند. فیلم برای رسیدن به نتیجه مطلوب دارای یک پیش درآمد، یک هسته مرکزی و یک
پایانبندی است. فیلم استعداد تبدیل شدن به یک فیلم بیمایه را داشته اما بیشتر
مستعد فیلمی در ژانر خون و خونریزی یا ژانر موسوم به اسلاشر (سلاخی) ست.
«پارکینگ شماره 2» قصه سادهای دارد.
آنجلا زن زیبای جوانی ست که به عنوان مدیر اجرایی در یک شرکت کار میکند.
زمان زیادی تا کریسمس باقی نمانده و آنجلا تا دیر وقت در دفترش مشغول به کار است.
او عاقبت تصمیم میگیرد که کار را تعطیل کرده و به خانهاش برود. آنجلا به پارکینگ
ساختمان میرود تا سوار اتوموبیلاش شود. ساختمان تقریبا خالی ست و همه رفتهاند.
آنجلا
پشت فرمان مینشیند و استارت میزند اما استارت کار نمیکند. از آنجایی که
در فیلمهای آمریکایی این جمله که "هیچگاه به عنوان آخرین نفر در شب کریسمس
محل کار خود را ترک نکنید" یک حقیقت بدیهی ست، پس حتما اتفاق بدی خواهد
افتاد. برای آنجلا هم این اتفاق از جانب توماس میافتد. آنجلا به کمک
نیاز دارد که ناگهان توماس– نگهبان پارکینگ- از راه میرسد و به او پیشنهاد کمک میکند.
آنجلا تا پیش از این هرگز او را ندیده اما توماس او را به خوبی میشناسد. چون ماهها
از طریق دوربینهای امنیتی پارکینگ حرکات او را تحت نظر داشته است. انجلا که مثل
موشی توی تله افتاده، به تدریج پی میبرد که این مرد جوان حالتی غیرعادی دارد اما
به روی خود نمیآورد. بخشی از مشکل آنجلا برای مقابله با توماس از آنجا ناشی میشود
که او هیچگاه با آدم روانپریش و دیوانهای برخورد نداشته است. نهایتا مشخص میشود
که توماس قصد آسیب رساندن به آنجلا را دارد. در ادامه ماجرا توماس با استفاده از
داروی بیهوشکننده آنجلا را بیهوش میکند. آنجلا به هوش میآید و متوجه میشود که
با زنجیر به مبل بسته شده است.
«پارکینگ شماره 2» ضرباهنگ مناسب، موسیقی
و فیلمبرداری ماهرانهای دارد، به طوری که بعد از مدتی خود را بر تماشاگر
تحمیل میکند.
اگر پس از تماشای فیلم در شب هنگام اتاقتان را ترک کنید تا مدتی ترس و نگرانی دست
از سر شما برنخواهد داشت. موسیقی توما نداندی هرچند که ناشی از ملودی آوای کارول -
موسیقی آشنای کریسمس- است اما بر شدت، ضرباهنگ و همینطور تاثیرگذاری صحنههای فیلم
افزوده است. موسیقی فیلم در ترکیب با صحنههای ترسناک، ترکیب غریب و وحشتزایی را
به وجود آورده است. فیلمبرداری ماکسیم الکساندر نیز در صحنههای بسته، خفقانآور و
کلستروفوبیک فیلم، شاخص و قابل اعتناست؛ بخصوص در فضای بسته پارکینگ که نوعی احساس
ناخوشایند به تماشاگر منتقل میشود.
بازیهای دو بازیگر اصلی فیلم نیز مسلط و
ماهرانه است. نیکولز و بنتلی به نوعی یک زوج ناجور محسوب میشوند که نبرد پنهان و
آشکار آنها تا به پایان عامل اصلی جذابیت فیلم به شمار میرود. راشل نیکولز دختری ست
زیبا و شبیه گریس کلی. آنجلا زن باهوشی ست و مرتکب هیچ رفتار و حرکت احمقانهای
نمیشود. او هرچند ترسیده اما کنترل خود را حفظ میکند، چون ذاتا آدم پردل و جراتی
ست که تقریبا همه تصمیماتاش درست است؛ هرچند که در مرحله اجرای آنها با مشکلاتی
روبرو میشود. او آدمی دوستداشتنی ست که در برخورد با شخصیت روانپریش فیلم به طور
هم زمان دچار همدردی و حس ترحم و دستخوش
هیجان است. توماس هم بیشتر شبیه نورمن
بیتس فیلم «روانی» ست. او در پشت لبخندها و خندههایش به شدت به هرچیزی و هرکسی
بدگمان است. او روانپریش و دیوانه است اما دیالوگهای بیمعنی بر زبان او جاری نمیشود.
او کتاب «خورشید طلوع میکند» ارنست همینگوی میخواند و از این متعجب است که چرا
آنجلا حاضر نیست شام شب کریسمس را با وی صرف کند، چون او تنها قصد دارد تا با این
خانم زیبا دوست شود. او یک بیمار دو شخصیتی ست که نمیتوانیم از او متنفر باشیم.
«پارکینگ شماره 2» علیرغم فراز و نشیبهایش، در مجموع فیلم خوب و خوش ساختی ست که تنش و تعلیق را با طنز سیاه در هم آمیخته و راه و روش ترساندن و شوکهکردن تماشاگرانش را خیلی خوب بلد است.

دیدگاه ها
اینکه با 2 بازیگر و آن هم در یک فضای بسته بتونی این همه تعلیق و هیجان ایجاد کنی خیلی خیلی جالبه. اما داستان فیلم از همان ابتدا مشکل داشت. می تونست بهتر باشه.
انصافا که که فیلم مهیج و سرگرم کننده ای هست. اما دیگه بیشتر از این نباید از فیلم انتظار داشت.