- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
«کاپیتان آمریکا: سرباز زمستانی» اولین فیلم "استودیوی مارول" پس از «انتقامجویان» است که روح حقیقی یک اثر ابر قهرمانی را در خود دارد: نبرد، هیجان و ماجراجوییهای فراوان و پایانی همخوان با سایر قسمتها. این فیلم که ادامه «کاپیتان آمریکا: اولین انتقامجو» است، بعید است بتواند جز عاشقان شخصیت "کاپیتان آمریکا" کسان دیگری را طرفدار متعصب خود کند، با این حال آنقدر ماهرانه ساخته شده است که کسانی که از این گونه آثار سینمایی لذت میبرند اوقات خوشی را با این فیلم سپری خواهند کرد. همچنین بر خلاف برخی دیگر از فیلم های مرتبط با «انتقامجویان»، یک پیش درآمد بیهوده یا یک پیوست اضافی نیست. این فیلم داستان خودش را تعریف میکند و بر خلاف «تور 2» و «مرد آهنی 3» غیبت دیگر اعضای گروه "انتقامجویان" در آن حس نمیشود.علت آن این است که «سرباز زمستانی» از برخی جهات شبیه به یک "انتقامجویان" کوچک و جمع و جور عمل میکند. داستان علاوه بر "کاپیتان آمریکا" سراغ "بیوه سیاه/ناتاشا رومانوف" و "باز(فالکن)/سام ویلسون" نیز میرود. همچنین "نیک فیوری" غیرقابل پیش بینی و افسار گسیخته نیز حضور دارد، که نقشش در اینجا بیش از هر جای دیگری خارج از "انتقامجویان" پر رنگ است. رابرت ردفورد – که گزارش ها حاکی از آن است که این نقش را به خاطر نوههایش پذیرفته است - شخصیت منفی محترم و دلپذیری در نقش "الکساندر پیرس" یک عضو شورای امنیت را به نمایش میگذارد.
دو سوم ابتدایی «سرباز زمستانی» بیشتر حس و حال یک تریلر جاسوسی در دوران جنگ سرد دارد تا یک اثر ابرقهرمانی. فیلم همانطور که انتظار میرفت با نبردهایی با جلوههای ویژه سنگین و صحنه های اکشن به موقع دنبال میشود، اما این سکانس ها نسبت به فیلم های مشابه بسیار منسجم و یکدست ساخته شده اند. با این که «سرباز زمستانی» به صورت 3 بُعدی نیز در دسترس است، با قیمت کمتر و به صورت 2 بُعدی هم قادر است تجربهای لذت بخش را رقم زند.
فیلم با ماموریتی آغاز میشود که کاپیتان یک تیم "شیلد" را به سوار شدن بر یک کشتی دزدیده شده هدایت میکند. حمله موفقیتآمیز به پایان میرسد، اما وقتی که کاپیتان متوجه میشود که انگیزه حقیقی این ماموریت حفاظت از داراییهای شیلد بوده است، نه نجات جان مردم، اختلافی بین او و رئیسِ شیلد پیش میآید. سپس بعد از آنکه فیوری به عنوان هدفِ ترور تعیین میشود، کاپیتان همراه با ناتاشا و سام در پی یافتن عامل فساد در شیلد بر میآید. در خلال این جستجو این سه متوجه میشوند که نه تنها عامل فساد از مقامات بسیار بالای شیلد است، بلکه پیرس یک مامور مافوق انسانی مخصوص را استخدام کرده است: یک قاتل سابق در شوروی با اسم مستعار "سرباز زمستانی". با رسیدگی به حساب فیوری، سرباز زمستانی "کاپیتان آمریکا" را هدف قرار میدهد.
ریتم و ضرباهنگ «سرباز زمستانی» در حد مطلوب و صحنههای اکشن برای پیشبرد داستان کافی است، یعنی آنقدر زیاد نیست که جای همه چیز را بگیرد. یکی از عناصر کلیدی در موفقیت فیلم این است که زمان کافی را به گسترش روابط بین چهار شخصیت اصلیاش اختصاص میدهد. روابط و کنش و واکنش بین انسانها معمولا در فیلم های ابرقهرمانیِ "استاندارد" عنصری کلیدی به حساب نمیآید. نحوه پرداختن به این عنصر در «سرباز زمستانی» مُهر تاییدی است بر اهمیت و جایگاه این فیلم. از سویی داستان آنقدر بر روی توسعه شخصیت تمرکز نمیکند که در آن غرق شود، بلکه به اندازه کافی به جزئیات شخصیتهای اصلی میپردازد تا پا را از سطح تصاویر متحرک معمول فراتر گذارد.
روایت داستانی فیلم از عناصر غیرقابل پیش بینی بی بهره نیست و از تغییرات ناگهانی و بر هم زدن وضع موجود واهمه ای ندارد. بینندگان کنجکاو میشوند ببینند که این فیلم چه اثرات جانبی بر روی سریال «شیلد» شبکه تلویزیونی ایبیسی خواهد داشت. در پایانِ «سرباز زمستانی» اتفاقات به گونهای رقم میخورند که بیشتر نوید دهنده یک «کاپیتان آمریکا 3» هستند تا «انتقامجویان 2». با این حال یک سکانس در خلال تیتراژ پایانی تعبیه شده است، که هدف آن فراهم کردن مقدمهای برای بلاک باستر تابستان در پیش رو است.
بارزترین امتیازی که «سرباز زمستانی» دارد این است که به یکنواختی و شباهتهایی که بسیاری از فیلم های ابرقهرمانی دیگر به آن دچار هستند مبتلا نشده است. سپردن زمام امور به دستان برادران جو و آنتونی روسو – که کارنامهشان عموما متشکل از کارهای تلویزیونی است – نشان دهنده آن است که مارول با این تصمیم قصد داشته است با «سرباز زمستانی» به سبک و زیبایی شناسی متفاوتی دست یابد. چیره دستی برادران روسو به ویژه در صحنههای آرام و شخصیت محور آشکار است. با این حال در مورد سکانس های اکشن با اینکه به خوبی از عهدهاش برآمده اند، چیز قابل تمایزی ارائه نمیشود.
«سرباز زمستانی» از آن دست فیلم های مطرحی است که به ندرت در خارج از فصل های کریسمس یا تابستان اکران میشوند. به دلیل نبود رقیب جدی در فروش، این فیلم به احتمال فراوان به فروش قابل توجهی دست پیدا خواهد کرد و تا چهار هفته دیگر که «مرد عنکبوتی شگفت انگیز 2» به میدان بیاید به تسخیر گیشهها ادامه خواهد داد. بعید است این فیلم به سرنوشت «مرد آهنی 3» و «تور 2» دچار شود و به مذاق طرفداران کامیک بوک خوش نیامد. این فیلم یک سرگرمی غیرمعمولی چشمگیر است، که هر از گاهی نیاز آن را حس میکنیم.
(قابل توجه افرادی که تیتراژ پایانی را تماشا میکنند: دو "صحنه ویژه" در تیتراژ وجود دارد؛ صحنه اول به صورت مستقیم فیلم را به «انتقامجویان 2» پیوند میزند. صحنه کوتاه دیگری هم پس از پایان تیتراژ وجود دارد. البته این صحنه چیز مهمی نیست و برای کسانی قرار داده شده است که تصمیم دارند تا انتها فیلم را تماشا کنند).
دیدگاه ها
سکانس تعقیب و گریز جکسون با پلیس ها در خابان و حمله سرباز زمستانی به کاپیتان آمریکا و رفقاش در اتوبان و درگیریشون در روی پل و ادامه ی او فوق العاده ست. موسیقی شاهکار فیلم هم فراموش نشدنیه.
این یکی از هر نظر بهتر از اولی بود. هم خیلی خوش ساخت تر بود و هم داستان بهتر و جذاب تری داشت. ولی روی هم رفته خیلی بیشتر از اینها جای کار داره تا "کاپیتان آمریکا" تبدیل به یک فیلم درست و درمون و ماندگاری بشه.
این یکی رو هم اصلا دوست نداشتم اما از قسمت اولش خیلی بهتر بود.