- نویسنده : تای بار
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : بوستون گلوب
هنگام تماشای «بهشت واقعی است» از همان ابتدای عنوان بندی آغازین تا به پایان می دانید که قرار است با چه چیزی مواجه شوید. این فیلم اقتباسی ست از کتاب پرفروش تاد بورپو با همکاری لین وینست، که به داستان رویارویی پسر کوچک او با زندگی پس از مرگ می پردازد. افراد بدبین و شکاک و غیرمسیحی اجازه دارند مخالفت و عدم پذیرش خود را نشان دهند. داستان درباره یک روحانی اهل نبراسکا است که ادعا می کند پسر چهار ساله اش در طول یک عمل اورژانسی برداشتن آپاندیس به بهشت عروج کرده و حالا با داستان هایی از اسب عیسی مسیح و بستگان درگذشته ای که امکان ندارد در موردشان چیزی بداند، به زندگی زمینی بازگشته است. ای شکاکان، توبه کنید! یک کودک بایستی آنها را راهنمایی و هدایت کند و البته او فوق العاده دوست داشتنی و زیبا است.«بهشت واقعی است» به غیر از آنچه ذکر شد بخش قابل توجهی از زمان خود را به مسائل مربوط به عیب جویی و کلبی مسلکی و شکاکی اختصاص می دهد؛ یعنی بیشتر به کشمکش درون کسانی که از قبل به زندگی دوران پس از مرگ اعتقاد دارند می پردازد تا اینکه وقت خود را صرف تلاش برای به راه آوردن و تغییر مسلک دادن بی اعتقادها کند. این نکته باعث می شود این فیلم با
سایر آثار ژانر فیلم های مربوط به مسیحیت تفاوت داشته باشد، حتی اگر در نهایت به طور راسخ و پابرجا طرف فرشتگان، بهشتی مزین به رنگ های فلورسنت و مسیح به عنوان تجسم یک شخص نیک را بگیرد. افرادِ معتقد احتمالا به گرمی و شور و اشتیاق از فیلم استقبال خواهند کرد. اما دیگران ممکن است بعد از تماشای فیلم قانع و مجاب نشده باشند اما در عین حال به دلیل صمیمیت و خلوص فیلم و نبود محورهای ضدتفکر غیردینی به آن بها دهند.
تمام مسایل مربوط به ساخت و تولید به بهترین شکل ممکن به انجام رسیده و فیلم به لحاظ فنی کیفیت خوبی دارد و گروه بازیگران هم از میان بهترین بازیگران درجه دوم سینما انتخاب شده اند. گرگ کینر نقش بورپو را بازی می کند، یک روحانی با درآمدی پایین که در یک کلیسای وسلی (متعلق به مِتُدیست ها) در دهکده کشاورزی کوچک ایمپریال مقیم است. کلی رایلی با همدلی سرشار از نگرانی و دلنشینی در نقش همسر او سونجا ظاهر می شود. آنها مانند دیگر رهبران کلیسا، جی (توماس هیدن چارچ) و نانسی (مارگو مارتیندایل) مردمانی عادی هستند. کانر کورام در نقش کولتنِ چهار ساله در نمایش ذکاوت و زود به شعور رسیدن جادویی کودکان بی نظیر عمل می کند اما ظاهرا کولتنِ واقعی حتی از او هم دوست داشتنی تر و دلنشین تر است.
«بهشت واقعی است» که توسط رندال والاس («دبیرخانه») کارگردانی و نوشته (با همکاری کریستوفر پارکر) شده است، در یک منطقه مرکزی و مهم در آمریکا اتفاق می افتد که پریشانی های اقتصادی مانع از پیشرفت آن شده است اما هنوز هم به کمک پیوندهای اجتماعی سرپا ایستاده است. هیچ شخصیت شروری در این فیلم وجود ندارد. حتی خانم پرفسور روانشناسِ فیلم (نانسی سورل) تقریبا بی آنکه وجهه اش آسیبی ببیند از تیررس تماشاگران خارج می شود. این یکی از نکات جالب توجه فیلم های امروزی در رابطه با مسیحیت است که در آنها هیچکس اجازه ندارد واقعا و صادقانه از کاستی ایمان آنها آگاه شود. در بیشتر مواقع مرگ یک عزیز و شخصی نزدیک به آنها باعث شده است آنها "از دست خدا عصبانی" شوند.
تنها چند پیچش و تغییر در داستان و تصاویر لازم بود تا «بهشت واقعی است» بتواند تبدیل به یک فیلم ترسناک به سبک فیلم «طالع نحس» شود، مثلا یک نمای تاریک دیگر از نیمرخ کولتن که به شکلی شوم و بدشگون در یک راهرو قاب گرفته شده است. بحران اعتقادیِ تاد و بیگانگی با خانواده و اعضای کلیسایش بعضی اوقات یادآور کشتی گرفتن های ریچارد دریفوس با موجودات ناشناخته و سیب زمینی های له شده در فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» است، یا حتی رنج وجودی مایکل شانون در فیلم «پناه بگیر» که چندی پیش ساخته شد. «بهشت واقعی است» با وجودی که سؤالات زیادی را مطرح می کند، در نهایت در اینکه این پاسخ ها چه هستند به هیچ وجه کوچک ترین شکی ندارد. حالا می خواهید آن را به حساب ایمان و اعتقاد بگذارید، یا اصلا چنین فرضی نکنید.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...